منظور از مقدم بودن جرح بر تعدیل چیست؟
منظور از مقدم بودن جرح بر تعدیل چیست؟ موضوع: علوم حدیث تاریخ انتشار: 2013-08-03 | بازدید: 1344

منظور از مقدم بودن جرح بر تعدیل چیست؟ لطفا مفصل توضیح دهید؟

 

الحمدلله،

این مسئله زمانی مطرح است که در مورد یک راوی ما بین اهل علم بر سر تجریح یا تعدیل وی اتفاق نظر نباشد، که در این هنگام برای ترجیح یکی بر دیگری یکسری ضوابط وجود دارد، از جمله قاعده ای (نه چندان کلی و فراگیر) زیر که درست آن چنین است :

«جرح مفسر بر تعدیل مجمل مقدم است».

یعنی اگر کسی که قائل بر جرح راوی باشد، اطلاع بیشتری از راوی داشته باشد و علت جرح را بیان کند، در آنصورت جرح راوی (بر تعدیل وی) ترجیح داده می شود، مگر آنکه کسی که قائل بر تعدیل راوی است بگوید: «من می دانم سببی که باعث جرح او شده از بین رفته و باقی نمانده»؛ در اینصورت حکم به تعدیل راوی خواهد شد، زیرا قائل بر تعدیل اطلاعات بیشتری (از راوی) دارد.

مثلا یکی از ائمه جرح و تعدیل می گوید : فلانی ثقه است، ولی دیگری می گوید : ثقه نیست، چون من دیدم که او شراب می خورد! یا فلانی به من گفت که دیدم فلانی شراب می خورد.

در اینجا قول جارح را بر معدل ترجیح می دهیم، چونکه او اطلاع بیشتری از وضعیت راوی بیان کرده است.

نکته ظریفی که نباید از آن غافل ماند اینست که : گاهی سبب تجریح یک راوی موجب جراحت او نمی شود و گاهی می شود؛ بعنوان مثال : مردم کوفه معتقد بودند که نبیذ حرام نیست، آنها معتقد بودند که هر مایع مست کننده ای که از خرما و انگور ساخته شود حرام است، اما سوای آن حرام نیست! حال اگر فرد جارح بگوید که فلان راوی را (که اهل کوفه است) دیدم (یا شنیده ام درباره وی) که نبیذ می خورد، با این علت جرح او مؤثر واقع نمی شود، اما اگر بگوید : فلان راوی را (که اهل بصره است) دیدم (یا درباره او شنیدم) که نبیذ می خورد، این علت برای تجریح او مؤثر واقع می شود، زیرا مردم بصره معتقد به تحریم نبیذ بودند.

هدف از بیان این مثال آن بود که اسباب جرح راوی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است، و فرد طالب علم باید به این نکات مهم و تعیین کننده هم اشراف داشته باشد، تا دچار اشتباه نشود.

امام سیوطی در کتاب " تدریب الراوی" گفته : «هرگاه درباره یک راوی هم جرح و هم تعدیل وارد شود و علت جرح تشریح شده باشد، در اینحالت جرح او بر تعدیل مقدم است هرچند که تعداد افرادی که وی را تعدیل کردند بیشتر باشد. این صحیح ترین قول نزد فقهاء و اصولیون است، و خطیب بغدادی این قول را از جمهور علماء نقل کرده، زیرا کسی که قائل بر جرح راوی است آگاهی بیشتری نسبت به احوال او دارد که تعدیل کننده وی این آگاهی را ندارد».

شبیه همین سخن را امام نووی رحمه الله در کتاب ( التقریب : 309/1) آورده است.

و حافظ ابن حجر رحمه الله در (شرح النخبة ص:155) گفته : «جماعت علماء جرح را بر تعدیل مقدم می دانند، اما این امر زمانی است که سبب جرح روشن باشد، و از جانب کسی بیان گردد که به اسباب جرح راویان آشنایی داشته باشد، چرا که اگر سبب جرح راوی روشن نباشد نمی تواند موجب لطمه وارد کردن به معدل (کسی که راوی را تعدیل کرده) شود، و همچنین اگر از جانب شخصی نا آشنا به اسباب جرح وارد شود باز موجب لطمه به نظر معدل نخواهد شد.

هرگاه یک راوی از جانب شخصی آشنا به اسباب جرح و تعدیل، تجریح شود و کسی وی را تعدیل نکرده باشد (یعنی فقط از جرح او گفته باشند) در اینحالت جرح راوی پذیرفته است حتی اگر بصورتی مجمل بیان شده و اسباب جرح ذکر نشده باشد، زیرا مادامیکه سخنی از تعدیل وی وارد نشده باشد پس راوی در حالتی مجهول است، و اعمال قول جرح بر اهمال آن اولاتر است».

وعلامه البانی رحمه الله در نوار صوتی "سلسلة الهدی و النور" شماره 85 چنین می گوید: «الجرح مقدم علی التعدیل إذا کان الجرح مؤثراً».

«جرح بر تعدیل مقدم است هرگاه جرح کارامد و سودمند باشد».

یعنی اسبابی که موجب تجریح راوی می شود به حد و درجه ای برسد که باعث جرح راوی شود.

و باز گفته : «ولیس یخفی علی المتقنین لهذا العلم أن الجرح مقدم علی التعدیل، وبخاصة إذا کان المعدِّل معروفاً بالتساهل». "سلسلة الأحادیث الضعیفة" (13/ 148).

یعنی: «بر اساتید این علم پنهان نیست که : جرح بر تعدیل مقدم است، خصوصا اگر فرد تعدیل کننده به تساهل در امر تعدیل معروف باشد».

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت IslamPP.Com

 

نصیحت و حکمت

قال أبو سلیمان الدارانی رحمه الله : «اختلفوا علینا فی الزهد بالعراق ؛ فمنهم من قال: الزهد فی ترک لقاء الناس ، ومنهم من قال: فی ترک الشهوات ومنهم من قال : فی ترک الشبع، وکل منهم قریب بعضه من بعض ، قال: وأنا أذهب إلی أن الزهد فی ترک ما یشغلک عن الله عز وجل». "جامع العلوم والحکم " (ص : 310).

ابو سلیمان دارانی رحمه الله فرمود: «علمای عراق درباره تعریف زُهد اختلاف کرده اند: بعضی گفته اند: زهد با ترک مردم (و دنیا) حاصل می شود، و بعضی گفته اند: زهد با ترک شهوات بدست می آید، و بعضی دیگر گفته اند: زهد در ترک سیر شدن از غذا است، و هرکدام از این معانی به هم نزدیکند، و بنظر من زهد یعنی ترک هرآنچیزی که تو را از خداوند عزوجل غافل می کند».

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.