حکم تکرار کردن الفاظ اقامه کننده و دعا بعد از آن
حکم تکرار کردن الفاظ اقامه کننده و دعا بعد از آن موضوع: اذکار و ادعیه و رقیه تاریخ انتشار: 2013-08-04 | بازدید: 878

آیا بعد از آنکه فرد مقیم (اقامه کننده) شروع به خواندن اقامه کرد، برای سایرین مستحب است که الفاظ آنرا تکرار کنند و در آخر هم صلوات بفرستند و دعای بعد از اذان یعنی : (اللهم رب هذه الدعوة التامة...) را بخوانند؟

 

الحمدلله،

جمهور علماء از جمله شافعیه و حنابله و اکثریت حنفیه گفتند : همانگونه که در مورد اذان مستحب است الفاظ آنرا بعد از مؤذن تکرار نمود، و در آخر بر پیامبر صلی الله علیه وسلم صلوات فرستاد و دعای (اللهم رب هذه الدعوة التامة...) را خواند، همانگونه هم در مورد اقامه مستحب است، زیرا اقامه حکم اذان را دارد. و از علمای معاصر نیز : علماء هیئت دائمی افتاء (اللجنة الدائمة للإفتاء)، و علامه عبد العزیز ابن باز، و علامه البانی نیز بر همین رأی هستند.

در کتاب "دائرة المعارف فقهی" آمده : «و همینطور به نسبت مقیم (کسی که اقامه می گوید) حنفیه و شافعیه و حنابله تصریح کرده اند که : مستحب است در اقامه همان گفته شود که در اذان گفته می شود». "الموسوعة الفقهیة" (18/250).

و در کتاب "الدر المختار" (1 /431) حنفی آمده : «و (الفاظ) اقامه جواب داده می شود بمانند اذان، و در وقت (قد قامت الصلاة) گفته می شود : (أقامها الله وأدامها)، و گفته شده : جواب داده نمی شود، چنانکه الشُّمُنِّی بدان معتقد است».

و شیرازی شافعی در "المهذب" گفته : «و برای کسی که اقامه را می شنود مستحب است آنچه مقیم می گوید تکرار کند». و امام نووی جمله ایشان را اینگونه شرح داده : «اصحاب ما (شافعیه) اتفاق نظر دارند – همانگونه که مصنف یعنی شیرازی گفته - تکرار الفاظ اقامه مستحب است» " المجموع " (3 / 122، 123) .

و ابن قدامه حنبلی گفته : «در مورد اقامه مستحب است که آنجه 0مقیم) می گوید را تکرار نمود». "المغنی" (1/474) .

و جمهور – که معتقد به تکرار الفاظ اقامه هستند – به این حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم استدلال کرده اند که می فرماید : «بَیْنَ کُلِّ أَذَانَیْنِ صَلاةٌ» متفق علیه . یعنی : « میان هر دو اذان نمازی وجود دارد». و منظور از دو اذان، یعنی بین اذان و اقامه .

و گفتند : مادامیکه اقامه، اذان نامیده شده، پس آن (اقامه) نیز مشمول این فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم می شود : «إِذَا سَمِعْتُمُ الْمُؤَذِّنَ، فَقُولُوا مِثْلَ مَا یَقُولُ ثُمَّ صَلُّوا عَلَیَّ، فَإِنَّهُ مَنْ صَلَّی عَلَیَّ صَلَاةً صَلَّی الله عَلَیْهِ بِهَا عَشْرًا، ثُمَّ سَلُوا اللهَ لِیَ الْوَسِیلَةَ» مسلم (384).

یعنی : هرگاه (ندای) مؤذن را شنیدید، آنچه را می‌گوید تکرار کنید سپس بر من صلوات بفرستید چون هر کس بر من یک صلوات بفرستد، خداوند در برابر آن ده صلوات بر او می‌فرستد سپس از خدا برایم طلب وسیله کنید (یعنی دعای: اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ اَلدّعوَةِ الـتّامّةِ .. )».

بنابراین آنچه برای اذان مستحب است، در مورد اقامه نیز مستحب است.

همچنین به روایت ابوداود استناد کردند که آورده: «.. عَنْ شَهْرِ بْنِ حَوْشَبٍ عَنْ أَبِی أُمَامَةَ أَوْ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّ بِلَالًا أَخَذَ فِی الْإِقَامَةِ فَلَمَّا أَنْ قَالَ قَدْ قَامَتْ الصَّلَاةُ قَالَ النَّبِیُّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَقَامَهَا اللَّهُ وَأَدَامَهَا» أبو داود (528).

یعنی : از شهر بن حوشب از ابو امامه یا یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت است که بلال شروع به اقامه گفتن کرد، وقتی که گفت : (قَدْ قَامَتْ الصَّلَاةُ) پیامبر صلی الله علیه وسلم چنین گفتند (أَقَامَهَا اللَّهُ وَأَدَامَهَا)».

ولی این حدیث ضعیف است، چنانکه امام نووی در " المجموع " (3 / 122) و حافظ ابن حجر در " التلخیص الحبیر " (1 / 211) و علامه البانی در " إرواء الغلیل " (241) و دیگران این حدیث را ضعیف دانسته اند.

علمای هیئت دائمی افتاء گفتند : « سنت این است، هنگامی که اقامه گفته می‌شود شنوندگان، الفاظی را که اقامه کننده می‌گوید تکرار کنند، چون که اقامه، اذان دوم است و مثل اذان به آن جواب گفته می‌شود، با این تفاوت وقتی که اقامه کننده (حی علی الصلاة و حی علی الفلاح) را می‌گوید شنونده به جای آن (لاحول و لا قوّة الاّ بالله) بگوید، و به وقت گفتن (قد قامت الصّلاة) خود همین لفظ را در جواب بگوید و جمله‌ی "اقامها الله " را نگوید چون حدیثی که در این باره آمده ضعیف است و از حدیث صحیح ثابت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است «إذَا سَمِعتُم المُؤذِّن فُقُولُوا مِثلَ مَایقُولُ». یعنی : «هر گاه (ندای) مؤذن را شنیدید آنچه را که می‌گوید شما هم بگویید» مسلم (384).

این حدیث، اذان و اقامه هر دو را شامل می‌شود چون هر دو اذان نامیده می‌شوند. هر گاه اقامه کننده (لا إله الاّ الله) را به پایان می برد، شنوندگان بر پیامبر صلی الله علیه وسلم صلوات فرستاده و دعای (اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ اَلدّعوَةِ الـتّامّةِ والصّلاة القَائِمَةِ...) را بخوانند، همان طور که پس از اتمام اذان نیز همین دعا را می خوانند، دلیلی نیافته‌ایم مبنی بر اینکه علاوه از این دعا، دعای دیگری بین اقامه و تکبیرة الاحرام مشروع است».

شیخ عبد العزیز بن باز، شیخ عبد الرزاق عفیفی، شیخ عبد الله بن قعود.

" فتاوی اللجنة الدائمة " (6 / 89، 90) .

 

و اما بعضی از احناف گفتند : تکرار الفاظ موذن و سپس صلوات بر پیامبر صلی الله علیه وسلم و دعای مقام محمود، تنها خاص اذان است، و در مورد اقامه مستحب نیست. و علامه ابن عثیمین در "الشرح الممتع" (2/84) و شیخ محمد بن إبراهیم در "الفتاوی" (2/136) – از فقهای معاصر – نیز همین رای را ترجیح داده اند.

و درباره حدیث « بَیْنَ کُلِّ أَذَانَیْنِ صَلاةٌ » – که مورد استناد جمهور است- گفتند : در واقع اقامه بر وجه تغلیب، اذان نامیده می شود، همانطور که مثلا در مورد خرما و آب گفته می شود : (أسودان)، و یا در مورد خورشید و ماه گفته می شود : (قمران)، و یا به ابوبکر و عمر رضی الله عنه می گویند : (عُمَران). و این تغلیب زمانی است که دو لفظ در یک لفظ واحد جمع شوند، مثلا هرگاه خورشید و ماه در یک لفظ جمع شوند، می گوییم : (قمران : دو ماه)، اما اگر گفته شود : ماه، هیچگاه این لفظ را بر خرشید اطلاق نمی کنند، و همینطور در مورد لفظ (اذانین : دو اذان) که بر اذان و اقامه اطلاق می شود، ولی لفظ اذان بر اقامه اطلاق نمی شود.

علاوه بر این فرق های زیادی بین اذان و اقامه هست که مانع از قیاس بین این دو، و دادن کل احکام اذان به اقامه می شود.

و در مورد روایت ابوداود هم گفتند : حدیث ضعیف است و حجت نیست.

از علامه ابن عثیمین درباره پیروی از الفاظ مقیم سوال شد که پاسخ دادند : «ابوداود حدیثی را در مورد پیروی کردن از الفاظ اقامه تخریج کرده، اما ضعیف است و قابل حجت نیست، و راجح آنست که (الفاظ اقامه) پیروی نشود»." مجموع فتاوی" (12 / السؤال رقم 129).

و باز از ایشان سوال شد : آیا بعد از اقامه نماز، ذکری وارد شد مانند : (اللهم رب هذه الدعوة التامة)، یا (أقامها الله وأدامها)، یا آنکه سکوت افضل تر است؟

پاسخ دادند : «جواب این سوال مبنی بر صحت حدیث وارده در این باره است، کسانی که حدیث را صحیح می دانند گفتند : همانگونه که الفاظ موذن جواب داده می شود و در انتهاء دعا می شود، الفاظ مقیم هم جواب داده می شود، که در وقت (قد قامت الصلاة) بگوید : (أقاماها الله وأدامها)، و بعد از پایان اقامه دعا کند، آن دعایی که بعد از اذان می گوید؛ اما این حدیث ضعیف است، و قول راجح آنست که : (پشت سر مقیم) چیزی گفته نشود، و الفاظ او تکرار نشود، و دعای اذان هم خوانده نشود». " لقاءات الباب المفتوح " (219 / السؤال رقم 1).

 

در هر حال؛ این موضوع یک مسئله اجتهادی است، و ادله طرفین محتمل است، و لذا هرکسی بدانچه که صحیح تر می داند عمل کند، و مشاجره بر سر این مسئله روا نیست، همانگونه که ما بر این رای هستیم که تکرار الفاظ مقیم و دعا بعد از آن مستحب نیست، و تنها خاص اذان است.

اما حتی اگر خواندن دعای بعد از اقامه ی نماز جایز هم باشد، باز خواندن آن با صدای بلند و بصورت جمعی، و یا امام دعا کند و بقیه آمین گویند، جایز نیست و واضح است که این امر بر خلاف سنت نبوی و خلفای راشده است.

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

قال ابن الجوزی ( تلبیس إبلیس: 447) ‏عن یحیی بن معاذ یقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلین والفقراء المداهنین والمتصوفة الجاهلین».

امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از یحیی بن معاذ نقل است که فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهیزید: عالمان غافل، فقیران تملق گو و صوفیان جاهل».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.