خطرعجله درتکفیر
خطرعجله درتکفیر موضوع: تکفیر تاریخ انتشار: 2013-11-14 | بازدید: 2891

خطرعجله درتکفیر

 

                   بیانیه هیئت کبارعلماءدرباره خطرعجله درتکفیروانفجارهایی

                  که موجب ریخته شدن خون ها وتخریب بناها می گردد.

إن الحمد لله نحمده ونستعینه ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سیئات أعمالنا، من یهده الله فلا مضل له، ومن یضلل فلا هادی له، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له وأشهد أن محمداً عبده ورسوله.

یَاأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ

یَاأَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا کَثِیرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا

یَاأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلا سَدِیدًا یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا

أما بعد:

فإن أصدق الحدیث کتاب الله، وأحسن الهدی هدی محمد - صلی الله علیه وسلم -، وشر الأمور محدثاتها، وکل محدثةٍ بدعةٍ، وکل بدعةٍ ضلالةٍ، وکل ضلالةٍ فی النار، وبعد...

مجلس هیئت کبارعلماء در دوره چهل ونهمش که ازتاریخ2/4/1419ه درشهر طائف ازسرگرفته شد موضوع تکفیروانفجارهایی را که در بسیاری از کشورهای اسلامی وغیراسلامی روی می دهد وبه سبب این دو امر خون هاریخته می شوند وبناها تخریب می گردند را مورد بحث وبررسی قرار داردندوباتوجه به خطرناک بودن این مساله وآثاری که این موضوع ازخودبجای می گذارد که ازآن جمله ازبین بردن بی گناهان و تلف نمودن اموال وترسانیدن مردم وسست کردن امنیت واستقرار آنها می باشدومجلس هیئت کبارعلماءمناسب دید تا در بیانیه ای حکم این مساله را بعنوان نصیحتی بخاطرخداوند، برای بندگان وجهت اتمام حجت وازبین بردن شبهات درخصوص مفاهیم برای کسانی که در این موضوع دچار خلط مبحث شده اند ایراد کردند.

بامسئلت توفیق خداوند می گوییم:

اولا:تکفیر یک حکم شرعی است که مرجع صدورحکمش خداوند ورسولش می باشد:

همانگونه که احکام حلال وحرام و واجب از سوی خداوند صادر می شوندتکفیر نیز چنین است وهر قول یافعلی که به کفرتعبیر می شود، کفر اکبری که از دین خارج می کند نیست و وقتی که مرجع حکم تکفیر خداوند ورسولش صلی الله علیه وسلم باشند برای ماجایز نیست تا جز با دلایل واضحی که از قرآن وسنت وجود دارند اقدام به تکفیر کنیم چرا که وجود شک وتردید در این مساله به خاطر تبعات وآثار خطرناکی که ازخود بجای می گذارد به هیچ عنوان قابل قبول نیست و وقتی که از اجرای حدود بخاطر وجود شبهات صرف نظر می شود واین درحالی است که تبعاتی که موارد دیگر دارند بسیار کمتر از تبعات تکفیر است پس بایداز صدورحکم تکفیر باوجود شبهات وعدم آگاهی کافی درموردآن به طریق اولی صرف نظر کردوبهمین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم از تکفیر شخصی که کافر نیست هشدارداده وبسیار برحذر داشته وفرموده است: (أیما امرئ قال لأخیه : یا کافر ، فقد باء بها أحدهما ان کان کما قال والارجعت علیه)[1]یعنی: ( هرگاه کسی برادرش را کافرخطاب کند این کلمه به یکی ازآنان بازخواهدگشت طوریکه اگر همانگونه که می گوید باشدهمان طور است درغیر این صورت این کفر به خود او برمی گردد).

گاه از نصوص قرآن وسنت چنین برمی آید که این سخن یا فعل یا اعتقاد کفراست ولی صاحب آن بدلیل وجود مانعی که باعث جلوگیری از کفرش می شود تکفیر نمی شودواین حکم مانند سایر احکام دیگرجز با وجود اسباب، شروط آن وبرطرف شدن موانعش قطعی نمی گرددمثلا در ارث که سبب آن خویشاوندی است ولی بخاطر وجود مانعی همچون اختلاف دین ارث نمی رسدوکفرنیز چنین است یعنی ممکن است شخص مؤمنی مرتکب سخن یاعمل کفری شود ولی بخاطر موانعی که با آن مواجه است تکفیر نمی شود.

گاهی انسان مسلمان بخاطر غلبگی شادی یا غم ویا اموری همانندآن کلمه کفری را برزبان می آورد ولی چون منظورش کفرنبوده است تکفیر نمی شودهمانندشخصی که درحدیث از شدت خوشحالی به اشتباه گفت: (اللهم انت عبدی واناربک) یعنی: ( خداوندا توبنده ی من هستی ومن رب تو!!)

 

عجله نمودن درتکفیر آثار وتبعات بسیار خطرناکی داردازجمله:

حلال کردن خون ومال، منع کردن از میراث، فسخ شدن نکاح ودیگر اموری که بر حکم ارتداد مترتب می شوند بنابراین چگونه شایسته انسان مؤمن است که با کوچک ترین شبهه اقدام به صدور چنین حکمی بدهد؟و وقتی که این امر به مرحله ی حاکمان می رسد مساله بسیار شدیدتر وخطرناک تر می گردد زیرا اموری مانند خروج وعصیان و حمل اسلحه برعلیه آنان، انتشار هرج ومرج، وریخته شدن خون ها ونابود شدن بندگان خداوند وکشورها برآن مترتب می گردد و بهمین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم از دشمنی با آنان نهی کرده وفرموده است: ( إلا أن تروا کفرا بوحا عندکم فیه من الله برهان)[2]یعنی: ( مگر اینکه از آنها کفر صریح وآشکاری که برای آن درنزد خداوند دلیل قاطع ومحکمی وجود دارد ببینید).

قول: (إلا أن تروا) اشاره بر این امر می کند که گمان ها و شایعات در این خصوص به هیچ عنوان اعتباری ندارند

وقول: (کفرا) دلالت بر این امر داردکه ارتکاب به امور فسقی هراندازه که بزرگ هم باشند مانند ظلم، شرب خمر، قماربازی ووقت گذراندن با امورحرام نمی توانند دلیلی برای خروج برعلیه آنان باشند.

وقول:(بواحا) اشاره بر این امر دارد که جز کفر صریح وآشکار نمی تواند دلیلی برای خروج برعلیه آنان تلقی شود.

وقول: (عندکم فیه من الله برهان) اشاره بر این امر دارد که دلیل ارائه شده باید صریح باشد به این معنی که صحیح الثبوت وصریح الدلاله باشدودلیلی که درسند آن ضعف باشد ویا مبهم است دراین خصوص اعتباری ندارد.

وقول:(من الله)اشاره بر این امر دارد که سخن هیچ یک از علماء در این خصوص هرچند دارای مقام ومنزلت بزرگی در علم وامانت باشد ولی اگر در سخنش دلیلی صریح وصحیحی از قرآن وسنت رسول الله صلی الله علیه وسلم نبود اعتباری ندارد.

همه این بندها دلالت بر خطرناک بودن این موضوع دارند

نتیجه اینکه: عجله کردن درتکفیر خطر بزرگی رابدنبال دارد زیرا خداوند می فرماید: (قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِکُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ) الاعراف/33یعنی: ( بگوپروردگارم همه کارهای زشت را اعم ازینکه آشکارا باشند یاپنهان را حرام کرده است ونیز گناه وستمگری را که درست نیست واینکه چیزی را شریک خداوند کنید درحالیکه هیچ دلیلی برصحت آن نیست واینکه چیزی را از زبان خداوند –به دروغ- بگویید که نمی دانید).

دوما:حلال شمردن خون ها وبی احترامی به آبرو وشرف دیگران ومانندآنها، ازاموری هستند که به اجماع مسلمانان شرعا حرام می باشند:

همه آنچه که از این عقیده اشتباه تراوش می کند ومنجر به حلال شمردن خون ها، بی حرمتی به آبرو وشرف دیگران،به تاراج رفتن اموال خصوصی وعمومی، منفجر کردن مکان های مسکونی ووسایل نقلیه وتخریب مؤسسات وسازمان ها می شود شرعا به اتفاق همه مسلمان ها حرام است زیرا در چنین اموری هتک حرمت به جان های بی گناه، هتک حرمت به اموال، هتک حرمت به امنیت وآرامش جامعه ومردمانی که صبح وشام در خانه وکاشانه خود زندگی می کنند، وهتک حرمت به منافع عمومی جامعه که مردم بی نیاز ازآنها نیستند می باشدو اسلام برای مسلمانان، اموال، آبروها و جان های شان را حفط کرده است وازهرگونه تجاوز وبی احترامی نسبت به آنها سخت برحذر داشته است بطوریکه آخرین سفارشاتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به امتش در خطبه حجة الوداع نمود این بود که: (فَإِنَّ دِمَاءَکُمْ وَأَمْوَالَکُمْ وَأَعْرَاضَکُمْ بَیْنَکُمْ حَرَامٌ، کَحُرْمَةِ یَوْمِکُمْ هَذَا، فِی شَهْرِکُمْ هَذَا، فِی بَلَدِکُمْ هَذَا)[3]یعنی: ( خون ها واموال وآبروهایتان دربین یکدیگر مانند این روز و این ماه و این سرزمین محترم است،  سپس فرمود: (ألاهل بلغت؟اللهم فاشهد)یعنی: ( گواه باشید آیا ابلاغ کردم؟خداوندا گواه باش).

وازابوهریرة رضی الله عنه روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (کُلُّ المُسِلمِ عَلَی المُسلِمِ حَرَام دَمُهُ وَمَالُه وَعِرضُه)[4]یعنی: ( همه چیز مسلمان اعم از خون ومال وآبرویش برسایر مسلمانان حرام است).

وازجابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (اتَّقُوا الظُّلْمَ فَإِنَّ الظُّلْمَ ظُلُمَاتٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ)[5]یعنی: ( از ظلم بپرهیزید زیرا ظلم تاریکی روز قیامت است) وخداوند متعال کسی را که مرتکب کشتن انسان بی گناهی می شود باشدیدترین تهدید ممکن برخورد کرده ومی فرماید: (وَمَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا) النساء93یعنی: ( وکسی که انسان مؤمنی راعمدا به قتل برساند مجازاتش جهنم است وبرای همیشه درآنجا می ماند وخداوند براو خشم می گیرد واورا از رحمتش دور می کند وبرایش عذاب بزرگی را آماده می کند)

خداوند متعال درمورد کافر ذمی که بصورت خطا کشته شده است می فرماید: (وَإِنْ کَانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ فَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَی أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ) النساء92یعنی: ( واگر کشته شده ازکافرانی بود که دربین شما وآنان پیمانی برقرار بود(اهل ذمة)پس پرداخت خونبها به خانواده اش وآزادکردن یک برده مؤمن بعنوان دیه او می باشد)

باتوجه به آیه فوق وقتی کافری که با امان دربین مسلمانان زندگی می کند بطور خطا کشته شود مستوجب دیه وکفاره می شود پس چگونه می شود وقتی که بصورت عمدی کشته شود که دراین صورت جرم بزرگ تر وگناه بیشتر می شودواز عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (مَنْ قَتَلَ مُعَاهَدًا لَمْ یَرِحْ رَائِحَةَ الْجَنَّةِ)[6]یعنی: ( هرکسی که کافر ذمی را به قتل برساند بوی بهشت را نخواهد چشید).

سوما: اسلام ازاین اعتقاد اشتباه بیزار است:

وقتی که مجلس هیئت کبارعلماء، حکم تکفیر مردم بدون دلیل قاطعی ازقرآن وسنت رسول الله صلی الله علیه وسلم وخطرات آن را که منجر به بوقوع پیوستن شرها وگناهان می شود را بیان می کند همانگونه به جهان بیان می کندکه : اسلام از این اعتقاد اشتباه بیزار ومبرا است وجریاناتی که دربرخی از بلاد اعم از ریخته شدن خون های بی گناه، منفجرکردن مکان های مسکونی ووسایل نقلیه،تاسیسات عمومی وخصوصی وتخزیب مؤسسات بوقوع می پیوندند همگی اعمال مجرمانه ای هستند که اسلام وهرمسلمانی که به خداوند وروزقیامت ایمان دارند ازآنها بیزار ومبرا هستند واین قیبل رفتارها فقط از کسی سر می زند که فکری منحرف وعقیده ای گمراه داشته باشدو او به تنهایی متحمل گناه وجرم خودش است وکارش هیچ ربطی به اسلام ومسلمانانی که بارهنمودهای اسلام هدایت یافته وبرقرآن وسنت چنگ زده وریسمان محکم الهی را گرفته اند ندارد بلکه این قبیل از رفتارها همان فساد وجرمی است که شریعت وفطرت ازآنها پاک ومنزه اند وبه همین دلیل نصوص شریعت بصورت قطعی در تحریم آنها وارد شده اند تا از همراهی باچنین اشخاصی برحذر بود.

خداوند می فرماید: (وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللَّهَ عَلَی مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ (204) وَإِذَا تَوَلَّی سَعَی فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ (205) وَإِذَا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ)البقرة204-206یعنی: ( ازمیان مردم کسانی هستند که سخنش تو را درزندگی دنیوی به شگفت می آورد وخداوند را برآنچه که درقلبش است گواه می گیرد درحالیکه او از سرسخت ترین دشمنان است (204) وهنگامی که پشت می کند (ازنزد تو میرود) در زمین برای فسادوتباهی درآن سعی وکوشش می کند وکشت ونسل را از بین میبرد وخداوند فساد را دوست ندارد (205) ووقتی به او گفته می شود ازخداوند بترس تکبر او را در بر می گیرد و گناه می کند پس جهنم برای اوکافی است وچه بدجایگاهی است)

برهمه مسلمانان در همه جای دنیا واجب است تاهمدیگر رابه حق سفارش ونصیحت کنند وبایکدیگر بر کارهای نیک وتقوی همکاری کنند و با دلایل واضح وپند و اندرز نیکو همدیگر را به کارهای نیک دعوت و از کارهای زشت باز دارند ودرهنگام اختلافات با بهترین شیوه بایکدیگر به بحث وگفتگو بپردازندهمانطور که خداوند متعال می فرماید: (وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ) المائدة/2یعنی: ( وبایکدیگر درکارهای نیک وتقوی همکاری کنید ودرکارهای گناه وستمکاری پشتیبانی نکنید وازخداوند بترسید زیرا خداوند دارای مجازات سرسختی است).

وخداوند می فرماید: (وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ) التوبة71 . یعنی: ( زنان ومردان مؤمن یارویاور یکدیگرند هندیگر را به کار های نیک دعوت می کنند واز کارهای زشت باز می دارند ونماز می خوانند وزکات می دهند واز خداوند ورسولش پیروی می کنند آنان کسانی هستند که بزودی خداوند آنان را مورد رحمتش قرار می دهد قطعا خداوند چیره وحکیم است).

وخداوند می فرماید: (وَالْعَصْرِ (1) إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ (2) إِلَّا الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ(3))سوره العصر یعنی: ( سوگند به زمانه (1) انسان در زیان وخسارت است (2) مگر کسانی که ایمان می آوردند وعمل صالح انجام میدهند وهمدیگر را به پیروی از حق توصیه می کنند و(سپس برای استقامت در راه حق) همدیگر را به صبر سفارش می کنند)

ازتمیم بن اوس رضی الله عنه روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (الدِّینُ النَّصِیحَةُ قُلْنَا لِمَنْ قَالَ لِلَّهِ وَلِکِتَابِهِ وَلِرَسُولِهِ وَلِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ وَعَامَّتِهِمْ)[7]یعنی: ( دین، همگی نصیحت است؛ گفتیم برای چه کسی؟فرمود:برای خداوند وکتابش وپیامبرش وبرای امامام مسلمانان وهمه مردم)

ازنعمان بن بشیر رضی الله عنه روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (مَثَلُ الْمُؤْمِنِینَ فِی تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ؛ إِذَا اشْتَکَی مِنْهُ عُضْوٌتَدَاعَی لَهُ سَائِرُ جَسَدِهِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّی)[8]یعنی: ( مثال مؤمنان در محبت ومهربانی ودلسوزی مانند اعضای جسم بایکدیگرند بطوریکه اگر عضوی ازآن مبتلابه دردی شود سایراعضای جسد مبتلا به بی خوابی وتب می شوند).

وآیات واحادیث زیادی در این رابطه وجود دارد.

ازخداوندمتعال بوسیله نام های نیکو وصفات والایش می خواهیم تا بلاومصیبت را از همه مسلمانان رفع کند وتمام حاکمان مسلمین را درآنچه که نفع بندگان وکشورها درآن است موفق بگرداندوآنان را در ازبین بردن فساد ومفسدین یاری کند ودینش را بوسیله آنان نصرت وکلمه اش راتوسط شان برتری دهد واوضاع همه مسلمانان را در همه جای دنیا بهتر کند وحق را توسط آنان نصرت بفرماید که ذات او اختیار دار همه این موارد وبر آنها توانا است.

وصلی الله وسلم علی نبینامحمد وعلی آله وصحبه اجمعین

 

رئیس مجلس هیئت کبارعلماء: شیخ علامة عبدالعزیزبن عبدالله بن باز رحمه الله

ترجمه: حامد مشکوة

 


[1] - صحیح مسلم باب بیان وضعیت ایمان کسی که برادر مسلمانش را کافرخطاب کند حدیث شماره 60ازحدیث ابن عمر رضی الله عنهما

[2] - صحیح بخاری کتاب الفتن حدیث شماره7056

[3] - صحیح بخاری حدیث67

[4] - صحیح مسلم کتاب نیکی وصله ارحام وآداب باب10حدیث2564

[5] - صحیح مسلم حدیث شماره2578

[6] - صحیح بخاری حدیث3166

[7] - صحیح مسلم حدیث55

[8] - صحیح بخاری حدیث6011وصحیح مسلم حدیث2586

 

    منبع: نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

 

سپاس الله تعالی

 

فقیه محدث ابومطرف عبدالملک بن مروان القَنَازعی قرطبی مؤلف "تفسیر الموطأ" متوفی 413 هـ می فرماید:

"در مصر بودم و در نماز عید با مردم شرکت کردم. همه به سوی آنچه که آماده کرده بودند رفتند و من به سوی رود نیل به راه افتادم. با خود چیزی برای خوردن جز باقی مانده ی ترمسی که در خرقه ام بود، نداشتم. بر ساحل نشستم و شروع به خوردن آن کردم و پوسته هایش را به مکانی می انداختم.

با خود گفتم:

امروز که در مصر، عید است آیا کسی با حالی بدتر از حال من هم یافت می شود؟!

چیزی نگذشت که سرم را بلند کرده و به جلو خود نگاه کردم، مردی را دیدم که پوسته های ترمسی را که در آنجا انداخته بودم را بر می داشت و می خورد!

پس دانستم که آن هشداری است از سوی الله عزوجل.! پس او را سپاس گفتم.

 

[به نقل از کتاب "المغرب فی حلی المغرب" تألیف: لابن سعید المغربی الأندلسی متوفی 685 هـ، 1 – 171].

 

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.