شرک ومصادیق آن
شرک ومصادیق آن موضوع: شرک تاریخ انتشار: 2013-11-14 | بازدید: 3637

شرک ومصادیق آن

گرداوری وترجمه:حامد مشکوة

 

الحمدلله والصلاة والسلام علی رسول الله وعلی آله وصحبه ومن والاه

امابعد:

شرک ورزیدن به خداوند بزرگ ترین گناه محسوب می شود ودلیل آن حدیثی است که ابوبکرة رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت کرده که می فرماید: ( الا أنبئکم بأکبرالکبائر (ثلاثا) قالوا: قلنا: بلی یا رسول الله قال: (الإشراک بالله)[1]. یعنی: ( آیا شما را از بزرگ ترین گناهان کبیره باخبر نسازم؟ (سه مرتبه تکرار فرمود) گفتیم بله ای رسول خدا فرمود: (شرک ورزیدن به خداوند).

هرگناهی را خداوند ممکن است مورد بخشش وآمرزش قرار دهد جز شرک که نیاز به توبه مخصوصی دارد خداوند می فرماید: (إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا)النساء/116 . یعنی: ( قطعا خداوند شرک ورزیدن به خودش را مورد آمرزش قرار نمی دهد ولی غیر از آن را برای هرکسی که بخواهد می بخشد وهرکس بخ خداوند شرک ورزد قطعا درگمراهی شدیدی قرار دارد) وهمچنین خداوند می فرماید: (وَلَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَإِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ) الزمر/65 یعنی: ( به تو وسایر پیامبرانی که قبل از تو بوده اند وحی نمودیم که اگر شرک بورزی همه اعمالت نابود خواهند شد واز جمله زیان کاران قرار می گیری)

شرک دارای انواع ومصادیق گوناگونی است که برخی از آنها انسان را از دایره دین خارج می کنند که آنها را شرک اکبر می نامند وبرخی انسان را از دایره دین خارج نمی کنند که به آنها شرک اصغر می گویند.

مصادیق شرک اکبر که انسان را از دایره دین خارج می کنند:

1-خواندن غیر خداوند متعال:

مانندکسانی که مردگانی را می خوانند ومعتقد هستند که آنها انسان های صالحی بودند و اینکه اولیاء می توانند مشکلات وگرفتاری های آنان را باخواندن ویاری جستن از آنها حل کنند درحالیکه خداوند می فرماید: (وَقَضَی رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا) الإسراء/23 یعنی: ( وپروردگارت دستور داده است تا فقط او را عبادت کنید وبه پدر و مادرتان نیکی نمایید). وهمچنین خواندن کسانی که فوت کرده اند اعم از پیامبران و انسان های صالح وسایرین برای جلب شفاعت یا دفع گرفتاری از مصادیق شرک بوده طوریکه خداوند می فرماید: (أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَا تَذَکَّرُونَ) النمل/62یعنی: ( کسانی را که غیر از خدا می خوانید بهترند) یا ذاتی که بهنگام خواندش به فریاد انسان درمانده می رسد وشما را بعنوان جانشین در زمین قرار می دهد آیا بهمراه خداوند معبود دیگری وجود دارد؟شما بسیار کم پند می پذیرید).

برخی از آنان عادت کرده اند که هنگام نشستن وبرخاستن و افتادن، نام پیامبر یا شیخ یا انسان صالحی را می گیرند و از او یاری می جویند وهرگاه در مصیبتی گرفتار شدند نداهای یامحمد، یاعلی،ی احسین، یابدوی، یا گیلانی، یاشاذلی، یارفاعی، یا عیدروس، یا سیده زینب ویا ابن علوان سر می دهند درحالیکه خداوند می فرماید: (إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجِیبُوا لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ)الأعراف/194 . یعنی: (کسانی راکه بغیر از خداوند به فریاد می خوانید بندگانی همچون شما هستند پس آنان را به فریاد بخوانید تا به فریاد شما برسنداگر راست می گویید) واز ابن مسعود رضی الله عنه روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (من مات وهو یدعوا من دون الله ندا دخل النار)[2]یعنی: (هرکس بمیرد درحالیکه غیر از خدا را به فریاد می خواند داخل جهنم می شود).

 

نماز خواندن در داخل مسجدی که در آن و یا در حیات آن ویا در سمت قبله آن قبر باشد جایز نیست.

از شیخ علامة عبدالعزیز بن باز رحمه الله سؤال شد: (حکم نمازخواندن در مسجدی که در داخل آن یا در حیات آن ویادرسمت قبله آن قبری باشد چیست؟ایشان جواب دادند: اگر در داخل مسجد قبر باشد نماز خواندن در آنجا صحیح نیست چه این قبر پشت نمازگزارن باشد ویا در مقابل آنان قرار گرفته باشد ویا در سمت راست یا چپ آنان واقع شده باشد) زیرا از ام المؤمنین عائشة رضی الله عنها روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ( لعن الله الیهود و النصاری اتخذوا قبور انبیائهم مساجد)[3]یعنی: ( لعنت خداوند بر یهود ومسیحی ها باشد که قبرهای پیامبران شان را بعنوان مسجد قرار دادند) وازجندب رضی الله عنه روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ( ألاوان من کان قبلکم کانوا یتخذون قبور انبیائهم وصالحیهم مساجد ألا فلاتتخذوا القبور مساجد فانی انهاکم عن ذلک)[4]یعنی: ( آگاه باشید که امت های قبل از شما قبرهای پیامبران وصالحان خود را بعنوان مساجدی قرار می دادند آگاه باشید وقبرها را بعنوان مساجد قرار مدهید که من شما را از این کار نهی می کنم).

بنابراین برای اینکه نمازخواندن در کنار قبر،از وسایل شرک وغلو درشان اهل قبور است باید باتوجه به دوحدیث ذکر شده ومحتوای آنها وبستن دروازه های ورود شرک از این کار جلوگیری کرد.

2-ذبح برای غیر خدا؛

خداوند می فرماید: (قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (162) لَا شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ) الأنعام/162-163. یعنی: ( بگو نماز وقربانی وزندگی ومردن من فقط برای خداوندی است که پروردگار جهانیان است (162) او ذاتی است که شریک ندارد ومن به (ابلاغ این مطلب) دستور داده شده ام و من اولین مسلمانان هستم).

بنابراین ذبح وقربانی فقط مخصوص خداوند است وهرکس برای غیر خداوند قربانی کند مرتکب شرک شده است همانطور که اگر کسی برای غیر خداوند نماز بخواند مرتکب شرک شده است زیرا خداوند قربانی وذبح را باهم ودرکناریکدیگر ذکر کرده وفرموده است که هردو مخصوص ذات او است واز سیدنا علی رضی الله عنه روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ( لعن الله من ذبح لغیر الله)[5]یعنی: ( خداوند کسی را که برای غیر ذاتش قربانی می کند را لعنت کند)

مانند کسی که قربانی هایی را برای اولیاء وصالحین ذبخ می کند و بدینوسیله ازآنها انتظار جلب منفعت داشته و به آنها تقرب می جوید که همه این امور از موارد شرک اکبر هستند.

در موضوع قربانی، دو محذور شرعی وجود دارد: یکی ذبح برای غیر خداوند است ودیگری ذبح بنام غیر الله است که باید از خوردن هر دوی آنها جلوگیری شود وازقربانی های دوران جاهلیت که امروز در زمان ما بسیار به چشم می خورد (قربانی های جن) است وآن عبارتست از اینکه هرگاه آنان خانه ای می خریدند ویا بنا می کردند ویا چاهی حفر می نمودند در کنار آن ویا آستانه اش ازترس آزار واذیت جن قربانی می کردند[6].

3-نذر برای غیرخداوند؛

بطور مثال می توان به نذر برای اهل قبور اشاره کرد همانطور که فردی بگوید: اگر فرزندم در فلان کار موفق شود ویا مریضم شفا پیدا کند این قدر به قبر شیخ فلانی خواهم پرداخت واین کار شرک است زیرا نذر یک عبادت است .جایز نیست به غیر از الله سبحانه وتعالی صرف شود.

4-سحر ، پیشگویی وغیب گویی؛

سحر، یک عمل کفری است واز جمله هفت گناه کبیره مهلک می باشد وآن عملی است که جز ضرر هیچ خیر ومنفعتی ندارد خداوند درباره آموختن آن می فرماید: (وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلَا یَنْفَعُهُمْ) البقرة/102 یعنی: ( وچیزی را می آموزند (سحر) که به آنها ضرر داشت وهیچ نفعی به آنان نمی رساند) وخداوند می فرماید: (وَلَا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَی)طه/69. یعنی: ( وجادوگر هر کجا برود پیروز نمی شود).

کسی که سحر را بکار می برد در نزد بسیاری از علماء کافر است طوریکه خداوند می فرماید: (وَمَا کَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیَاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّی یَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَکْفُرْ) البقرة/102یعنی: ( سلیمان کفر نورزیده است بلکه شیاطین (انس)که به مردم سحر وآنچه که بر دو فرشته در بابل به هاروت وماروت فرستاده شده بود را می آموزند وآن دو فرشته قبل از آنکه چیزی (از سحر را برای باطل کردن آن) به کسی بیاموزند می گفتند: ما وسیله آزمایش هستیم پس کافر نشو).

اما کاهن وعراف در صورتی که ادعای علم غیب کنند وازآینده خبر دهند نسبت به خداوند کافر هستند زیرا جز خداوند متعال کسی غیب  نمی داند وبسیاری ازآنان از ساده لوحی برخی از انسان ها سوءاستفاده کرده تا اموال آنها را بدست بیاورند و از وسایل زیادی چون کشیدن خطوط بر روی خاک، مهره ها، خواندن کف دست، فنجان، توپ شیشه ای . آینه ها وغیره استفاده می کنند واگر یک سخن راست بگویند به همراهش نودونه سخن دروغ خواهد بود ولی غافلان ازحقیقت آنها فقط سخن راست آن دروغگویان را بخاطر می سپارند وبرای دانستن آینده وموفقیت وشکست در ازدواج وتجارت وجویا شدن از اشیاءگمشده وغیره نزد آنان می روند.

وحکم کسی که نزد چنین اشخاصی می رود درصورتی که آنان را تصدیق کند کافر است ودلیل آن حدیثی است که ابوهریرة وحسن رضی الله عنهما روایت می کنند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (من أتی کاهنا أو عرافا فصدقه بما یقول فقد کفر بما أنزل علی محمد - صلی الله علیه وسلم-)[7]یعنی: ( هرکس نزد پیشگو وفال بین برود وآنچه را که می گوید تصدیق کند برآنچه که بر محمد صلی الله علیه وسلم نازل شده است کفر ورزیده است). ولی کسی که نزد آنها می رود وباور نمی کند که آنها غیب می دانند ولی برای امتحان کردن یا مانند آن به نزد آنان می رود کفر نمی ورزد ولی نماز چهل روزش مورد قبول قرار نمی گیرد ودلیل آن حدیثی است که صفیة از برخی از همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: ( من أتی عرافا فساله عن شیءلم تقبل له صلاة أربعین لیلة)[8]یعنی: ( هرکس نزد پیشگو بیاید واز او در باره چیزی سؤال کند نمازهای چهل روزش از او قبول نمی شود) که این بهمراه واجب بودن نمازها بر او وتوبه کردن ازاین کار است.

مصادیق شرک اصغری که انسان را از دین خارج نمی کنند:

1-اعتقاد داشتن به جلب نفع در اشیاءواجسامی که خداوند در آنها چنان ویژگی قرار نداده است واگر شخص اعتقادش بر این باشد که این چیزها بذاته وبدون اذن خداوند منفعت می رسانندشرک اصغرش تبدیل به شرک اکبر می شودهمانطور که بسیاری از مردم در مورد تمیمه های شرکی و مهره ها وحلقه های معدنی که براساس توصیه پیشگو ویا ساحر یا اعتقادهای موروثی چنین اعتقاداتی را نسبت به این اشیاء دارند وآنها را برگردن خودشان و یا فرزندانشان آویزان می کنند وگمان می کنند که زخم چشم را از بین می برند ویا آنها را بر بدن ها وماشین ها وخانه هایشان آویزان ونصب می کنند ویا انگشترهایی از صدف به دست می کنند واعتقاد دارند که این انگشترها بلاها ومصیبت های مشخصی را دفع می کنند وآویزان کردن وبستن همه مواردی که به آنها اشاره شد حرام است زیرا از عقبة بن عامر جهنی رضی الله عنه روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (من علق تمیمة فقد أشرک)[9]یعنی: ( هرکس تمیمه ای[10] را بر خود آویزان کند قطعا مرتکب شرک شده است) وکسی که برخود تمیمه آویزان می کند اگر اعتقادش بر این باشد که این اشیاءبذاته ومستقل از اراده خداوند نفع یا ضرر می رسانند مرتکب شرک اصغر می شود واین موضوع در شرک اسباب داخل می شود.

2-ریاء:

از ابوسعید رضی الله عنه مرفوعا روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ( ألا أخبرکم بما هو أخوف علیکم عندی من المسیح الدجال)قال: قلنا بلی، فقال: الشرک الخفی أن یقوم الرجل یصلی فیزین صلاته لما یری من نظر رجل)[11]یعنی: ( آیا شما را به چیزی خبر ندهم که برای شما نزد من ترسناک از فتنه مسیح دجال است؟)گفتیم: بله، فرمود: همانا آن شرک خفی است طوریکه شخص برای نماز برمی خیزد ونمازش را در نزد کسی که به او نگاه می کند زیبا جلوه می دهد) واز ابوهریرة رضی الله عنه روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ( قال الله تبارک وتعالی: أنا أغنی الشرکاء عن الشرک من عمل عملا أشرک فیه معی غیری ترکته وشرکه)[12]یعنی: ( خداوند تبارک وتعالی-درحدیث قدسی- می فرماید: من بی نیاز ترین شریکان از شرک هستم( هیچ احتیاجی به شریک ندارم)کسی که عملی را انجام بدهد ودرآن شریکی را با من همراه کند او وشرکش را رها می کنم)

3-سوگند خوردن به غیر از خداوند؛

این مطلب از بیشترین مصادیق شرک اصغر است که در امروز در بین مردم گسترش یافته است؛از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ( من حلف بغیر الله فقد أشرک)[13]یعنی: ( هرکس به غیر از خداوند سوگند بخورد شرک ورزیده است)پس بر مسلمان جایز نیست تا به غیر از خداوند سوگند بخورد حتی اگر قصد ونیتش بزرگداشت محلوف به-آن چیزی ویا شخصی که به آن قسم می خورد- باشد واز ابن مسعود رضی الله عنه روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ( من کان حالفا فلیحلف بالله او لیصمت)[14]یعنی: ( هرکس سوگند می خورد یا باید بر الله قسم بخورد یا ساکت باشد-یعنی باید فقط بر الله سوگند بخورد-)

سوگند خوردن به کعبه، امانت، شرف، برکت فلانی، زندگی فلانی، به مقام ومنزلت پیامبر-صلی الله علیه وسلم- و اولیاء، پدران ومادران، سر فرزندان، همگی حرام هستند.

4- التطیر(بدفالی زدن)

بدفالی زدن وشوم دانستن برخی امور از جمله شرک اصغر می باشد زیرا از عمران بن الحصین رضی الله عنه روایت است رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (لیس مِنَّا مَنْ تَطیر أَو تُطیر له ، أَو تَکهَّنَ أو تُکهِّنَ له)[15]یعنی: ( از مانیست کسی که بدفالی بزند یا برای او بدفالی بزنند یا غیب گوی کند یا برای او غیب گویی بکنند).

5-اعتقاد داشتن به تاثیر ستارگان در حوادث وزندگی مردم:

ازجمله مسائلی که منجر به شرک می شود خواندن مطالب مربوط به طالع بینی در روزنامه ها ومجلات است به نحوی که اگر شخص با اعتقاد به تاثیر ستارگان آنها رابخواند مشرک می شود ولی اگر جهت سرگرمی بخواند گناه کار می شود زیرا سرگرم شدن به خواند مطالب شرکی جایز نیست وممکن است بهنگام خواندن این قبیل از مطالب شیطان اعتقاد به آنها را در قلب ها القاءکند و راهی برای ورود به شرک باشد.

 


[1] - متفق علیه

[2] - صحیح بخاری حدیث 4497

[3] - متفق علیه

[4] - صحیح مسلم حدیث532

[5] - صحیح مسلم حدیث1978

[6] - تیسیر العزیزالحمید

[7] - روایت از امام أحمد در مسند حدیث (9532), وامام ألبانی رحمه الله آن را درسلسلة الاحادیث  الصحیحة شماره 3387آن را صحیح دانسته است.

[8] - صحیح مسلم حدیث2230

[9] - روایت از امام احمد جلد4حدیث156وسلسلة الاحادیث الصحیحة امام ألبانی رحمه الله حدیث 492

[10] - (چیزی که به قصد جلب منفعت یا دفع ضرر آویزان می کنند)

 [11] - روایت از إبن ماجة حدیث3408وعلامة ألبانی رحمه الله  سند آن راحسن دانسته است.

[12] - صحیح مسلم حییث2985

[13] - روایت از سنن ابوداودحدیث3251وترمذی1553وعلامة ألبانی رحمه الله سند آن را صحیح دانسته است.

[14] - صحیح بخاری حدیث2679

[15] - صحیح الجامع علامة ألبانی رحمه الله حدیث 3041باسند صحیح لغیره

 

    منبع: نوار اسلام

 

نصیحت و حکمت

عن ابن عباس رضی الله تعالی عنه، قال: «قال لی معاویة رضی الله تعالی عنه: أنت علی ملة علی؟ قلت: ولا علی ملة عثمان، أنا علی ملة رسول الله صلی الله علیه وسلم».

عبدالله بن عباس رضی الله عنه فرمود: «معاویه رضی الله عنه به من گفت: آیا تو بر راه و روش علی هستی؟ گفتم: خیر من نه بر راه علی هستم و نه بر راه و سنت عثمان، بلکه من بر راه و سنت رسول خدا صلی الله علیه وسلم هستم».

الحلیة الأولیاء؛ أبی نعیم اصفهانی

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.