سحر و ساحری - بخش دوم
سحر و ساحری - بخش دوم موضوع: گناهها و محرمات تاریخ انتشار: 2013-07-03 | بازدید: 1255

........ پاک دامن و بی خبر:

 

چونکه ساحر ایمان به خدا را رها کرده واز جن ها استمداد می کند بقدری منفور ومبغوض خداوند است که حتی کسی که پیش او می رود هم نمازش قبول نمی شود. پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند:

«من اتی عرافا فساله عن شی ء لم تقبل له صلوات اربعین لیله »کسی که پیش منجم و فالگیر برود ودر باره چیزی از او سوال کند تا چهل شبانه روز نماز ش قبول نمی شود .کسانی که ساحران را تصدیق می کنند وبه گفتار و کردار آنها ایمان دارند به بهشت نمیروند . (مسلم :5/37 )

ابو موسی از پیامبر روایت  نموده است

«لا یدخل الجنه مدمن الخمر  ولا قاطع الرحم ومصدق بالسحر»(2) ؛ معتاد به شراب خواری و تصدیق کننده ساحر وقطع کننده  رابطه خویشاوندی داخل بهشت نمی شود . در حدیثی دیگر است که اگر کسی سحر بکند یا پیش ساحر برود و از ساحربخواهد که برایش سحر کند از امت پیامبر بیرون می شود . عمران بن حصین از پیامبر اسلام  روایت می کنند که فرموده اند: «لیس منا تطیرولا من تطیر له أو تکهن

أو تکهن له أو سحر أو سحر له »؛ از گروه ما نیست کسی که فال بد بگیرد یا پیش فال گیر برود یا تقاضای فال گیری کند یا اینکه پیش گویی کند یا درخواست پیش گویی کند یا اینکه جادو کند یا پیش جادوگری برای جادو کردن برود .ودر حدیث آمده است (صحیح ابن حبان :12/.166 ، مؤسسه ی الرساله ، بیروت)

«من عقد عقده ثم نفث فیها فقد سحر ومن سحر فقد اشرک »؛کسی که گرهی بست ودر آن دمید بدرستی جادو نموده است وکسی که جادو نموده است همانا شرک کرده است.(نسائی : 4/112 ، دارالفکر).

 ودر  حدیثی پیامبر اکرم  فرمودند :«ثلاث من لم یکن فیه واحده فان الله یغفر له ما سوی ذلک لمن یشاء من مات لا یشرک با لله شیئَا ولم یکن یتبع السحر ه ولم یحقد علی اخیه»؛کسی که از این سه چیز در او هیچکدام نباشد خداوند اگر بخواهد گناهان دیگر او را می بخشد :1- با خدا چیزی را شریک نکرده باشد2-پیش ساحران نرفته باشد 3-نسبت به برادرش کینه نورزد. (نسائی : 4/112 )

 اقوال ائمه و علماء در باره ی مجازات جادوگران چونکه جادوگران با روشهای متعددی جادو می کنند ،مجازات آنها بستگی به نوع سحر آنها دارد .

علامه قرطبی در تفسیرش نوشته است :« اگر ساحر ادعاء کند که من شکل وصورت انسانها را تغییر می دهم وبه شکل حیوان درمی آورم یا مسافت یک ماه را می توانم در یک شب طی کنم ومن می توانم در هوا (بدون وسیله )پرواز کنم در ضمن به مردم نیز تلقین کند که من بر حق هستم این جادوگر ،کافر است»(تفسیر قرطبی : 2/45 ، احیاء التراث العربی ، بیروت .)

چون ادعائی مانند معجزات پیامبران را می کند اما اگر بگوید سحر ،نیرنگ و حیله بازی و تر دستی و خیال افکنی و تزویر است کافر نمی شود و سزایش کشته شدن نیست بلکه گنهکار می گردد .

لذا  علمائی که می گویند ساحر کافر می شود و باید کشته شود ،مثل ائمه ی اربعه ،هدف شان این است که ساحر با کلامی سحر کرده که موجب کفر است،اگر چنان کلامی نباشد  کشته نمی شود اما گنهکار می گردد .

 امام شافعی  می فرمایند : «ساحر کشته نشود مگر در صورتی که با سحر ش فردی را کشته باشد واقرار کند که عمدا قتل را مرتکب شده است.» نزد امام ابو حنیفه امام مالک واحمد «اگر مسلمانی جادو کند مرتد می شود وتوبه اش پذیرفته نمی شود وقتل او واجب است .» نزد امام شافعی وطبق یک روایتی از امام احمد ساحر را واداربه توبه کنند واو را نکشند چونکه گناهش از شرک بزرگتر نیست مشرک را تشویق به توبه می کنند لذا ساحر را هم مجبور به توبه کنند و اگر ساحر فرد کافری بود  توبه اش پذیرفته می شود  همانطور یکه ساحران دربار فرعون توبه کردند وایمان آوردند وخداوند توبه آنها را قبول نمود پس توبه این مرتد (کسی که جرم سحر مرتد شناخته شده ) نیز پذیرفته  میشود .

(قرطبی: 2/48,احیا التراث العربی ,بیروت. فتح الباری : 1/183,احیاء التراث العربی، المغنی : 10/ 113 , دارالفکر)

حکم تعلیم سحر:

جمهور علما می فرمایند : آموختن سحر برای هر منظور ی حرام است زیرا قرآن تعلیم سحر را مورد مذمت ونکوهش قرار داده است وفرموده که تحصیل آن هیچ گونه فایده وسودی نیست {فیتعلمون ما یضرهم ولا ینفعهم} [ البقرة:102] ‍‏‎وآنها قسمتهایی را فرا می گرفتند که برایشان( از لحاظ دنیا وآخرت ) زیان داشت وبدیشان سودی نمی رساند . ابن قدامه می فرماید :« در اینکه تعلبیم وتعلم سحر حرام است بین علما هیچ گونه اختلافی نمی بینیم»امام نووی می فرماید فراگیری سحر حرام واز گناهان کبیره است و پیامبر اکرم آن را یکی از هفت مورد هلاک کننده شمرده است وبعضی از جادو ها موجب کف می گردند و برخی دیگرازگناهان کبیره هستند.

(المغنی : 10/ 106 دارالفکر، شرح نووی بر صحیح مسلم: 2/221,)

عبدارزاق از صفوان بن سلیم روایت نموده است:

«قال قال رسول الله«من تعلیم شیئا من السحر قلیلا او کان آخر عهد ه من الله»(الدر المنثور :1/103)کسی که به مقدار کم یا زیاد از سحر تعلیم گرفت پیمانی که با خدا بسته است به پایان رسیده است . البته بعضی ها می گویند برای اینکه بتوانیم سحر را باطل کنیم تعلیم آن جایز است .اما استدلالشان منطقی نیست چونکه در گشودن و باطل کردن سحر نیازی به تعلیم وفراگیری خود سحر نیست زیرا گشودن سحر طریقه صحیح ودرستی دارد که پیامبرصلی الله علیه وسلم در ابطال سحر از خودش آن را مورد استفاده قرار داد بدون اینکه خود سحر را یاد بگیرند.

فرق معجزه و سحر:

معجزه از جانب خداوند برای تصدیق ادعای پیامبران به آنها اعطا می شود . معجزات اموری  خارق العاده ودارای حقیقت هستند که باطن و ظاهر آنها با هم هماهنگی دارد واسباب طبیعی در آنها هیچ گونه نقش ودخالتی ندارد واگر تمام مردم روی زمین به سعی وتلاش برخیزند تامانند معجزات را ارایه دهند عجز وناتوانیشان در این مورد نمایانتر می شود وهر چقدر در آن دقت کنند به صحتش بیشتر یقین می کنند .اما سحر جادو از کسی سرمیزند که با ارتکاب گناه ومصیبت وتوهین به مقدسات اسلامی ودوری از ایمان ونظا‎شیاطین را خشنود وآنها را مطیع وفرمانبردار خود سازد وجادوی اینها در نهاد خود هیچ حقیقی ندارد وقادر به شکستن قانون طبیعی جهان نیست بلکه سحر آنها نوعی خیال افکنی , ظاهر آرایی, دروغ بافی و حیله های ظریفی است وهر فردی با تلاش قادر به انجامآنها است ومی تواند به سطح آن جادوگر برسد وشاید بتواند بهتر از آنها خیال پرداز ی وشعبده بازی  کند .

ساحران افرادی فاسق , ماجراجو وفتنه انگیز هستند , ودر میان افراد جامعه جنگ ودر گیری وعداوت ودشمنی ایجاد می کنند وبرای جامعه مشکل ساز هستند .اما اگر از فردی متقی و متمسک به سنت نبوی  امر خارق العاده ای صادر شود کرامت آن شخص پرهیزگار محسوب می شود و صاحب کرامت کسی است که همیشه متوجه خدا بوده ونیتش خوب باشد وزمانی که کرامت از او ظاهر شود ,شکر خدا رابجا می آورد وکرامت خود را مخفی نگه می دارد وبا بیان وتوضیح آن اظهار فضل و بزرگی نمی کند وبه تقوی و فروتنیش افزوده می شود.

احضار ارواح:

در سال 1848 میلادی تفکر احضار ارواح در امریکا انتشار یافت و از آنجا به قاره اروپا و بقیه جهان گسترش یافت . کتا بهای زیادی در این زمینه تالیف شد وبصورت علمی مستقل در آمد ودر دانشگاهها تدریس می شد .معتقدان به این علم ادعا دارند که توسط این علم انسان قادر است که از عالم برزخ ارواح را هر زمان که خواسته باشد احضار کند وبا آنها گفتگو نماید واز نحوه زندگی آنها بپرسد ومعتقدند که به دو صورت می شود با ارواح ارتباط بر قرار کرد و آنها را احضار نمود : 1- روح در جسد فرد وسیط حلول میکند ,2-روح بصورت همان شخصی که این روح متعلق به او بوده است  متجسم می شود .

اما در کتاب الله و سنت رسول الله هیچ نوع مدرک و دلیلی که دال بر امکان احضارباشد نیست . همچنین در کتاب الله وسنت اشاره نشده که با دعا , ورد , سحر و جادو  وبا آیات قرآن ویا به طریقه  دیگری می توان روحی را احضار کرد یا آن را مطیع  وفرمانبدار نمود .چیزی که شرعا ثابت است این است که بعد از مرگ  , روح وجود وبقاء دارد واز بین نمی رود . زمانی که از بدن جدا می شود در عالمی دیگر غیر از عالم دنیا که با آن ما نوس می گردد به نام عا لم برزخ داخل می شود و تحت قوانینی جدید قرار می گیرد و امکان باز گشت آن به دنیا وجود ندارد .الله تبارک و تعالی می فرمایند : {ومن وراء هم برزخ الی یوم یبعثون } [ مؤمنون:100] در پیش روی ایشان جهان برزخ است تا روزی که بر انگیخته می شوند .برزخ به معنی حایل و مانع است یعنی در جلو ی آنها همچون حائل و ما نعی است که آنها را از رجوع به دنیا باز می دارد. در عالم برزخ روح فرد کافر , مشرک وگناهکار با انواع عذابها  مواجه است . الله تبارک الله در مورد ارواح  آل فرعون می فرماید :{ النار یعرضون علیها غدوا  و عشیا } [غافر: 46] (در عالم برزخ ) آتش دوزخ بامدادان  وشامگاهان به آنها عرضه می شود.

اما روح افراد مؤمن ، صالح و نیکوکار در نعمت ، رفاه و آسایش قرار دارد.{و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا، عند ربهم یرزقون } [آل عمران :169]؛ کسانی را که در راه خدا کشته می شوند ، مرده مشمار ،بلکه آنان زنده اند و بدیشان نزد پروردگارشان روزی داده می شود .پس کسی که در قبر و عالم برزخ معذب است چگونه می تواند از جلوی عذاب دهندگان فرار کند یا از آنها اجازه بگیرد و به این دنیا بیاید و تقاضای احضارکنندگان را پاسخ بگوید و به سؤالات آنها پاسخ دهد. 

یا کسی که در عالم برزخ مورد لطف و عنایات خداوند قرار گرفته چگونه نعمتها را رها می کند تا به حواسته احضارکنندگان جواب مثبت بدهد .

پس علم احضار ارواح که در جهان رایج است و معتقدند با آن می توانند بیماران را معالجه کنند و مشکلات دنیوی را حل کنند ،بی اساس و باطل است و باعث تزتزل عفاید مردم می گردد و مردم را به سوی بی دینی سوق می دهد و آنها را وسوسه می کند تا از مردگانی که صدها سال قبل مردهاند کمک یاری بجویند .در حالیکه در هر حال باید اعتفاد ، یقین و توکل مردم به خدا وند باشد که بر طرف کننده تمامی مشکلات است . {و من یتوکل علی الله فهو حسبه} [طلاق:3] هر کس بر خداوند توکل کند (و کار و بار خود را بدو واگذارد) خداوند او را کافی است .  کسانی که از خدا و قرآن رو گردانی کنند و از قرآن هدایت و راهنمایی نگیرند گمراه می گردند و شطان قرین آنها می شود و شیطان بد هم نشینش است {و من یعش عن ذکر الرحمن نفیض له شیطانا فهو له قرین } [زخرف:36] ؛ هر کس که از یاد خدا غافل و روگردان شود،   اهریمنی همواه همدم وی می کردد (و گمراه و سر گشته اش می سازد).

در قرآن آمده است که یهودیها از پیامبر اکرم درباره ی ماهیت و حقیقت روح پرسیدند و قصدشان از این پرسش آزمودن پیامبر در حقانیت رسالتش بود ، چنانکه آمده است {و یسالونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا} [ اسرا: 85] ، از تو درباره روح می پرسند بگو : (بر حقیقت روح )تنها پروردگارم آگاه است .چرا که جز دانش امدکی به شما داده نشده است. آنچه در این آیه مهم است اینکه درباره ی درک کنه و حقیقت روح علم و دانش انسان کم و محدود است .تا چه برسد که مدعی احضار روح باشد ،یعنی کسی که نمی داند روح چیست چگونه می تواند ادعای احضار آن را بکند . پس بدون تردید کسا نی که مدعی احضار روح هستند واشباحی  را به نمایش میگذارند کاملا سخنان واعمال آنها فریب , نبرنگ, چشم بندی وشعبده بازی است . دکتر ابراهیم ادهم در باره حقایق اشباحی که این افراد عرضه مکنند می فرماید : 1- شبح و تصاویری که که احضار کنندگان روح به نمایش می گذارند , نوعی فریب ونیرنگ است . صور واشباح آنها یک تکه پارچه ی  بافته شده نازک یا یک ماده نایلونی است که آنرا داخل دهن یا بینی یا گوش یا لباسهای خود مخفی کرده وبا ترفندهای ماهرانه ای آن را بیرون می آورند.

2- یا اینکه این اشباه وصور مواد شیمیایی هستند که وسیط آنها را به بدن خود مالیده است واین مواد از بدن او بخار می شوند ودوربر او را مانند دود ی رقیق احاطه میکنند  برای تایید این سخن کسی که آنجا است اگر این شبح را دست بزند قادر به گرفتن آن نیست چونکه اینها مواد شیمیایی هستند که از بدن او بخار شده اند همانگونه  که نفتالین بخار میشود .

3- بعید نیست که این صور واشباه  جن هایی باشند که در جلسه احضار روح مجسم وآشکار میشوند.

آیا ساحران غیب می دانند ؟

عالم الغیب کسی است که از همه چیزبا خبر است ودر هرزمان وهر مکانی حاضر مناظر می باشد وهمانا او تنها ذات پاک خداوند است. اما غیر از الله عزوجل کسی که وجودش محدود و مکان معینی است طبعا نمی توانند از همه چیز با خبر باشد .

{ان الله عند ه علم الساعة وینزل الغیث ویعلم ما فی الا رحام وما تدری نفس ماذا تکسب غدا وما تدری نفس با ی ارض تموت ان الله علیم حبیر }[ لقمان:34] ؛ آگاهی از فرا رسیدن قیامت ویزه خدااست , و او است که باران رامی باراند واو مطلع است از آنچه در رحمها است , وهیچ کس نمی داند فردا چه چیز به دست می آورد , وهیچ کس نمی داند در کدام سرزمین می  میرد  قطعا  خدا آگاه  وبا خبر است {و عنده مفاتیح  الغیب لا یعلمها الا هو یعلم ما فی البر والبحر وما تسقط من ورقة الا یعلمها ولا حبه  فی ظلمت الارض ولا رطب ولا یابس الا فی کتب مبین } [انعام:59] ؛ گنجینه های غیب و کلید آنها در دست خدا است و کسی جز او از آنها آگاه نیست و خداوند از آنچه در خشکی و دریا است اگاه است، و هیچ برگی فرو نمی افتد مگر اینکه از آن خبر است  و هیچ دانه ای در تاریکیهای زمین و هیچ چیز تر یا خشکی نیست که فرو افتد مگر اینکه (خدا از آن آگاه و در علم خدا پیدا است و)در لوح محفوظ ضبط و ثبت است .همانا غیبی که از آن هیچ کس اطلاع ندارد ، غیب مطلق است که خداوند آن را به خودش اختصاص داده و تلاش جهت رسیدن به آن باطل ومحال و مدعی شناخت آن کافر است .پیامبراکرم  که برترین و اشرفترین مخلوق روی زمین و محبوب ترین شخص نزد پروردگار است به آن آگاهی نداشته است .خداوند متعال به پیامبر دستور داد تا به افرادی که اتظار داشتند پیامبر آنها را از تمام اسرار آینده و گذشته آگاه ازد و حتی به آنها بگوید در آینده چه حوادثی در زندگی آنها روی می دهد تا برای رفع ضرر و جلب منفعت بپا خیزند ، بگوید {قل لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله و لو کنت اعلم الغیب لا ستکثرت من الخیر و ما مسنی السوء ان انا الا نذیر و بشیر لقوم یومنون }[اعراف:188] ؛بگو: من مالک سود و زیانی برای خودم نیستم ،مگر آن مفداری که خدا بخواهد و(از راه لطف بر جلب نفغ یا دفع ضرر ، مالک ومقتدرم گرداند .)اگر غیب می دانستم ، منافع فراوانی نسیب خود می کردم (چرا که با اسباب آن اشنا بودم )و اصلا شر و بلا به من نمی رسد (چراکه از موجبات آن اگاه بودم ،حال که از اسباب خیرات و برکات و از موجبات آفات و مضرات بی خبرم ، چگونه از وقوع قیامت آگاه خواهم بود )من کسی جز بیم دهنده و مژده دهنده به مؤمنان نمی باشم .{قل لا اقول لکم عندی خزائن الله و لا اعلم الغیب و لا اقول لکم انی ملک ان اتبع الا ما یوحی الی}[انعام:50].

(ای پیامبر به این کافران )بگو :من نمی گویم گنجینه های (ارزاق و اسرار جهان ) یزدان  در تصرف من است و من نمی گویم که من غیب می دانم (چرا کسی از غیب جهان با خبر است که در همه ی مکان ها و زمانها حاضر و ناظر باشد و آن فقط خدا است )و من به شما نتمی گویم که من جزء آنچه به من وحی می شود از چیزی دیگر پیروی نمیکنم .البته الله تبارک و تعالی اگر بخواهد بعضی از پیامبران را در انجام رسالت طبق نیاز از برخی امور غیبی آگاه می گرداند ان هم با فرشته ای که با فرشته های دیگر اسکورت می شود ، چنانکه الله تبارک تعالی می فر ماید {عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا ،الا من ارتضی من الرسول فا نه یسلک من بین یدیه و من خلفه رصدا }[جن:27] ؛ داننده غیب خدا است , وهیچ کسی را بر غیب آگاه نمی سازد , مگر پیغمبری که خدا از او خشنود باشد (خدا برای حفظ مقدار غیبی که او را از آن مطلع  , از میان فرشتگان ) محافظان ونگهبانانی درپیش وپس او روان میدارد . لذا کسانی که ادعا میکنند که جادو گرن , شیاطین وجن  ها ودیگر انسانها غیب می دانند سخت در اشتباه هستند . قرآن از زبان جن ها می گوید : {و انا کنا نقعد  منها مقاعد للسمع فمن  یستمع الان یجد له  شهابا رصدا , وانا لا ندری اشر ارید بمن فی الارض  ام اراد بهم رشدا }[جن: 9-10]؛ ما (پیش از این ) در گوشه وکناره های آسمان برای استراق سمع می نشستیم ( وکسب حبر می کردیم ) ولی اکنون هر کسی بخواهد گوش فرا دهد , شهاب آماده ای را درکمینخود می یابد که به سوی او نشانه می رود . ما نمی دانیم که آیا برای ساکنان زمین شر وبلا در نظر گرفته  شده است , ویا اینکه پروردگارشان خیر وهدایت  ایشان را خواسته است.

این در مورد اخبار آسمان بود , اما اخبار زمین که جلوی روی آنه وبا آنها نزدیک است  از آن نیز اطلاعی نداشته اند ؛ زمانی که حضرت سلیمان وفات یافت از وفات او خبر نشدند ومدتی طولانی خدمت کردند تا اینکه موریانه عصای حضرت سلیمان را خورد واو به زمین افتاد بعد متوجه مرگ وی شدند{فلما قضینا علیه الموت ما دلهم علی موته الا دابة الارض تاکل منساته فلما خر تبینت الجن ان لو کانوا یعلمون الغیب ما لبثوا فی العذاب المهین }[سبا:14]؛ زمانی که بر سلیمان (که سمبل قدرت وعظمت بود )مرگ مقرر داشتیم ،جنیان را از مرگ آگاه ننمود مگر چوب خواره هائی که عصای وی را می خوردند هنگامی که سلیمان فرو افتاد فهمیدند که اگر از غیب مطلع می بودند در عذاب خوارکننده ای باقی نمی ماندند .با این آیات صریح وضع جنیان برای مردم آشکار شد که آنها از اسرار غیب آگاه نیستند و بی جهت عده ای چنین عقیده ای را درباره ی آنها داشته اند و بر همه روشن شد که گروه جن از غیب آگاه نیست و انسانهای نادان و بی خبر که آنها را پرستش می کردند سخت در اشتباه و خطا بوده اند .اگر کسی بگویدکه جن ها و شیاطین گر چه اخبار آینده را نمی دانند اما در مورد کارهائی که در گذشته انجام گرفته است شاید بتوانند پاسخ صحیح و مثبت بدهند باید گفت که در هر صورت پرسیدن و رفتن پیش کاهنان و جادوگران نا جائز و نادرست است چونکه کاهنان افرادی هستند که از ایمان ،تقوا وکرامت فرسنگها فاصله دارند و تسخیر جن ها بدون ارتکاب گناهان کبیره ودوری از ایمان میسر نیست ؛جن هائی که طبیعت آنها با فسق ،فجور ،گناه و معصیت سرشته شده است .و اخباری را که کاهنان و جادوگران می گویندیک جمله از آن چیزی است که شیاطین استراق سمع نموده وآن ربوده اند و جن ها به آن صدها دروغ دیگر می افزایند  وبه کاهنان القاءمی کنند وکاهنان صدها دروغ دیگر به آن افزوده و برای مردم بیان می کنند .در نتیجه یک سخن راست در میان اقیانوسی از سخنان دروغ ، پوچ وباطل قرار دارد .لذا سخنان آنها مشروعیت ندارد و تصدیق آنها جائز نیست .اما اینکه کاهنان گاهی در شناخت سارقین یا دانستن نام اشخاص موفق بوده اند حتما حیله ای در کار بوده یا شخصی دیگر این اطلاعات را به آنها رسانده است یا از طرف شیاطین و جن ها است زیرا علم جن و شیاطین در حوادیثی که رخ داده و انجام گرفته است محال نیست و همان طوری که احتمال است افرادی از انسانها سارق  را حین سرقت مشاهده کنند،جن ها که روی همین زمین با مردم زندگی می کنند در مورد آنها هم همین احتمال وجود دارد اما به هر حال {ولا یُفلِح السّاحرُ حیثُ أتی}[طه:69]

  جادوگر هر کجا برود پیروز نمی شود.                                                    

آیا به شیادان مراجعه می کنید ؟

بعضی از مردم وقتی مریض می شوند یا حالشان بد میشود برای علاج خود به جادوگران مراجعه می کنند واز آنها دعا وتعویذ مگیرند . در زمامهای گذشته بخاطر کمبود علم ودانش  این مکاران مراجعه کنندگان زیادی داشتند وافرادزیاد ی در دام اینها گرفتار بوده انداما اکنون علم ودان وآگاهی مردم فزونی یافته است واطبای ما هری برای  ماوای بیماران وجود دارد , بازار این حیله گران رونق چندانی ندارد .اما در اثر ضعف ایمان وتوکل برخدا  هنوز هم افرادی پیش این مکاران برای رفع مشکلات می روند  واین کلا هبر داران تحت پوشش این فن به دزدیدن وچپاول اموال مردم مبادرت می ورزند ومانند موریانه ای که چوپ را از داخل می خورد با کمک شیطان وجن ها جامعه را از درون ویرا ن می کنند وبه علت تغذیه مال حرام , دائما در فقر وتنگدستی  بسر می برند . واگر بر آنچه ادعا می کنند توانا بودند قبل از همه اول خود را بی نیاز می ساختند و گنج ها ی زمین را استخراج می کردند و تخت پا دشاهان را واژگونمی کردند وبرایکه قدرت قرار می گرفتند , واز ربودن اموال مردم جاهل و نادان و ضعیف العقیده دست می کشیدند .البته باید فرق این ساحران و شعبده بازان را بادعا نویسان  شرعی  بدانیم.

علایم دعانویسان شرعی:

1- بر عمل حود اجر ومزدی طلب نمی کنند ؛ 2-دعانویسی را شغل وحرفه ی خود قرار نداده اند ؛ 

3- در دعاهای آنها طلسم و جملات نا مفهوم قرار ندارد ؛ 4- این افراد در ایمان ،تقوا واعمال صالح ونیکو مشهور هستند ؛ 5-دعاهائی را استعمال می کنند که از رسول خدا و صحابه و اسلاف ثابت است؛ 6-از پذیرش زنان بد حجاب بدون محرم انکار و دوری می کنند ؛ 7-  با زنان بیگانه خلوت نمی کنند وبه بدن آنها دست نمی زنند.

خصوصیات جادوگران حیله گر :

1- خود را به شیطان تحویل داده اند ؛ 2- افرادی لجوج هستند که از عقیده ی شیطانی خود ذره ای عقب نشینی نمی کنند ؛  3-   افرادی بی ضمیر ،بی احساس و مرده دل هستند  که کمترین خیر ،فایده و سودی در آنتها وجود ندارد ؛ 4- به استمداد و یاری از شیطان اصرار می ورزند ؛5- به قدرت شیطان و اعوان او اعتقاد کامل دارند ؛ 6 - زمینه ی گناه و معصیت و رذایل اخلاقی در آنها فراهم است ؛ 7-  افرادی حقیر و پست وبی ارزش و کم همت هستند.

 

 

 

    منبع: سایت نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

ذم صوفیه از سوی امام شافعی رحمه الله تعالی..

قال ابن الجوزی ( تلبیس إبلیس : 447 ) : وبإسناد عن یونس بن عبد الأعلی قال : سمعت الشافعی یقول: «لو أن رجلاً تصوف أول النهار لا یأتی الظهر حتی یصیر أحمق». وعنه أیضاً أنه قال : ما لزم أحد الصوفیة أربعین یوماً فعاد عقله إلیه أبداً». اهـ.

امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" از امام شافعی رحمه الله نقل می کند که فرمود: « اگر کسی در اول روز صوفی شود هنوز ظهر آن روز نرسیده که او احمق گشته است». و باز از او نقل کرده که فرمود: «هر کس چهل روز با صوفیان بنشیند هرگز عقلش به جا نمی ماند».

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.