صحت یا ضعف ماجرای ثعلبه بن حاطب که از پیامبر خواست برایش دعای مال کند
صحت یا ضعف ماجرای ثعلبه بن حاطب که از پیامبر خواست برایش دعای مال کند موضوع: اهل بیت و صحابه تاریخ انتشار: 2013-08-03 | بازدید: 810

در مورد ثعلبه بن حاطب هم که در سوره توبه آمده میخواستم توضیح بدهید و اتهامی هم که به ایشان میزنند دوست دارم سندش را برایم شرح بدهید و مفصل بررسی سندی کنید؟

 

الحمدلله،

درباره شأن نزول آیه 75 از سوره توبه که می فرماید: « وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ * فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ * فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِی قُلُوبِهِمْ إِلَی یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا کَانُواْ یَکْذِبُونَ» توبه (75-77).

یعنی : « بعضی از آنها (منافقان) با خدا پیمان بسته بودند که: اگر خداوند ما را از فضل خود روزی دهد، قطعاً صدقه خواهیم داد؛ و از صالحان (و شاکران) خواهیم بود. امّا هنگامی که خدا از فضل خود به آنها بخشید، بخل ورزیدند و سرپیچی کردند و روی برتافتند. این عمل، (روح) نفاق را، تا روزی که خدا را ملاقات کنند، در دلهایشان برقرار ساخت. این بخاطر آن است که از پیمان الهی تخلّف جستند؛ و بخاطر آن است که دروغ می‏گفتند».

چنین نقل می کنند که : «طبرانی، ابن مردویه، ابن ابوحاتم و بیهقی در «دلائل» از ابوامامه و نیز ابن‌جریرطبری‌ به‌ اختصار داستان‌ ثعلبه‌بن‌حاطب‌ را با اسانید آن‌ از ابن‌عباس‌ و حسن‌ و قتاده‌ روایت‌ نموده‌ و سپس‌ این‌ داستان‌ را به‌ تفصیل‌ از ابی‌امامه‌ باهلی‌ چنین‌ نقل‌ کرده‌ است‌: ثعلبه‌بن‌حاطب‌ نزد رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم آمد و گفت‌: یارسول‌الله! از خدا بخواهید که‌ به‌ من‌ مالی‌ ارزانی‌ دارد زیرا سوگند به‌ ذاتی‌ که‌ شما را به‌ حق‌ برانگیخته‌ است‌، اگر او به‌ من‌ مالی‌ عنایت‌ کند، قطعا حق‌ هر ذی‌حقی‌ را از آن‌ خواهم‌ داد. رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: « ویحک یا ثعلبة! قلیل تؤدی شکره، خیر من کثیر لا تطیقه» «وای‌ برتو ای‌ ثعلبه‌! مال‌ اندکی‌ که‌ شکر آن‌ را بتوانی‌ گزارد، بهتر از مال‌ بسیاری‌ است‌ که‌ تاب‌ شکر آن‌ را نتوانی‌آورد». ولی‌ او گفت‌: یا رسول‌الله! التماس‌ می‌کنم‌ که‌ از خدا برای‌ من‌ این‌ گونه‌ درخواست‌ کنید. پس‌ رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم چنین‌ دعا کردند: « اللهم ارزق ثعلبة مالا» «بارالها! به‌ ثعلبه‌ مالی ‌ارزانی‌ دار». راوی‌ می‌گوید: پس‌ از آن‌، ثعلبه‌ گوسفندانی‌ را پروراند و آن ‌گوسفندان‌ چنان‌که‌ کرمها و حشرات‌ به‌زودی‌ و به‌ انبوهی‌ رشد و تکثر می‌کنند، تکثر کردند تا بدانجا که‌ در اندک‌ مدتی‌، مدینه‌ بر آنها تنگ‌ آمد و ثعلبه‌ بناچار با آنها از مدینه‌ به‌ صحرا بیرون‌ رفت‌، باز هم‌ گوسفندان‌ او بیشتر و بیشتر شدند و این‌ روند چنان‌ روبه‌ فزونی‌ بود که‌ او باز هم‌ از حول‌وحوش‌ مدینه‌ دورتر رفت‌، سرانجام‌، کار او بدانجا انجامید که‌ نه‌ به‌ نماز جمعه‌ای‌ حاضر می‌شد و نه‌ به‌ جنازه‌ای‌. در این‌ هنگام‌ بود که‌ رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ای‌ وای‌ بر ثعلبه‌بن‌حاطب‌! ای ‌وای‌ بر ثعلبه‌بن‌ حاطب‌!».

سپس‌ پیامبر صلی الله علیه وسلم دو تن‌ از اصحاب‌ را برای‌ جمع‌آوری‌ زکات‌ اموال‌ و احشام‌ مردم‌، به‌ اطراف‌ و نواحی‌ فرستادند، آن‌ دو تن‌ نزد ثعلبه‌ نیز آمدند و از او خواستند تا زکاتش‌ را بپردازد ولی‌ او گفت‌: آنچه‌ که‌ شما زکات‌ نامش‌ گذاشته‌اید، چیزی‌ جز جزیه‌ نیست‌! بدین‌ گونه‌، از دادن‌ زکات‌ سرباز زد. آن‌ دو به‌ مدینه‌ بازگشتند و چون‌ رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم ایشان‌ را دیدند، قبل‌ از آن‌که‌ با ایشان ‌سخنی‌ بگویند، فرمودند: «ای‌ وای‌ بر ثعلبه‌بن‌حاطب‌!». همان‌ بود که‌ خدای‌ عزوجل‌ این‌ سه‌ آیه‌ را درباره‌ وی‌ نازل‌ کرد. یکی‌ از نزدیکان‌ ثعلبه‌ که‌ این‌ آیات‌ را شنید بی‌درنگ‌ نزد وی‌ آمد و به‌ وی‌ گفت‌: وای‌ بر تو ای‌ ثعلبه‌! درباره‌ تو این‌... واین‌ آیه‌ نازل‌ شده‌ است‌. راوی‌ می‌گوید: همان‌ بود که‌ ثعلبه‌ به‌ مدینه‌ آمد و زکات ‌مال‌ خویش‌ را به‌ رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم تقدیم‌ کرد و گفت‌: یا رسول‌الله! این‌ زکات‌ مال‌ من‌ است‌ که‌ اینک‌ تقدیم‌ شما می‌کنم‌. اما رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم خطاب‌ به‌ وی‌ فرمودند: خدای‌ عزوجل‌ مرا از پذیرفتن‌ زکات‌ تو منع‌ کرده‌ است‌. ثعلبه‌ شروع‌ به‌ گریستن ‌کرد و بر سر خود خاک‌ می‌افشاند ولی‌ هرچه‌ التماس‌ کرد، رسول‌ خدا صلی الله علیه وسلم از وی‌ نپذیرفتند. سپس‌ بعد از ایشان‌، ابوبکر صدیق‌ رضی الله عنه  نیز در عهد خویش‌ از وی‌ نپذیرفت‌، بعد از او، عمر رضی الله عنه  و عثمان‌ رضی الله عنه  نیز از وی‌ نپذیرفتند و سرانجام‌، درخلافت‌ عثمان‌ رضی الله عنه  مرد».

کسانی که به این داستان باور کرده اند، گفتند: این‌ آیه‌ درباره‌ یکی‌ از منافقان‌ مدینه‌ به‌نام ‌ثعلبه‌بن‌حاطب‌ نازل‌ شد و او از کسانی‌ بود که‌ مسجد ضرار را بنا کردند، با این حساب او داخل در تعریف صحابه نمی شود.

اما علامه ناصرالدین البانی محدث معاصر ضمن نقل این روایت و ذکر سند و منابع آن اظهار می دارد: «این حدیث با وجود شهرتی که دارد اما منکر است، و آفت آن علی بن یزید الالهانی متروک است» "سلسلة الأحادیث الضعیفة" (1607).

در جای دیگری ضمن بیان سندش : «

(ابن جریر در "تفسیرش" (14/ 16987) ، و همچنین مانند وی را ابن أبی حاتم آورده چنانکه ابن کثیر در "تفسیرش" (2/ 374) از او نقل کرده ، و طبرانی در "المعجم الکبیر" (8/ 260/ 7873) از طریق :  معان بن رفاعة السلمی، عن أبی عبد الملک علی بن یزید الألهانی: أنه أخبره عن القاسم بن عبد الرحمن: أنه أخبره عن أبی أمامة الباهلی، عن ثعلبة بن حاطب الأنصاری أنه قال لرسول الله صلی الله علیه وسلم ادع الله أن یرزقنی مالاً .. )

می گوید : سند این روایت بسیار ضعیف است، چنانکه حافظ ابن حجر در "تخریج الکشاف" (4/ 77/ 133) نیز همین را گفته، و دلیل ضعف سند بخاطر " علی بن یزید الألهانی " که هیثمی درباره او گفته : "او متروک الحدیث است". همچنین حافظ عراقی در "تخریج الإحیاء" (3/ 135) گفته : سند روایت ضعیف است. "سلسلة الأحادیث الضعیفة" (4081).

همچنین امام سیوطی در کتاب "اسباب النزول" خود ذیل آیه 75 توبه آورده: (طبرانی، ابن مردویه، ابن ابوحاتم و بیهقی در «دلائل» با سند ضعیف از ابوامامه روایت کرده اند .. که در ادامه داستان ثعلبه را بیان می کند)، و محقق کتاب "اسباب النزول" یعنی عبدالرزاق المهدی در تعلیق بر آن چنین می گوید: « طبری 17001، بیهقی در دلائل 5 / 289 از ابن عباس روایت کرده اند، در این اسناد عطیة عوفی واهی است و مناکر زیادی را روایت کرده است، و پایین‌تر از او راوی‌های مجهول هستند، خبر باطل است و اصلی ندارد».

 

نکته : فرد دیگری بنام " ثعلبة بن حاطب بن عمرو بن عبید " از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم وجود دارد که از اصحاب بدر بود و بر طبق گفته " ابن الکلبی" در غزوه احد به شهادت رسید. و حافظ ابن حجر گفته : این ثعلبه که در غزوه بدر حضور داشته با ثعلبه دوم که آن قصه درباره او نقل شده یکی نیستند. "الإصابة فی معرفة الصحابة"

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com).

 

نصیحت و حکمت

قال الحسن: «ضحک المؤمن غفلة من قلبه». وقال: «کثرة الضحک تمیت القلب».

امام حسن بصری رحمه الله فرمودند: «خنده ی (زیاد) مؤمن، غفلتی از قلبش است».

و فرمود: «خنده ی زیاد قلب را می میراند».

الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.