سیمای محمد صلی الله علیه وسلم در آئینه کتاب مقدس - بخش اول
سیمای محمد صلی الله علیه وسلم در آئینه کتاب مقدس - بخش اول موضوع: پیامبران تاریخ انتشار: 2013-07-03 | بازدید: 688

سیمای محمد صلی الله علیه وسلم در آئینه کتاب مقدس 

 

 

سیمای پیامبر اسلام در آئینه تورات

در این شب و روزی که از یکسو پیامبر بزرگ اسلام آماج حمله رسانه های گروهی غرب قرار گرفته و از سوی دیگر ادیانی که جامه غربی بدان پوشانده اند تلاش دارد تا پرچم خود را با پشتوانه نیرومند مالی و سیاسی بر قله ادیان و اعتقادات شرق کوبیده و سرزمین باورهای آنها را تسخیر نماید، در شرایطی این چنین لازم است تا رابطه میان ادیان سه گانه را بر جسته ساخته، پل گفت و شنود و دیالوگی میان ادیان ایجاد نموده و انسانها را بهم نزدیکتر ساخت.

سخن از پیامبر اسلام در آئینه تورات و انجیل می تواند یکی از محور های مهم این گفتمان باشد که ما به بهانه میلاد فرخنده نبوی، این بحث را آغاز می نمائیم
ما در این سه مقاله ای که خواهیم نوشت، نخست کوشش می کنیم تا سیمای پیامبر را در آئینه تورات مشاهده نموده، سپس می آئیم تا ببینیم که انجیل ها در این باب چه می گویند و مقاله اخیر خویش را به انجیل برنابا تخصیص خواهیم داد که از محمد رسول الله به بسیار صراحت یاد نموده است.
اسلام یگانه آئینی است که خود را وارث شرعی و برحق همه رسالت هـای آسمـــانی می داند. ایمان به بیشتر از یکصد و بیست و چهار هزار پیامبری که از آدم پیامبران گرفته تا خاتم آنها در زمانه های مختلف و از بستر نژاد های گوناگون و جوامع متفاوت سر برآورده اند، رکن اصلی ایمان اسلامی بحساب می آید.از دیدگاه قرآن، دعوت همه پیامبران الهی اسلام خوانده می شود که ریشه ها و ساقه های آن ژرفای تاریخ و پهنای جغرافیا را فرا گرفته است.
تداوم و تکامل، دو اصلی اند که تمامی این رسالتها را بهم پیوند می دهند.پیامبران پیشین راه را برای پیامبران بعدی هموار نموده و پسینیان بر دعوت گذشتگان مهر تأیید می گذاشتند.آخرین حلقه این سلسله و واپسین خشت این عمارت، وخشوری است که از فراز کوه فاران بر بشریت فریاد زد و در سایه کعبه ایستاد و جهانیان را بسوی ایمان به همه انبیا دعوت نمود.
از دیر زمانی رسم بر این شده که پیروان ادیان قبلی ادیان بعدی را برسمیت نشناسند، طوری که یهودی ها معتقد به انجیل نیستند در حالی که مسیحی ها تورات را می پذیرند و باز یهود و نصاری هردو در حالی که قرآن را نمی پذیرند ولی مسلمانها به پیامبران و کتابهای نخستین و دست نخورده آنها اعتقاد دارند.اسلام صورت تکامل یافته و حلقه اخیر ادیان آسمانی بوده که همه را بهم پیوند می دهد.
آنچه را گفته آمدیم، از مسلمات دینی مسلمانان بحساب می آید که همه بر آنند. قرآن کریم خود در آیه ششم سوره (الصف) می فرماید: “عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسراییل! من فرستاده خدا در میان شما هستم، و توراتی را که پیش از من آمده است، تصدیق می نمایم، و به پیغمبری که بعد از من می آید و نام او محمد است مژده می دهم”.حال این پرسش مطرح می شود که آیا تورات و انجیل کنونی همین باور را تأیید می نمایند و یا اینکه تفاوتی در میان است؟
بازتاب سیمای پیامبر اسلام را در آئینه این کتابها چگونه می یابیم؟
در تورات از زبان موسی علیه السلام نقل شده که قبل از رحلت خویش گفته است:
که: پرورگار از سینا آمد و در ساعر بر آنها طلوع نمود و از فراز کوه فاران درخشیدن گرفت.او با ده هزار انسان دینمدار از استقامت جنوب و از سراشیبی کوه خودش وارد شد (کتاب تثنیه 2:33).
هنگام بررسی این متن لازم است تا بر سر چند نکته توقف نمائیم.
در اینجا تورات از سه موقعیت جغرافیایی سینا، ساعر و فاران حرف می زند.سینا در شمال کشور مصر موقعیت دارد که تا هنوز به همان نام شناخته می شود و این همان موقعیت تاریخی ای است که موسی علیه السلام در آنجا مبعوث به رسالت شد.ساعر نام سسله کوه هایی است که از جنوب و غرب بحر میت شروع و تا بیت اللحم (مکان ولادت عیسی علیه السلام) امتداد می یابد (
Dictionary of the Bible, John L.McKenzie, S.J., p.783) (2).اما فاران سلسله کوه هایی است که در مکه مکرمه قرار گرفته و در ادبیات ما خیلی از آن نام برده شده است.
"سینااست که فاران است یارب چه مقام است این
هر ذره خـاک من چشمی است تماشا بین"
در تورات (سفر تکوین 21: 19-21) آمده است: فاران همان مکانی است که ابراهیم علیه السلام همسر خویش هاجر و فرزندش اسماعیل را در آنجا گذاشته بود.
قرآن کریم هم در آیت 37 سوره ابراهیم این مسئله را تصدیق می نماید.جایی که ابراهیم علیه السلام همسرش هاجر و فرزندش اسماعیل را گذاشته بود، مکه بود.پاراگراف (
Genesis 21:19-22)و(Genesis 17:20) و (Deuteronomy 33:
2) و (
Genesis 21:17-21) در کتاب مقدس، اشارات صریحی به این مسئله دارد.
قرآن کریم باز در مورد همین سه موقعیت تاریخی ومهم ادیان سه گانه در سوره (التین) می فرماید:”
سوگند به انجیر و به زیتون و سوگند به کوه سینا و سوگند به این شهر دارای امنیت (مکه)”.نکته جالب دیگر در این متن همان عدد ده هزار زاهد (
SAINT) است که پس از ذکر فاران از آمدن آنها یاد شده است.این شخصی که ده هزار قدیس که بمعنی چیزی بالاتر از انسان پرهیزگار است، او را همراهی مینمایند چه کسی بوده است؟ حضرت مسیح است و یا حضرت موسی؟ تعداد همراهان مخلص موسی علیه السلام بر اساس آیت 155 سوره اعراف قرآنکریم و برمبنای آیت 24 سفر خروج تورات هفتاد نفر بوده وتعداد همراهان مخلص عیسی علیه السلام بر مبنای آیت 10 انجیل متی دوازده نفربوده اند؛ اما تعداد کسانی که در فتح مکه شرکت جسته و پا به پای پیامبر اسلام وارد مکه شدند، مراجع معتبر سیرت و تاریخ و حدیث تعداد شان را ده هزار نفر می خواند.
امام بخاری در کتاب مغازی و امام مسلم در کتاب صیام خویش تعداد صحابه ای را که هنگام ورود به مکه پیامبر را همراهی می نمودند، ده هزار نفر خوانده اند.
نکته دیگری که در این متن تورات برای ما مهم است همان تعاقب زمانی ظهور رسالتهای سماوی در بستر اماکن سه گانه ای است که تورات از آنها یاد نموده است.خداوند از سینا آمد و در ساعر طلوع نمود و در فاران درخشیدن گرفت.در اینجا نخست از (سینا) یاد می شود، باز از (ساعر) و در اخیر از (فاران).مسئله جالب دیگری که در این پیشگویی دیده می شود همانا استقامت ورود به این شهر است.کتابهای سیرت روایت میکنند که در آنروز خالد بن ولید اولین فرماندهی بود که از استقامت جنوب مکه و دقیقتر بگوئیم از راه (اللیط) که در سمت جنوب آن شهر است مقاومت مشرکان قریش را شکستانده و وارد مکه شد.اما نکته اخیر اینکه در این متن، کوه به انسانی که وارد شهر می شود نسبت داده می شود (کوه خودش) که اشاره به زادگاه دارد.اگر تورات حوادث بعدی را با زبان رمز و سمبول القا می کند همانطوری که دانشمندان عهد قدیم معتقد اند؛ پس چه کسی می تواند زبان سمبولیکی فصیحتر و رمزی گویا تر از این در سراتاسر تورات برای ما نشان دهد؟
نکته جالب دیگری که در تورات دیده می شود ذکر صریح و واضح اسم محمد علیه السلام است.در پاراگراف شانزدهم فصل پنجم ترانه ترانه ها، عبارتی ذکر گردیده که نطق عبری آن به حروف فارسی این طور است: “حکو ممتکیم فکلو محمدیم زیه دودی فزیه ریعی”.یعنی: (سخنش از شیرین ترین سخنها است، او محمد بزرگ است، او دوست محبوب و صادق من است ای دختران اورشلیم).لفظ (یم) که در تورات پسوند لفظ (محمد) قرار گرفته در زبان عبری برای تعظیم بکار برده می شود.در توراتهایی که همین اکنون در اسرائیل چاپ و تدریس می شود همین عبارت بهمین شکل خوانده می شود.
اما ببینیم که این عبارت را در نسخه انگلیسی تورات چطور ترجمه نموده اند:
در فرهنگ واژه های تورات هم محمد ذکر گردیده ولی مشکل در این است که گاهی می شود که آفتاب حقیقت را با انگشت تعصب پنهان نمود.دانشمندان یهود استدلال می نمایند که محمد در اینجا صفت است نه اسم.به این مفهوم که محمد بمعنی (انسان ستوده شده) آمده است.غافل از اینکه بخش بزرگی از نامها در همه فرهنگها و در تمامی جوامع بشری دارای معانی نیز می باشند.اسم (محمد) در پهلوی آنکه در زبان عربی بمعنی (ستوده شده) آمده است، ولی نام شخص هم می باشد.آیا همین مسیح (
JESUS) در زبان عبری بمعنی (ناجی) نیست؟
در پاراگراف هژدهم فصل هژدهم کتاب تثنیه مطلبی آمده که متن دقیق انگلیسی آن اینطور است:
یعنی: (من برای آنها پیامبری را که به تو شباهت دارد از میان برادران شان بر خواهم انگیخت.من سخن خود را در دهانش می گذارم و او هر چه را من امر می دهم برای شان خبر خواهد داد.)
با مطالعه این وعده الهی به موسی علیه السلام این پرسش در ذهن خواننده، سر بلند می کند که این کدام پیامبر است که به موسی علیه السلام شباهت می رساند.مسیحی ها اصرار دارند که این خبر از آمدن عیسای مسیح بشارت می دهد.حال سوال دیگر پیدا می شود که کدام خصوصیات عیسی و موسی را بهم شبیه ساخته است؟ موسی پیامبر قدرت بود و عیسی پیام آور مدارا.عیسی مجرد زیست و موسی ازدواج نمود.عیسی را پیروانش فرزند خدا می خوانند ولی موسی از چنین امتیازی برخوردار نیست.موسی بصورت نتیجه طبیعی رابطه زنا-زناشویی دو انسان بود ولی عیسی بدون پدر بدنیا آمده است.موسی ازدواج نمود و فرزند بدنیا آورد ولی عیسی چنین نکرد.موسی شریعت جدیدی برای بنی اسرائیل آورد ولی عیسی خود می گفت که من آمده ام تا بر شریعت قبلی بیفزایم نه آنکه از آن بکاهم.موسی پیامبری مسلح و پیروز بود ولی عیسی در منتهای مظلومیت با این خاکدان وداع نمود.با مطالعه زندگی آن دو پیمبر اولوالعزم در می یابیم که یگانه چیزی که آنها را بهم پیوند می دهد بنی اسرائیل بودن آنها است و بس، امری که از پیامبر وعده داده شده بر مبنای متنی که از آن یاد کردیم منتفی شده است.شواهد و دلایل فراوانی وجود دارد که موسی و محمد علیهما السلام را همسان جلوه می دهد.همه نکاتی که موسی و عیسی را متفاوت می سازد همین نکات موسی و محمد را کاملا شبیه می سازد.
حال بیائید ببینیم که مصادر مربوط به انجیل خود چه میگویند.در فرهنگ لغات انجیل که بنام
(
Collins Gem Dictionary of the Bible)  شهرت یافته که نویسنده آن (James L. Dow) می باشد، در مورد موسی علیه السلام می گوید: 
یعنی: یگانه مردی را که در تاریخ می توان شبیه به او (موسی) یافت محمد است.
در دایره المعارف ادیان(
The Encyclopedia of Religion)  در زیر
عنوان (Moses in Islam) آمده است:
یعنی: در زندگانی محمد چیز های زیادی را می یابیم که یاد عقیده و سنت موسی را زنده می سازد.
اما یگانه تفاوت مهمی که میان موسی و محمد علیهما السلام ملاحظه می شود اینست که عیسی از بستر بنی اسرائیل سر بر افرشته بود و محمد از میان عربها.
تورات می گوید که خداوند از میان (برادران آنها) پیامبری خواهد فرستاد.اگر هدف تورات عیسی علیه السلام می بود پس باید اینطور می گفت: “از میان خود شان” زیرا عیسی علیه السلام از قوم بنی اسرائیل بوده و در اینجا روی سخن تورات متوجه بنی اسرائیل است.آنچه ادیان آسمانی سه گانه دنیا بدان اعتقاد دارند این است که ابراهیم علیه السلام دارای دو فرزند بود: اسماعیل و اسحاق.
طوری که نسب عربها به اسماعیل می رسد و نسب یهود به اسحاق منتهی می شود.اسحاق و اسماعیل برادران هم بوده و فرزندان آنها نیز به تعبیر مجازی برادر خطاب می شوند.سفر تکوین در فصل بیست و پنجم پاراگراف هفدهم این تعبیر مجازی را تأیید نموده است.
باز متن تورات می گوید که من سخن خود را در دهان او می گذارم.برمبنای روایات فراوانی که در اسلام وجود دارد، هنگامی که فرشته وحی برای نخستین بار نزد پیامبر آمد، گفت: بخوان.پیامبر گفت: من خواننده نیستم.فرشته گفت: “بخوان بنام پروردگارت...” و به این شکل سخن خدا در دهان پیامبر گذاشته شد.
این بحث را رشته ای است طولانی و ما در اینجا بهمین قدر اکتفا نموده و تلاش خواهیم نمود تا در شماره آینده ذکر پیامبر اسلام را در انجیل ها مطالعه نمائیم.
  سیمای پیامبر اسلام درآئینه انجیل: امروز ده ها انجیل در میان مسیحی های جهان رایج است.معروف ترین انجیل هایی که در سه قرن نخست میلادی ظهور نمودند قرار ذیل اند: انجیل مرقس، انجیل متی، انجیل لوقا، انجیل یوحنا، انجیل توما، انجیل بولس، انجیل بطرس، انجیل فیلیبس، انجیل مصری ها، انجیل عبرانی ها، انجیل مریم، انجیل برناباس، انجیل کودکی یعقوب، انجیل مخلص، انجیل یعقوب، انجیل زادگاه مریم، انجیل نیقودیمس، انجیل بارثلمو، انجیل پروردگار، انجیل کمال، انجیل سری مرقس، انجیل یهودا، انجیل حقیقت، انجیل لوسیانوس، انجیل حواء، انجیل یوسف نجار وغیره.
دایره المعارف استندرد جهانی کتاب مقدس (
International
Standard Bible Encyclopedia) می گوید که در پایان قرن اول میلادی هر کلیسا انجیل خاص خودش را داشته و اناجیل دیگر را برسمیت نمی شناخت.این مسئله تا پایان قرن چهارم میلادی دوام یافت تا آنکه کلیسای قسطنطنیه به استثنای چهار انجیل دیگر همه انجیل ها را تحریم نمود.
شگفت اینکه در حالی که این انجیل ها به عیسی علیه السلام نسبت داده می شوند؛ ولی نویسندگان آن کســان دیگری انــد کـه در مورد خود آنهــا و تاریخ نگارش انجیل های شان اختلافات فراوانی در میان مسیحی ها وجود دارد.
برخی از انجیل های چهار گانه پس از یک قرن از رحلت عیسی علیه السلام نگاشته شده اند و جالب اینکه در این انجیل ها از سلسه راویان، حرفی در میان نیست.
معروفترین این انجیل ها همان چهار انجیلی اند که در ابتدا از آنها نام بردیم.مسیحی ها معتقد اند که انجیل متی را شخصی بنام متی 
MATTHEW)) که از فرستادگان عیسی علیه السلام بوده بزبان عبری نوشته است که نسخه اصلی آن مفقود گردیده و معتبرترین نسخه ای که از آن بجا مانده ترجمه یونانی آن است.انجیل مرقس را شخصی بنام مرقس (MARK)که از شاگردان پال (PAUL) و خواهر زاده برناباس (BARNABAS) بود، تحریر نموده است.انجیل لوقا را طبیبی بنام لوقا (LUKE) نگاشته، و انجیل یوحنا را یکی از نمایندگان حضرت مسیح بنام یوحنا (JOHN) فرزند زبدی نگاشته است.
حال بیائید ببینیم که این انجیل ها در مورد پیامبر اسلام چه می گویند:
در آیت بیست و ششم، بخش چهاردهم انجیل یوحنا آمده است:
یعنی: (ولی وقتی خدای پدر، “تسلی بخش” را به جای من فرستاد، منظورم همان روح مقدس است، او همه چیز را به شما تعلیم خواهد داد؛ و در ضمن هرچه من به شما گفته ام، به یاد تان خواهد آورد).در اینجا شاید خواننده مسیحی استدلال نماید که هدف از
Holy Spiritویا روح القدس همان فرشته معروف می باشد ولی اگر به آیت چهارم بخش اول انجیل یوحنا مراجعه نمائیم در می یابیم که Spiritو یا روح در انجیل به معنی پیغمبر هم استعمال شده است.و مسئله دیگر اینکه روح القدس قبل از ولادت عیسای مسیح آمده است.آیتهای یازدهم، پانزدهم و شصت و هفتم بخش اول انجیل لوقا بیانگر ادعای ما است.
در آیت هفتم بخش شانزدهم انجیل یوحنا آمده است:
یعنی: ولی در حقیقت رفتن من به نفع شماست، چون اگر نروم، آن تسلی بخش که روح پاک خدا است، نزد شما نخواهد آمد.ولی اگر بروم من او را نزد شما خواهم فرستاد.
نکته ای را که در اینجا قابل تذکر می دانم اینست که انجیل های انگلیسی لفظ یونانی (باراکلیتوس)
را (
COUNSELOR) و (COMFORTER) ترجمه نموده اند.حال بیایید
ببینیم که (باراکلیتوس) چه معنایی را افاده می کند.کلمه یونانی (باراکلیتوس) در اصل خود (بیرکلیتوس) بود که بمرور زمان و در اثر اشتباهاتی که هنگام نسخ نمودن آثار خطی صورت می گیرد آنرا به (بارکلیتوس) تبدیل نمودند.لفظ نخستین، اصلی و درست این متن (بیرکلیتوس) می باشد و (بیرکلیتوس) در زبان یونانی بمعنی (محمد) آمده است.
در آیتهای 12و13و14بخش شانزدهم انجیل یوحنا آمده است:
یعنی: (بسیار چیز های دیگر دارم که بگویم، ولی افسوس که حال نمی توانید بفهمید.ولی وقتی روح پاک خدا که سرچشمه همه راستی ها است بیاید، تمام حقیقت را به شما آشکار خواهد ساخت.زیرا نه از جانب خود، بلکه هرچه شنیده است همان را خواهد گفت.او از آینده نیز شما را با خبر خواهد ساخت.

 

 

....... ادامه در بخش دوم
 

 

 

    منبع: سایت نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.