تعبیر با صیغه مضارع بجای ماضی موضوع: تفسیر قرآن تاریخ انتشار: 2015-12-21 | بازدید: 903

تفسیر قرآن به وسیله ی آنچه که اعجاز علمی نامیده می شود جائز نیست :

 

علامه ارجمند شیخ ابن عثیمین – رحمه الله – می گوید : ... کسانی هستند که قرآن را با مسائلی که به اعجاز علمی موسومند تفسیر می کنند ، احیانا در تفسیر آیات مواردی را مطرح می نمایند که حقیقتا آنگونه نیست . درست است برداشت های ( علمی ) خوبی را بیان می کنند که گویای اثبات حقانیت و آسمانی بودن قرآن است و برای دعوت مادیگرایان غیر مسلمان کاربرد دارد اما بعضی اوقات مواردی را که قرآن بیانگر آن نیست به قرآن نسبت می دهند . به عنوان مثال :

 

در مورد گفتار خداوند تبارک و تعالی که فرموده اند : تعالی :   یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإنْسِ 

إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا 

لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ   ای گروه جنّیان و انسیان، اگر می‌توانید از کرانه‌های آسمانها و زمین به بیرون رخنه کنید، پس رخنه کنید. [ولی‌] جز با [به دست آوردن‌] تسلطی رخنه نمی‌کنید. می گویند : منظور از این آیه رسیدن به کره و ستارگان و .. است چرا که خداوند تبارک و تعالی فرموده اند (( لا تنفذون الا بسلطان [ولی‌] جز با [به دست آوردن‌] تسلطی رخنه نمی‌کنید.))

 

و منظور از سلطان نزد آنها علم است .

 

بدون شک این نسبت به قرآن ، تحریف است و حرام است که اینگونه کلام خداوند را تفسیر نماییم چرا که هر کس در آیه تدبر نماید متوجه می شود که در مورد روز قیامت سخن می گوید و اسلوب آیات این را می رساند ، ثانیا خداوند می فرماید( اگر می‌توانید از کرانه‌های آسمانها و زمین به بیرون رخنه کنید،)   در حالیکه انسانها در کرانه های آسمانها نفوذ نکردند حتی به آسمان هم نرسیدند .

 

همچنین می فرماید : ( بر سر شما شراره‌هایی از [نوع‌] تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد، و [از کسی‌] یاری نتوانید طلبید. )  در حالیکه بر انسانها به هنگام رفتن به ماه و کرات آسمانی این عذاب نازل نمی شود .


نتیجه اینکه برخی از مردم در اثبات آنچه که قرآن دال بر آن نیست زیاده روی می کنند و گروهی دیگر کوتاهی کرده و مسائلی که قرآن گویای آن است را انکار می نمایند ، گروهی دیگر هم می گویند : ما آنچه را می گوییم که علمای گذشته و سلف گفته اند و غیر آن را هر گز قبول نمی کنیم .

 

در واقع این موضع هم اشتباه است و درست آن است که هر گاه قرآن گویای موارد علمی دقیق آفرینشی باشد هیچ مانعی برای پذیرش آن نیست و ما وقتی که الفاظ قرآن، آن را بیانگر باشد می پذیریم اما اگر الفاظ قرآن آن مساله را در بر نداشت تصدیق آن محال است .

پرسش شده است که  منظور از (( العلماء )) در گفتار خداوند تبارک و تعالی  إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ    از بندگان خدا تنها دانایانند که از او می‌ترسند.  چیست ؟

در جواب می گویم : مقصود از دانایان در این آیه کسانی است که علمشان ، آنها را به ترس از خداوند وا داشته است و هرگز منظور علمای طبیعی نیست مثلا کسانی که با علم نجوم و.. سرو کار دارند یا افرادی که در زمینه های اعجاز علمی تخصص دارند .در حقیقت ما منکر اعجاز علمی نیستیم ، قبول داریم که مواردی در قرآن بیان شده است که در آینده حقیقت آنها مشخص خواهد شد اما بعضی از مردم در مورد اعجاز علمی زیاده روی می کنند تا جایی که می بینیم که قرآن را مانند یک کتاب ریاضی قرار داده اند و این کاملا اشتباه است .
می گوییم : زیاده روی کردن در اثبات اعجاز علمی امر پسندیده ای نیست ، چرا که این مساله بر اساس نظریات استوار است و نظریات و آراء هم مسلما مختلف خواهد بود ، لذا وقتی ما قرآن را گویای فلان نظریه قرار دادیم و بعدا مشخص شد که آن نظریه اشتباه بوده است ، این نتیجه گیری می شود که دلالت قرآن اشتباه بوده است و این مساله ی بسیار خطرناکی است ... من از این می ترسم که مردم آنقدر در اعجاز علمی قرآن غوطه ور شوند که مسائل مهمتر را از یاد ببرند چرا که آنچه در درجه اول اهمیت قرار دارد تحقق عبادت است و قرآن هم بدین منظور نازل شده است .
خداوند تبارک و تعالی می فرمایند :(و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند.)

 

اما موضع ما در مورد دانشمندان علوم طبیعی جهان که به پیشرفت های علمی خیره کننده رسیده اند ، این است که می نگریم : اگر با دانششان به تقوای الهی رسیده  و مسلمان شده اند ، آنها جزء علمای مسلمین هستند که ترس از خدا دارند اما اگر همچنان بر کفرشان باقی مانده و و تنها می گویند که جهان هستی، بوجود آورنده ای دارد ، در واقع گفتار جدید و مفیدی بر زبان جاری نکرده اند ،

 

هر کسی می داند که این جهان ، خالقی دارد ، چرا که جهان یا باید خودش ، خالق خود باشد، یا اینکه به صورت تصادفی بوجود آمده  و یا اینکه خداوند عزوجل آفریدگار آن باشد .

 

اینکه خودش، ایجاد کننده خود باشد محال است چرا که چیزی خودش را نمی آفریند .چگونه ممکن است در حالیکه قبل از وجودش ، معدوم است حالا چطور می تواند خالق باشد ؟!

 

اینکه به صورت تصادفی حادث شده باشد باز هم ممکن نیست ، چرا که هر حادثه ای باید بوجود آورنده داشته باشد و دقت در نظام شگفت انگیز جهان ومشاهده ی انسجام همگون و ارتباط یکپارچه بین اسباب و مسببات و موجودات عالم ، ادعای  تصادفی بودن جهان هستی را رد می کند. چرا که موجود تصادفی در اصل وجودش ضابطه ای ندارد چه برسد به اینکه دوام و پیشرفتش نظام مند گردد. ؟!

 

بنابر این وقتی ثابت شد که موجودات خودشان را بوجود نیاورده اند وخودبخود هم ایجاد نشده اند ، مشخص می شود که خالقی دارند و او الله پروردگار جهانیان است .
 

 

 

 

    منبع: islamtape