حکم گمرک بر کالاهای وارداتی؟ آیا می توان به کارمند گمرک پول داد تا مبلغ را پایین آورد؟
حکم گمرک بر کالاهای وارداتی؟ آیا می توان به کارمند گمرک پول داد تا مبلغ را پایین آورد؟ موضوع: فتاوای معاصر - اقتصاد تاریخ انتشار: 2013-10-15 | بازدید: 902

آیا پولی که در گمرک بابت اجناس وارداتی از تجار گرفته می شود شرعا جواز دارد؟ و اگر نامشروع است آیا صاحب کالا می تواند مبلغی به کارمند گمرک بدهد تا شاید مبلغ گمرک را برای او کم حساب کند؟ و یا به او دروغ بگوید؟

 

الحمدلله،

گمرک (یا مالیاتی) که از مسلمانان گرفته می شود حرام است، زیرا الله متعال می فرماید : « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ» (نساء 29).

یعنی : « ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اموال یکدیگر را به باطل (و از طرق نامشروع) نخورید مگر اینکه تجارتی با رضایت شما انجام گیرد».

و پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید : « لا یَحِلُّ مَالُ امْرِئٍ إِلَّا بِطِیبِ نَفْسٍ مِنْهُ».

یعنی : «مال هیچ کسی از مسلمانان حلال نیست مگر به رضای خاطر او» اما احمد روایت کرده و البانی در "الإرواء" (1459) صحیح دانسته است.

علامه صدیق بن حسن بخاری در کتاب "الروضة الندیة" (2/215) درباره پول گمرک هایی که از مسلمانان گرفته می شود، گفته : «بدون شک و شبهه، این چیزی جز مَکس نیست».

و مَکس عبارتست از مالیات و خراج، که در زمان جاهلیت از فروشندگان اجناس در بازار اخذ می شد. و یا از تجاری که در رفت و آمد بودند اخذ می شد.

نگاه کنید به : " عون المعبود" شرح حدیث (2548).

مکس (مالیات و گمرک) از گناهان کبیره است، زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد زن غامدیه که بعلت زنا رجم شد فرمودند: «لَقَدْ تَابَتْ تَوْبَةً لَوْ تَابَهَا صَاحِبُ مَکْسٍ لَغُفِرَ لَهُ» مسلم (1695).

یعنی : او توبه ای کرد که اگر صاحب مَکْس نیز چنین توبه ای کرده بود گناهانش آمرزیده می شد.

امام نووی در شرح این حدیث گفته : «این حدیث دلیل بر اینست که مالیات گرفتن از زشترین و بدترین گناهان است» "صحیح مسلم" (11/203).

علماء هیئت دائمی افتاء درباره مالیات فتوایی صادر کردند که قسمت مهم تر آنرا نقل می کنیم : «اخذ عوارض گمرکی چه بر واردات باشد یا صادرات جزو مَکس محسوب می شود، و مَکوس حرام است، و همینطور کارکردن در آن حرام است، هرچند که والیان امور (و مسئولین کشور) این عوارض اخذ شده را در ساخت امکانات عامه دولتی هزینه کنند، زیرا پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم از مکوس نهی فرمودند و بر آن سخت گرفتند، در حدیث عبدالله بن بریده از پدرش ثابت شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد زن غامدیه که بعلت زنا رجم شد فرمودند: «لَقَدْ تَابَتْ تَوْبَةً لَوْ تَابَهَا صَاحِبُ مَکْسٍ لَغُفِرَ لَهُ» مسلم (1695). یعنی : او توبه ای کرد که اگر صاحب مَکْس نیز چنین توبه ای کرده بود گناهانش آمرزیده می شد. و ابوداود و حاکم از عقبه بن عامر از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت کرده که ایشان فرمودند : « لا یدخل الجنة صاحب مَکْسِ». یعنی : «مالیات گیرنده وارد بهشت نمی شود» حاکم این روایت را صحیح دانسته است. و ذهبی در "کتاب الکبائر" خود آنرا ذکر کره است..» "فتاوی اللجنة الدائمة للإفتاء" (23 / 489).

بنابراین کسانی که مالیات و گمرک از مسلمانان اخذ می کنند، و همینطور افرادی که بعنوان کارمند در ادارات مربوطه فعالیت می کنند، مرتکب گناه و خلاف شرع شده اند، و اموال مسلمانان را بناحق می ستانند و این ظلمی در حق آنهاست. اگر مسلمانی هیچ راهی نیابد که بوسیله آن این ظلم را از خود دفع کند بجز آنکه مبلغی پول به کارمند گمرک بدهد، این برای او حرام و گناه نیست و گناهش متوجه کارمند و مسئولین است.

نگاه کنید به : "مجموع الفتاوی" شیخ الإسلام ابن تیمیة (30/358،359).

البته جواز آن برای زمانی است که اعطای این رشوه اضطراری موجب مفسده بزرگتری نشود، اگر موجب مفسده بزرگتری شود در آنصورت جایز نیست. و همچنین دروغ گفتن جایز نیست.

 

توجه : اخذ گمرک از تجار غیر مسلمان که اجناس خود را به کشورهای مسلمان صادر می کنند تا به آنها بفروشند، جایز است، امام بیهقی از انس رضی الله عنه روایت کرده که : « أن عمر بن الخطاب رضی الله عنه أمر أن یؤخذ من أهل الذمة نصف العشر، وممن لا ذمة له العشر» بیهقی (18543). یعنی : «عمر بن خطاب رضی الله عنه از (بازرگانان) اهل ذمه پنج درصد و از غیر اهل ذمه ده درصد عوارض گمرکی می گرفت».

«و علت آنرا چنین بیان داشته‌اند که : گروهی از بازرگانان منطقه‌ی «منبج» از بلاد غیر اسلامی نامه‌ای به عمر رضی الله عنه نوشتند که اجازه دهد آنها برای تجارت به بلاد اسلامی بیایند و ده درصد حقوق گمرکی پرداخت نمایند، عمر رضی الله عنه در این باره با بزرگان صحابه مشورت نمود و سرانجام آنرا به تصویب رسانید..

عمر رضی الله عنه علاوه بر آنچه‌ گذشت از تجار مسلمان که به حبشه رفت و آمد می‌کردند و همچنین از عثمان بن حنیف پرسید که آنها چند درصد را از شما می‌گیرند؟ تجار مسلمان گفتند : ده درصد. عمر رضی الله عنه گفت: پس شما نیز همین مقدار را از آنان وصول نمایید» "موسوعة فقه عمر" ص651 .

و در کتاب دائرة المعارف فقهی آمده : «ده درصد از بازرگانان غیر مسلمان در هنگام داخل شدن آنها به دار الاسلام اخذ می شود..

فقهاء برای مشروعیت این ده درصد که از غیر مسلمان اخذ می شود به سنت نبوی و اجماع و عقل استدلال کردند :

دلیل از سنت، این فرموده نبوی صلی الله علیه وسلم است : « إِنَّمَا الْعُشُورُ عَلَی الْیَهُودِ وَالنَّصَارَی وَلَیْسَ عَلَی الْمُسْلِمِینَ عُشُورٌ». یعنی : «ده درصد (خراج) تنها از یهود و نصاری گرفته می شود، ولی بر مسلمانان خراج و مالیاتی نیست». (روایت ابوداد (3046) اما البانی آنرا ضعیف دانسته است).

این حدیث دلالت می کند که از مسلمان بجز زکات چیزی گرفته نمی شود، و از یهود و نصاری ده درصد از تجارتشان اخذ می شود همانگونه که جزیه از آنان گرفته می شود.

و اجماع : عمر بن خطاب رضی الله عنه افرادی را مامور کرده بود تا ده درصد (از بازگانان غیر مسلمان) اخذ کنند و این با حضور صحابه رضی الله عنهم صورت گرفت و هیچیک از آنان مخالفتی با آن نکرد، که این در حکم اجماع سکوتی است.

و اما معقول : تاجری که بازگانی خود را به کشور (اسلامی) منتقل می کند نیاز به امان دارد، و همینطور به حمایت وی در مقابل دزدان و راهزنان، و دولت اسلامی از طرقهای مختلف این امر را تامین می کند، بنابراین این ده درصد که از تاجر (غیر مسلمان اجنبی) گرفته می شود در مقابل این حمایت و امان است» " الموسوعة الفقهیة " (30 / 102 ، 103 ).

منبع : سایت (الإسلام سؤال وجواب).

 

    منبع: سایت جامع فتاوی اهل سنت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

 

سپاس الله تعالی

 

فقیه محدث ابومطرف عبدالملک بن مروان القَنَازعی قرطبی مؤلف "تفسیر الموطأ" متوفی 413 هـ می فرماید:

"در مصر بودم و در نماز عید با مردم شرکت کردم. همه به سوی آنچه که آماده کرده بودند رفتند و من به سوی رود نیل به راه افتادم. با خود چیزی برای خوردن جز باقی مانده ی ترمسی که در خرقه ام بود، نداشتم. بر ساحل نشستم و شروع به خوردن آن کردم و پوسته هایش را به مکانی می انداختم.

با خود گفتم:

امروز که در مصر، عید است آیا کسی با حالی بدتر از حال من هم یافت می شود؟!

چیزی نگذشت که سرم را بلند کرده و به جلو خود نگاه کردم، مردی را دیدم که پوسته های ترمسی را که در آنجا انداخته بودم را بر می داشت و می خورد!

پس دانستم که آن هشداری است از سوی الله عزوجل.! پس او را سپاس گفتم.

 

[به نقل از کتاب "المغرب فی حلی المغرب" تألیف: لابن سعید المغربی الأندلسی متوفی 685 هـ، 1 – 171].

 

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.