راه اثبات قصاص کدام ها هستند؟
راه اثبات قصاص کدام ها هستند؟ موضوع: حدود و قصاص تاریخ انتشار: 2013-08-03 | بازدید: 1002

راه هایی که قصاص را ثابت می کند کدامند؟ لطفا از نظر قرآن و اگر حدیثی در این باره است بفرمایید.

 

الحمدلله،

جمهور اهل علم گفتند: قصاص به یکی از سه مورد زیر ثابت می‌شود :

1- اعتراف و اقرار :

که به دلیل کتاب و سنت، اقرار کردن معتبر است. الله متعال می فرماید: «وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِیثَاقَ النَّبِیِّیْنَ لَمَا آتَیْتُکُم مِّن کِتَابٍ وَحِکْمَةٍ ثُمَّ جَاءکُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَی ذَلِکُمْ إِصْرِی قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَکُم مِّنَ الشَّاهِدِینَ» (آل عمران 81).

یعنی : و (به خاطر بیاورید) هنگامی را که خداوند، از پیامبران (و پیروان آنها)،پیمان مؤکّد گرفت، که هرگاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پیامبری به سوی شما آمد که آنچه را با شماست تصدیق می‏کند، به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید! سپس (خداوند) به آنها گفت: «آیا به این موضوع، اقرار دارید؟ و بر آن، پیمان مؤکّد بستید؟» گفتند: «(آری) اقرار داریم!» (خداوند به آنها) گفت: «پس گواه باشید! و من نیز با شما از گواهانم».

و از انس رضی الله عنه روایت است که گفت : «أن یهودیا رض رأس جاریة بین حجرین، فقیل لها : من فعل بک هذا؟ أفلان،أفلان؟ حتی سمی الیهودی فأومات برأسها، فجی بالیهودی فاعترف، فأمر به النبی صلی الله علیه وسلم فرض رأسه بالحجارة» متفق علیه

یعنی: «مردی یهودی سر کنیزی را بین دو سنگ کوبیده بود، به جاریه گفته شد چه کسی این کار را با تو کرد؟ فلانی؟ فلانی؟ تا اینکه نام یهودی برده شد، (جاریه) با سرش اشاره کرد، یهودی را آوردند و اعتراف کرد. پیامبر صلی الله علیه وسلم به قصاص دستور داد و سرش را با سنگ درهم کوبیدند».

و از وائل بن حجر روایت شده‌که‌گفت‌: من در حضور پیامبر صلی الله علیه و سلم  نشسته بودم که مردی آمد ومرد دیگری را با طناب همراه خود می‌کشید وگفت ای رسول خدا این شخص برادرم را کشته است‌. پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود: « إِنَّهُ لَوْ لَمْ یَعْتَرِفْ أَقَمْتُ عَلَیْهِ الْبَیِّنَةَ » اگر او اعتراف نکند بر علیه او گواهان و بینه داری‌؟‌... سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم  خطاب بدان شخص گفت‌: «أَقَتَلْتَهُ؟» آیا تو او را کشته‌ای‌؟‌... او پاسخ داد: آری وی راکشته‌ام‌... تا آخر حدیث‌که مسلم (1680) و نسائی آن را روایت کرده‌اند.

و گفته‌اند: «الاقرار سید ا‌لادله» [اقرار بهترین دلیل است‌]‌.

 

2- شهادت دومرد عادل :

از رافع بن خدیج روایت است : مردی از انصار در خیبر کشته شد. اولیاء او نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم رفتند و جریان را به او خبر دادند. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : «لکم شاهدان یشهدان علی قتل صاحبکم؟» «آیا دو شاهد داریدکه بر قتل دوستتان گواهی بدهند؟» گفتند : ای رسول خدا!در آنجا هیچ مسلمانی نبود، و همه آنها یهودی بودند و ممکن است جرأت انجام کارهای بزرگتر از این را هم داشته باشند، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (فاختاروا منهم خمسین فاستحلفوهم) «پنجاه نفر از آنان را انتخاب کنید و سوگندشان دهید» ولی آنان از سوگند خوردن امتناع ورزیدند و در نتیجه پیامبر صلی الله علیه وسلم خودش خونبهای مقتول را پرداخت کرد. ابوداود (4501).

ابن قدامه در مغنی‌گفته است‌: درباره قتل‌، شهادت و گواهی یک مرد و دو زن قبول نیست‌. و همچنین‌ گواهی یک نفر، همراه قسم و سوگند خوردن خوانخواه نیز قبول نیست و دراین باره میان اهل علم خلافی سراغ نداریم‌، چون قصاص ریختن خون است‌، در مجازات ریختن خون دیگری‌، و در مجازات جنایت احتیاط در آن لازم است شرط است‌که در گواه عادل باشند همانگونه‌که در حدود نیز چنین است‌. این احتیاط لازم و واجب است خواه قصاص برمسلمان یاکافر یا حر و آزاده یا عبد واجب‌گردد، چون برای دفع مجازات احتیاط می‌شود.

 

3- قسامه :

به معنای سوگند و قسم مکرر در دعوی قتل است، یعنی اولیای مقتول جهت اثبات قتل بر متهم سوگند می خورند، و یا متهم قسم می خورد تا قتل را از خود نفی کند.

قسامه از دوران جاهلیت وجود داشت و وقتی اسلام آمد منکر آن نشد، و در صحیح مسلم به روایت مردی از انصار آمده که گفت : «أَنَّ رَسُولَ الله صلی الله علیه وآله وسلم أَقَرَّ الْقَسَامَةَ عَلی مَا کَانَتْ عَلَیْهِ فی الجاهِلِیّةِ وَقَضی بها رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم بَیْنَ نَاسٍ مِنَ الأنْصَار فی قَتِیلٍ ادَّعَوْهُ عَلی الْیَهُودِ». مسلم (1670).

یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم روش قسامه (سوگند دادن) را بر همان روشی که در زمان جاهلیت بود؛ مورد تأیید قرار داد، وبرهمان روش بین انصارو یهودیان، که انصار ادعا

می کردند؛ یهودیان یکی از آنان را کشته اند، قضاوت فرمود.

و سهل بن ابو حثمه از مردانی از بزرگان قریش روایت می کند که : «أَنَّ عَبْدَ الله بنَ سَهْلٍ وَمُحَیِّصَةَ بنَ مَسْعُودٍ خَرَجا إلی خَیْبَرَ مِنْ جَهْدٍ أَصابهمْ فَأُتِیَ مُحَیِّصَةُ فَأُخْبر أَنّ عَبْدَ اللَّهِ بنَ سَهْلٍ قَدْ قُتِلَ وَطُرحَ فی عَیْنٍ فَأَتی یهُودَ فَقَالَ : أَنْتُمَ واللَّهِ قَتَلْتُمُوهُ قالوا : وَاللَّهِ مَا قَتَلْنَاهُ فَأَقْبَلَ هُوَ وأَخُوهُ حُوَیِّصَةُ وَعَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ سَهْلٍ فَذَهَبَ مُحِیِّصَةُ لِیَتَکَلّم فَقَالَ رَسولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم : « کَبِّرْ کَبِّرْ » یُریدُ السِّنَّ فَتَکَلّمَ حُوَیِّصَةُ ثمَّ تَکلّمَ مُحَیِّصَةُ فَقَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه وآله وسلم : « إمّا أَنْ یَدُوا صَاحِبَکم وَإمّا أَنْ یَأَذَنُوا بحَربٍ » فَکَتَبَ إلَیْهِمْ فی ذِلکَ فَکَتَبُوا : إنّا واللَّهِ مَا قَتَلْنَاهُ فَقَالَ لِحوَیِّصَةَ وَمُحَیِّصَةَ وَعَبْدِ الرَّحْمَنِ بنِ سَهْلٍ : « أَتَحْلِفُونَ وَتَسْتَحِقُّونَ دَمَ صَاحِبِکُمْ ؟ » قَالُوا : لا قَالَ : «فَیَحْلِفُ لَکُمْ یَهُودُ ؟ » قَالُوا : لَیْسُوا مُسْلِمِینَ، فَوَدَاهُ رَسُول اللَّهِ صلی الله علیه وآله وسلم مِنْ عِنْدَهِ فَبَعَثَ إلیْهِمْ مَائة نَاقَةٍ قَالَ سَهْلٌ : فَلَقَدْ رَکَضَتْنی مِنْهَا ناقَةٌ حَمْرَاءُ» . متفق علیه

یعنی: عبدالله بن سهل و محیصه بن مسعود به خاطر تنگدستی شان به خیبر رفتند، محیصه آمد و خبر داد که عبدالله بن سهل کشته شده و در چشمه ای انداخته اند، لذا محیصه نزد یهودیان رفت و گفت : بخدا سو گند شما او را کشته اید .آنان گفتند: بخدا سو گند ما او نکشته ایم، لذا او با برادرش حویصه و عبدالرحمن بن سهل نزد پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم رفتند و محیصه خواست شروع به سخن گفتن نماید؛ رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرمود : « بزرگتر بزرگتر» یعنی بگذار کسی که از تو بزرگ تر است سخن بگوید، منظور بزرگتر از سن و سال است، بنابراین نخست حویصه صحبت کرد .سپس محیصه صحبت کرد، آنگاه پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم فرمود: «یهودیان باید خونبها رفیق شما را پرداخت نمایند، و یا اعلان جنگ کنند». این موضوع را طی نامه ای به اطلاع یهودیان رساند . در پاسخ نوشتند : بخدا سو گند ما او را نکشته ایم. آنگاه پیامبر صلی الله علیه و سلم به حویصه و محیصه و عبدالرحمن فرمود :« آیا سو گند می خورید (که یهودیان او را کشته اند ) تا در آن صورت مستحق خونبهای رفیقتان شوید؟» گفتند : خیر، پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود : « پس یهودیان برایتان سوگند می خورند (که او را نکشته اند)» گفتند : آنان مسلمان نیستند؛ در نتیجه پیامبر خدا صلی الله علیه وآله  سلم خونبهایش از نزد خودش پرداخت و صد شتر برای آنان فرستاد، سهل می گوید: یکی از آنان که شتر قرمز رنگ بود، مرا لگد زد .

جمهور فقهاء و از جمله مذاهب اربعه، و نیز صحابه و تابعین و ظاهریه، بر مشروعیت قسامه تاکید کردند. ولی بعی از سلف صالح مانند عمر ابن عبدالعزیز قسامه را عمل نمی کرد، و گفتند : چگونه اولیای دم که شاهد قتل نبودند بر چیزی سوگند می خورند که حس نکردند، و نیز به حدیث ابن عباس از پیامبر صلی الله علیه وسلم استدلال کردند که فرمود : «لو یُعطی النّاسُ بدَعْواهم لادَّعی ناسٌ دماءَ رجالٍ وأَموالهم ولکن الیمینُ علی المدَّعی علیه». متفق علیه

یعنی: «اگر به مردم با ادعایشان داده شود، قطعاً کسانی ادعای خون و مال دیگران را می کردند، لیکن بر مدعی علیه سوگند است».

البته قسامه شروطی دارد که در کتب فقهی مطول ذکر آن آمده است که می توانید به آن مراجعه کنید، مانند "المغنی" ابن قدامه و "مغنی المحتاج" شافعیه..

جمهور اهل علم از جمله امام مالک و شافعی و احمد و دیگران گفتند : سوگند خوردن در قسامه در ابتدا متوجه مدعیان است بعد اگر نخواستند که سوگند بخورند متوجه مدعی علیه (متهم) است، بدین صورت که : اولیای مقتول پنجاه مرتبه قسم یاد می کنند، اگر قسم خوردند؛ پس ادعای آنها ثابت شده و به نفع آنها حکم داده می شود؛ چه با قصاص باشد یا دیه، اما اگر مدعیان قسم نخورند، این بار فرد متعم (مدعی علیه) پنجاه مرتبه سوگند یاد می کند و از اتهام قتل برائت می نماید و می گوید: «والله من او را نکشتم، و در قتلش شراکت نجستم، و سبب قتل وی نشدم».

حنابله این را هم گفتند : اگر مدعیان سوگند نخورند، و به سوگند متهم راضی نباشند، فرد متهم یا متهمین تبرئه می شوند، و در عوض دیه از بیت المال به اولیای مقتول داده می شود.

و شافعیه گفتند : اگر فرد متهم (مدعی علیه) از قسم خوردن اباء ورزید، در اینحالت سوگند بر مدعیان وارد می شود، اگر سوگند خوردند پس متهم مجازات می شود، اگر آنها هم سوگند نخورند، پس چیزی ثابت نمی شود.

مالکیه گفتند : طرفین دعوا حبس می شوند؛ یا باید سوگند بخورند و یا تا ابد در آنجا بمانند، و بعضی از مالکیه گفتند : ابتدا شلاق زده می شوند و تنها یکسال حبس می شوند.

حنفیه گفتند : در قسامه، سوگند خوردن ابتدا متوجه مدعی علیه است، اگر سوگند یاد کرد در آنصورت دیه مقتول بر اهل محله لازم می گردد.

مراجعه کنید به : "حاشیه ابن عابدین" (5/403)، "مغنی المحتاج" (4/116)، "المغنی" (10/30).

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com).

 

نصیحت و حکمت

قال إبراهیم بن أدهم رحمه الله : «الزهد ثلاثة أصناف: فزهد فرض ، وزهد فضل ، وزهد سلامة ؛ فأما الزهد الفرض فالزهد فی الحرام، والزهد الفضل الزهد فی الحلال، والزهد السلامة الزهد فی الشبهات». "جامع العلوم والحکم " (ص : 310).

ابراهیم بن ادهم رحمه الله فرمودند: «زُهد سه نوع است: زهدی که فرض است، و زهدی که فضل است، و زهدی که مایه سلامت است؛ زهد فرض یعنی دوری از حرام، و زهد فضل یعنی بی رغبتی نسبت به حلال، و زهد سلامت یعنی پرهیز از شبهات».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.