سیمای محمد صلی الله علیه وسلم در آئینه کتاب مقدس- بخش دوم
سیمای محمد صلی الله علیه وسلم در آئینه کتاب مقدس- بخش دوم موضوع: پیامبران تاریخ انتشار: 2013-07-03 | بازدید: 626

 

  ......  او جلال و بزرگی مرا به شما نشان خواهد داد و با این کار باعث عزت و احترام من خواهد شد). این متن به چند نکته کلیدی اشاره دارد:  
1- او پس از رفتن مسیح می آید
2- سر چشمه همه راستی ها است و جهان را به حقیقت رهبری می کند
3- کتاب او عاری از سخن بشر است
4- مسایل آنیده را پیش بینی می نماید
5- حضرت مسیح را به بزرگی یاد نموده و او را از همه تهمتها برئ می داند.
حال بیایید ببینیم که این پنج پیشگویی در مورد چه کسی صدق می نماید.
او پس از رفتن مسیح می آید: تاریخ، شهادت می دهد که پیامبر اسلام یگانه پیامبر الهی است که پس از عیسای مسیح و درست در سال 571 میلادی به دنیا آمده است.
سرچشمه همه راستی ها است: او قبل از آنکه مبعوث شود بنام صادق و امین شهرت داشته و تاریخ بشر کدام دروغی را چه قبل از پیامبری و چه بعد از آن بنامش ثبت نکرده است.
کتاب او عاری از سخن بشر است: قرآن خود در آیت سوم و چهارم سوره نجم در این باره می فرماید: ( او از هوای نفس خود حرفی بر زبان نمی آورد، آنچه می گوید چیزی جز وحی نیست که بر او نازل می شود).از آینده شما را با خبر خواهد ساخت: اما اینکه از آینده حرف می زند، این هم در مورد پیامبر اسلام صدق می نماید.من در اینجا تنها از یک پیشگویی پیامبر (ص) یاد می کنم.در این روز ها که سخن از جنگ بر سر نفت؛ این ماده مخلوط با خاک که آنرا طلای سیاه نیز نامند در حوزه نهر فرات (عراق) بر سر زبانها است بیایید ببینیم که پیشگویی پیامبر اسلام در مورد آن، چگونه بوده است.
کتابهای حدیث ازقبیل بخاری، مسلم، سنن ترمذی، سنن ابو داود، سنن ابن ماجه و مسند احمد که از تدوین آنها تقریبا یک هزار و دو صد سال می گذرد حدیثی را روایت نموده اند که سیمای کنونی حوادث عراق را بازبانی سمبولیک به نمایش می گذارد.متن عربی این حدیث که آنرا مسلم روایت نموده است این طور می باشد: “سَمِعْت رَسُول اللَّه صَلَّی اللَّه عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُول “ یُوشِک أَنْ یَحْسِر الْفُرَات عَنْ جَبَل مِنْ ذَهَب فَإِذَا سَمِعَ بِهِ النَّاس سَارُوا إِلَیْهِ, فَیَقُول مَنْ عِنْدَهُ لَئِنْ تَرَکْنَا النَّاس یَأْخُذُونَ مِنْهُ لَیَذْهَبَنَّ بِهِ کُلّه, قَالَ فَیَقْتَتِلُونَ عَلَیْهِ فَیُقْتَل مِنْ کُلّ مِائَه تِسْعَه وَتِسْعُونَ”.و فی روایه أحمد: “فَیَقْتَتِلَ عَلَیْهِ النَّاسُ حَتَّی یُقْتَلَ مِنْ کُلِّ عَشَرَه تِسْعَه”.
یعنی: ( من از پیامبر خدا شنیدم که می گفت: نزدیک است که فرات کوهی از طلا را آشکار سازد که مردم با شنیدن خبر آن بسویش رو آرند.
کسانی که در نزدیکی آن زندگی می کنند می گویند که اگر دیگران را بگذاریم همه آنرا با خود خواهند برد، او گفت:
بر سر آن می جنگند، پس از هر صد انسان نود ونه نفر آنها کشته می شوند. ( و بر اساس روایت احمد بن حنبل:) مــردم بــر ســر آن می جنگند تا آنکه از هر ده انسان نه نفر آنها به قتل رسند).شاید خواننده ای بپرسد که پیامبر چرا از عراق نام نبرده که از فرات یاد نموده است.در پاسخ باید گفت که عراق اسم جدیدی است و در آن زمانی که این حدیث گفته می شد در آن زمان عراق کنونی جزء امپراطوری فارس بود.و از طرف دیگر این معمول است که گاهی منطقه ای را بنام کوهی و یا نهری می شناسند و آن کوه و یا نهر برای آن منطقه (عَـلـَم) می شود.
اعتراض دیگر این خواهد بود که چرا پیامبر نفط (نفت) نگفت که طلا گفته است.در پاسخ باید گفت که امروز همه نفت را بنام طلای سیاه می شناسند.من برای اثبات ادعای خود تنها از یک برنامه تلویزیونی و از یک کتاب نام می برم.کانال تلویزنی
(THE HISTORY CHANNEL) که در امریکا شهرت بزرگی دارد
برنامه ای را بنام (Empires of Industry: Black Gold: The Story of Oil)
یعنی: (امپراطوری صنعت: طلای سیاه، حکایت نفت) برای مدت پنجاه دقیقه در (DVD) ها ثبت نموده و همین اکنون به قیمت $15.03 به فروش می رساند.اما کتابی که به عنوان شاهد می خواهم از آن نام ببرم کتاب
(Black Gold Stranglehold: The Myth of Scarcity and the Politics of Oil) است که
توسط (Jerome R.Corsi) نگاشته شده و از طرف (Cumberland House
Publishing) در 356 صفحه چاپ شده است.
اعتراض سوم شاید این باشد که چرا از (کوه طلا) نام برده شده است.من امروز قبل از آنکه این مقاله را بنویسم، به دوستی تلفون کردم که در استخراج نفت دکتورا دارد.از او پرسیدم که آیا درست است که ذخیره های نفتی در زیر خاک به شکل کوه قرار گرفته اند، او گفت: بلی این کاملا حرف درستی است.
اعتراض چهارم شاید پیرامون نسبت کشته شدگان باشد.
حدیثی که از طریق مسلم روایت شده تعداد کشته شدگان بر سر آن گنج را نود و نه فیصد خوانده و در روایت احمد و ابن ماجه این نسبت نود فیصد گفته شده است.
اینحا باید گفت که اختلاف فیصدی کشته گان، بر کثرت آنها دلالت می کند نه بر نسبت دقیق شان، همانطوری که در زبان عربی و در متون قرآنی شواهدی برای اثبات این قاعده وجود دارد.
سخن جالب اینکه امام النووی شارح صحیح مسلم قرنها قبل گفته است که این گنج طلا مخلوط با خاک می باشد.و از همه شگفت انگیزتر اینکه امام بخاری این حدیث را در کتاب (فتنه ها) و در فصل (بیرون شدن آتش) آورده است.
از اینکه لحظه ای خارج مسیر اصلی بحث رفتیم از خواننده عزیز پوزش می طلبیم و این تنها بخاطر آن بود که خواستیم خصوصیت چهارم پیامبری را بشگافیم که بنا بر متن انجیل پس از عیسی علیه السلام آمده و از آینده خبر می دهد.
اما خصوصیت اخیر آن روح پاکی که انجیل از آن حرف زده است اینست که حضرت مسیح را به بزرگی یاد می کند.محمد فرزند عبدالله پیامبری بود که حضرت مسیح را به بزرگی یاد نموده و او را از همه تهمتها برئ می دانست.قرآن کریم در آیت چهل و پنجم سوره آل عمران، از عیسی علیه السلام این چنین سخن می راند: ( آنگاه که گفتند فرشتگان ای مریم هر آئینه خدا بشارت می دهد ترا به فیضی از جانب خود که نام او مسیح؛ عیسی پسر مریم است، با آبرو در دنیا و آخرت و از نزدیکان پرورگار). آنچه گفته آمدیم مجملی از یک مبحث مفصل است که خدا کند روزی بیشتر بر سر آن کار شود.
انجیل برنابا: روایتی که ناخوانده ماند
اسم او یوسف و لقبش برنابا و یا برناباس بوده که نامی بزرگ در فرهنگ مسیحی بشمار می رود.برنابا بمعنی فرزند نصیحت و تسلیت آمده است.او یکی از ارکان اصلی دعوت مسیحیت نخستین بشمار رفته و مورد احترام همه مسیحیان دنیا است.برنابا یکی از یاران حضرت مسیح می باشد.مرقس و یا (MARK) که صاحب انجیل معروف مرقس بوده و همه مسیحیان جهان به کتابش اعتقاد دارند، برادر زاده برنابا می باشد.در انجیل و خصوصا در کتاب (اعمال رسولان) از برنابا ذکر فراوانی رفته است.در آیت دهم، فصل چهارم رساله پولس رسول به کولسیان آمده است:” و مرقس عمو زاده برنابا که در باره او حکم یافته اید هرگاه نزد شما آمد او را بپذیرید”(10).در آیت 36، باب چهارم کتاب اعمال رسولان، آمده است: “ و یوسف که رسولان او را برنابا یعنی ابن البوعظ لقب دادند مردی از سبط لاوی و از طایفه قبرسی، زمینی را که داشت فروخته قیمت آنرا آورد و پیش قدمها رسولان گذارد”(11).در آیتهای اول و دوم باب سیزدهم کتاب اعمال رسولان آمده است: “ و در کلیسائی که در انتیاک بود انبیاء و معلم چند بودند.برنابا و ....چون ایشان در عبادت خدا و روزه مشغول بودند، روح القدس گفت برنابا و سولس را برای من جدا سازید از بهر آن عمل که ایشان را برای آن خوانده ام” (12).پس از آنکه مسیحیت و امپراتوری روم یکی در دیگری مدغم شده و بر همدیگر تأثیر متقابل گذاشتند، پیروان برنابا نتوانستند بصورت سازمان یافته عمل کنند.پس از آن کوشش فراوانی از سوی گروه های دیگر مسیحی صورت گرفت، تا آنها را پراگنده ساخته و کلیسا ها و کتابهای شان را نابود سازند.
انجیل برنابا تا سال 325 میلادی در کلیساهای اسکندریه مورد پذیرش بود و قرائت می شد.در سال 325 (شورای نیسن) انعقاد یافت و فرمان داد که همه انجیل هایی که بزبان عبری اند باید نابود شوند.
در آن زمان فرمانی صادر شد و جزای کسانی را که در خانه های شان این انجیل ها پیدا می شد، کشتن اعلام نمود.از لابلای اسناد و وثایقی که در دست است می توان پیش بینی نمود که انجیل برنابا در قرن اول و دوم مسیحی مورد استفاده عمومی بوده است.ایرانیوس (130-200) در نامه ای که در دفاع از یکتا پرستی و در مخالفت با (پال رسول) که اندیشه بت پرستانه روم و فلسفه افلاطونی را وارد مسیحیت نموده بود، نگاشت، برای تأیید افکار خویش از انجیل برنابا نقل قولهایی نموده است.
پاپ در سال 383 میلادی نسخه ای از انجیل برنابا را در کتابخانه شخصی خویش گذاشت که تا قرنهای متمادی در آنجا ماند.
با آنکه برنابا مورد احترام همه مسیحیان جهان است ولی انجیلی که از او به یادگار مانده است، مورد اختلاف مسیحیان کنونی می باشد.نخستین نسخه یافت شده این انجیل به زبان ایتالیایی بود که در سال 1709 توسط کریمر، مشاور پادشاه پروس کشف شد.این انجیل بالآخره در سال 1737 همراه با کتابخانه آن مشاور به دربار پادشاهی ویانا انتقال یافت.این قدیمی ترین نسخه انجیل برنابا می باشد که تا همین اکنون در ویانا محفوظ مانده و اساس ترجمه های مختلفی قرار گرفته است.
در اوایل قرن هژدهم میلادی نسخه اسپانوی این انجیل پیدا شد که قصه جالبی داشت.می گویند که راهبی بنام فرامینو نامه هایی از ایریانوس را یافته بود که انجیل برنابا را اساس قرار داده و بر (پال رسول) خرده گرفته بود.غریزه حب استطلاع فرامینو را وادار می سازد تا در جستجوی این انجیل بیفتد.سالها می گذرد و قضا بر این می رود که فرامینو یکی از مقربان درگاه (پاپ سکتس پنجم) (1585-90) شود.او روزی در دفتر پاپ بود که چشمش به انجیل برنابا افتاد. فرامینو سپس انجیل مذکور را میان لباسهای خویش پنهان نموده و با خود بیرون کشید.امروز با آنکه انجیل برنابا در کلیسا یافت نمی شود ولی آنرا می توان در موزیم ها، آرشیف ها و کتابخانه های مشهور دنیا یافت.نویسنده این سطور ترجمه انگلیسی این انجیل را که (THE GOSPEL OF
BARNABAS) نام دارد، از کتابخانه دانشگاه برکلی بدست آوردم.
نسخه انگلیسی این انجیل که نود و نه سال قبل از طرف دانشگاه آکسفورد به چاپ رسیده بود، امروز در موزیم بریتانیا و کتابخانه کانگرس هم دیده می شود.
در این مقاله به بخشهایی از انجیل برنابا اشاره خواهیم نمود تا ببینیم که این انجیل در مورد پیامبر اسلام چه می گوید.
انجیل برنابا در فصل سی و ششم خود می گوید:  یعنی: (بجز رسول الله دیگر همه پیامبران آمدند، زیرا خداوند می خواهد تا من، راه را برایش هموار سازم).
در فصل چهل و سوم آن آمده است:
یعنی: (برای تان می گویم که پیامبران دیگر نشانه رحمت خدا تنها برای یک ملت بوده اند و از همین لحاظ پیام شان از مرزهای مردمی که بسوی آنها فرستاده شده بودند، تجاوز نمی کرد.اما وقتی که رسول الله می آید خداوند برایش چیزی را می دهد که حیثیت مهر دستش را دارد.پس او برای آن ملتهایی که عقاید او را می پذیرند رهایی و رحمت را به ارمغان می آورد.او برای مقابله با ستم پیشگان با قوت عمل می کند و پرستش بتها را از میان بر می دارد تا شیطان را نفرین کند).
در فصل سی و نهم این انجیل آمده است:
یعنی: (زمانی که آدم بر سر پاهای خویش ایستاد؛ مشاهده نمود که در هوا نوشته ای چون آفتاب می درخشد که می گوید: لا اله الا الله محمد رسول الله).باز در همین فصل آمده است که: (آدم در برابر خدا تضرع نموده گفت: خداوندا!
این سخنان را بر ناخنهای انگشتانم بنویس.خداوند بر انگشتان شصت او این نوشته را گذاشت.در شصت دست راست او نگاشته شد که (لااله الا الله) ودر ناخن شصت دست چپ او نوشته شد (محمد رسول الله).سپس انسان نخست این کلمات را با مهربانی پدرانه ای بوسیده و بر چشمان خویش مالیده و گفت: (مبارک باد روزی که او به دنیا می آید).
در فصل چهل و یکم آن حکایت بر آمدن آدم از جنت چنین بیان شده است:
یعنی: (خداوند خود را از نظر پنهان داشت و فرشته میکائیل آنها را از بهشت بیرون راند.هنگامی که آدم بر می گشت متوجه شد که در بالای دروازه (دروازه بهشت) نوشته شده است که: لااله الا الله محمد رسول الله).
در فصل چهل و چهارم انجیل برنابا، حضرت مسیح اینطور می گوید:
یعنی: ( چقدر خجسته است زمانی که او به این دنیا می آید.سخنم را بپذیرید که من بسان دیگر پیامبران او را دیدم و در برابرش عرض احترام نمودم.خداوند از روح خویش برای آنها نبوت بخشیده است.
وقتی که من او را مشاهده کردم روح من سرشار از تسلیت شده و گفتم: ای محمد خداوند یارت باد و خداوند مرا شایسته آن بداند تا بند کفشهایت را باز نمایم).در پایان این بحث یک نکته را قابل تذکر می دانم و آن اینکه روزی با گروهی از دعوتگران مسیحی با استناد به (کتاب مقدس) صحبت می کردم.یکی از ایشان گفت: شما که به این کتاب عقیده ندارید پس چرا بر مبنای آن استدلال می نمائید؟ برایش گفتم که حرف شما کاملا درست است ولی بخاطر آنکه قناعت شما را حاصل کرده باشم مجبور هستم تا از چیزی دلیل آورم که شما بدان اعتقاد دارید.آنکه اصلا به وجود خدایی اعتقاد ندارد نمی توان آیات قرآن را برایش دلیل آورد و همین طور کسانی که معتقد به نبوت پیامبر آخر الزمان نیستند باید در جهت اثبات ادعای خویش از ادله و براهینی استفاده نمود که در کتابهای (مقدس) از آن ذکر بعمل آمده است.
یک نکته دیگر را می خواهم بیفزایم و آن اینکه تورات و انجیل و انجیل برنابا با آنکه تحریف شده اند، ولی این را نمی توان انکار نمود که جرقه هایی از حقیقت تا هنوز در لابلای صفحات آنها چشمک می زند، ولی ما بعنوان مسلمان تنها آن بخشی را می توانیم تأیید نمائیم که با متون مقدس ما سازگاری دارد.
آنچه یاد آور شدیم صورت بسیار فشرده بحث مفصلی است که تقدیم خواننده عزیز گردید.امیدواریم تا در آینده فرصت تحقیق بیشتری در این زمینه مهیا شود.

 

به قلم: خواجه بشیر احمد انصاری

 

 

 

    منبع: سایت نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.