اگر با زور به زنی تجاوز شود و بکارتش زایل شود، آیا مهریه به او تعلق می گیرد؟
اگر با زور به زنی تجاوز شود و بکارتش زایل شود، آیا مهریه به او تعلق می گیرد؟ موضوع: گناهان و محرمات شرعی تاریخ انتشار: 2013-12-26 | بازدید: 862

اگر با زور به زنی تجاوز شود و بکارتش زایل شود، آیا مهریه به او تعلق می گیرد؟

 

الحمدلله،

اگر طرفین با رضایت همدیگر مرتکب این عمل شوند، در آنصورت بر طبق رأی جمهور علماء چیزی (بعنوان خسارت بکارت) به زن تعلق نمی گیرد، اما اگر با اجبار و زور به او تجاوز شده باشد و بکارتش را از دست بدهد، بر زانی لازمست – علاوه بر اجرای حد - خسارت مالی هم بدهد.

در کتاب دائرة المعارف فقهی آمده : «هرگاه زنی در زنا واقع شد، اگر خود قبول کرده باشد؛ هر دو حد زده می شوند، و بر طبق مذهب حنفیه و مالکیه و حنابله هیچ خسارتی به او تعلق نمی گیرد، زیرا ضرری که بر او وارد شده با اجازه او حاصل شده است، پس ضمانی هم نیست.

و شافعیه گفتند : علاوه بر حد باید دیه هم بدهد ..

اما اگر زن به زور مورد تجاوز قرار گرفته شود؛ بر فرد متجاوز حد جاری می شود، و به اجماع ضمان هم دارد (خسارت مالی)، فقط اختلاف در اندازه ضمان است؛ حنفیه گفتند : تجاوزگر باید بدل افضاء بدهد نه مهر را (یعنی بدل جراحت و نقصی که بر زن وارد ساخته بدهد)، و مالکیه گفتند : باید مهریه او را بدهد..، و شافعیه گفتند : باید دیه بدهد، و حنابله گفتند : باید مهرالمثل بعلاوه یک سوم دیه او را بدهد» " الموسوعة الفقهیة " ( 5 / 297 ).

علامه ابن عثیمین اینگونه ترجیح داده که : تجاوزگر باید بدل بکارت را بدهد، یعنی تفاوت بین مهریه زن در حالت بکر با مهریه اش در حالت بیوه شدنش (تفاوت بین این دو مهریه را بپردازد). ایشان گفتند : «بر طبق قولی که راجح می دانیم، زنی که به اجبار یا اختیار با او زنا شده باشد مستحق مهریه نیست، اما اگر از روی اجبار به او تجاوز شود بر زانی واجب است بدل بکارت را بپردازد .. و بدل بکارت یعنی مابه التفاوت مهریه زن در حالت باکره و حالت بیوه بودنش، مثلا اگر مهریه او در حالت بیوه هزار ریال باشد، و در حالت باکره بودن دو هزار ریال، پس بدلی که باید بدهد هزار ریال است» " الشرح الممتع " ( 12 / 313 ، 314 ) .

 

نکته : اگر شخص متجاوزگر با تهدید سلاح زنی را مجبور کند و با او زنا نماید، در آنصورت به دلیل تهدید با اسلحه بعنوان محارب قلمداد می شود، و مجازاتی که در این آیه مذکور است بر او تطبیق خواهد شد : « إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ» (مائده 33).

یعنی : « کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به‌ محاربه‌ برمی‌خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می‏کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می‏برند) این است که کشته شوند؛ یا به دار آویخته گردند؛ یا دستها و پاهایشان‌ در خلاف‌ جهت‌ یک‌دیگر بریده‌شود؛ و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوایی آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمی دارند».

و این قاضی شرع است که تصمیم می گیرد که یکی از این چهار مجازات را بر مجرم اجراء کند، و مجازاتی را برگزیند که در آن مصلحت باشد یعنی موجب گسترش امن و امان در جامعه شود، و مناسب حال مجرم هم باشد.

منبع : سایت (الإسلام سؤال وجواب).

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

ال�I��0���د : « وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی» هیچ کس بار گناه دیگری را متحمّل نمی‏شود.

 

اکنون بر این زن واجب است توبه کند، و از کرده خود نادم و پشیمان باشد، و اعمال و کردارش را اصلاح نماید، اگر در توبه اش صادق بود پس الله متعال راه خروجی برایش فراهم می کند، چنانکه می فرماید : « وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً » (طلاق 2). یعنی : « و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‏کند».

منبع : سایت (الإسلام سؤال وجواب).

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

�ت کn���0���فت : «قَضَی النبی صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّ مَنْ کَانَ مِنْ أَمَةٍ لَمْ یَمْلِکْهَا، أَوْ مِنْ حُرَّةٍ عَاهَرَ بِهَا فَإِنَّهُ لا یَلْحَقُ بِهِ وَلا یَرِثُ وَإِنْ کَانَ الَّذِی یُدْعَی لَهُ هُوَ ادَّعَاهُ فَهُوَ وَلَدُ زِنْیَةٍ مِنْ حُرَّةٍ کَانَ أَوْ أَمَةٍ».

 

یعنی : «پیامبر صلی الله علیه وسلم اینگونه حکم کردند که اگر کسی با کنیزی که متعلق به او نیست یا با زن آزاده ای زنا کند، بچه به او (زناکار) ملحق نخواهد شد و بچه از او ارث نمی برد، هرچند که زانی ادعاء کند بچه از اوست». روایت أحمد (7002) وأبو داود (2265) وابن ماجه (2746)، و البانی در " صحیح أبی داود " آنرا حسن دانسته، و شیخ شعیب ارناؤوط نیز در تحقیق خود بر مسند امام احمد آنرا حسن دانسته است.

آری، بر طبق حکم پیامبر صلی الله علیه وسلم ولد الزنا به زانی ملحق نمی شود و از او هم ارث نخواهد بود، حتی اگر زناکار بچه را به خود نسبت دهد، این مسئله بسیار مهم و ارزشمند است، زیرا انتساب بچه به یک شخص آثاری از قبیل ارث و محرمیت و نفقه و حضانت و قصاص و غیره را بدنبال خواهد داشت.

خلاصه اینکه : انتفای انتساب ولد الزنا به زناکار بر طبق حدیث نبوی صریح است و موافق با رأی جمهور می باشد. و بر طبق این قول : ولد الزنا – چه دختر باشد یا پسر – به مرد زناکار منتسب نمی شود، و گفته نمی شود که او پدر آن بچه است، بلکه به مادرش منتسب می شود، و محرم اوست، و از همدیگر ارث می برند.

علامه ابن عثیمین می گوید : «اما بچه ای که از راه زنا متولد می شود، او فرزند مادرش است نه پدرش (یعنی مرد زانی)؛ به دلیل عمومیت فرموده نبوی صلی الله علیه وسلم : « الْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَلِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ ». یعنی : « بچه به صاحب فراش منسوب می‌شود و زنا کار جز رسوایی چیز دیگری عایدش نمی‌شود» متفق علیه. و مراد از عاهر یعنی : شخص زانی، یعنی فرزندی برای او نیست.. و اگر آن مرد زانی توبه کرد و با آن زن ازدواج نمود، باز بچه فرزند او محسوب نخواهد شد، و از او ارث نمی برد هرچند که آن مرد ادعاء کند که بچه اوست، زیرا فرزند شرعی او نیست» "فتاوی إسلامیة" (3/370).

و در فتاوی شیخ محمد بن ابراهیم (مفتی اسبق سعودی) آمده : «بچه ای که از نطفه زانی بوجود آمده بعنوان فرزند زانی نامیده نخواهد شد» "الفتاوی" (11/146).

و در فتوای هیئت دائمی افتاء آمده : «قول صحیح از اقوال علماء آنست که بچه به دخول کننده زن نسبت داده نمی شود مگر آنکه دخول او مستند به نکاح صحیح یا فاسد یا نکاح شبهه یا ملک یمین یا شبهه ملک یمین باشد، در این حالت است که بچه به دخول کننده نسبت داده شده و از همدیگر ارث می برند، اما اگر از راه زنا باشد بچه به زانی ملحق نمی شود و به وی منتسب نخواهد شد، و بر همین مبنا ارث هم نمی برد» " فتاوی اللجنة الدائمة " ( 20 / 387 ).

منبع : سایت (الإسلام سؤال وجواب).

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

 

    منبع: سایت جامع فتاوی اهل سنت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

 

سپاس الله تعالی

 

فقیه محدث ابومطرف عبدالملک بن مروان القَنَازعی قرطبی مؤلف "تفسیر الموطأ" متوفی 413 هـ می فرماید:

"در مصر بودم و در نماز عید با مردم شرکت کردم. همه به سوی آنچه که آماده کرده بودند رفتند و من به سوی رود نیل به راه افتادم. با خود چیزی برای خوردن جز باقی مانده ی ترمسی که در خرقه ام بود، نداشتم. بر ساحل نشستم و شروع به خوردن آن کردم و پوسته هایش را به مکانی می انداختم.

با خود گفتم:

امروز که در مصر، عید است آیا کسی با حالی بدتر از حال من هم یافت می شود؟!

چیزی نگذشت که سرم را بلند کرده و به جلو خود نگاه کردم، مردی را دیدم که پوسته های ترمسی را که در آنجا انداخته بودم را بر می داشت و می خورد!

پس دانستم که آن هشداری است از سوی الله عزوجل.! پس او را سپاس گفتم.

 

[به نقل از کتاب "المغرب فی حلی المغرب" تألیف: لابن سعید المغربی الأندلسی متوفی 685 هـ، 1 – 171].

 

 

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.