اگر همه چیز تحت اراده و تقدیر الهی است پس چرا قاتل را مجازات می کنند؟ موضوع: قضا و قدر تاریخ انتشار: 2013-07-31 | بازدید: 1314

عقیده ما اینست که اراده خیر وشر از جانب خداوند جل جلاله است، مثلا اراده خدا جل جلاله بر قتل کسی از جانب شخصی شد چون اراده خدا جل جلاله را نمیتوانیم تغیر بدهیم بس در اینجا گناه شخص چیست؟

 

الحمدلله،

برای فهم این مسئله باید توجه داشت که علم مطلق الهی و اینکه الله متعال نسبت به آینده و جزئیات اعمال انسانها باخبر است، کمک زیادی می کند. الله متعال کسی را وادار به کار خیر یا شر نمی کند، ولی از انجام کار خیر خشنود است و آنرا تشویق می کند و از انجام کار شر ناخشنود است و آنرا نهی می کند، ولی بهرحال به انسان اختیار داده تا هر کدام از اعمال خیر و شر را که خواست انجام دهد تا بهانه ای نیاورد که بر من جبر حاکم بوده!

ولی باید به این نکته هم توجه داشت که: هرگاه انسان تصمیم گرفت که فلان کار را انجام دهد – حال چه نیک باشد یا بد – تا الله تعالی اراده نکند او نمی تواند تصمیمش را به مرحله اجرا بگذارد، اگر الله متعال اراده کرد آنگاه فعل خیر یا شر را برای او می آفریند، زیرا خدای متعال خالق خود انسان و اعمالش نیز هست، چنانکه می فرماید: « وَاللَّهُ خَلَقَکُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ» (صافات 96).

یعنی: خداوند هم شما را آفریده و هم آنچه انجام می دهید.

اهل‌ سنت‌ با این‌ آیه‌ استدلال‌ می‌کنند بر این‌که‌ "افعال‌" انسانها، آفریده‌ ی خدای‌ عزوجل ‌است‌ ولی‌ اکتساب‌ آنها از بندگان‌ می‌باشد، یعنی هرکاری که ما انسانها انجام می دهیم در حقیقت ما آنرا کسب می کنیم و الله متعال آن کار را برای ما خلق می کند.

پس اگر انسانی کار خوبی می کند، تا الله متعال اراده نکند آن انسان موفق به انجام و کسب آن کار خیر نمی شود، و اگر انسانی تصمیم به انجام کار شری گرفت تا خداوند اراده نکند نمی تواند آن شر را انجام دهد (هرچند که الله تعالی از انجام کار شر ناخشنود است اما بخاطر آنکه به بنده اش اختیار داده باشد آن عمل شر را برایش اراده می کند و برایش می آفریند تا محکوم به جبر نباشد)، بعبارتی سنت الهی بر این است که معمولا کار نیک و شر را برای مخلوقاتش می آفریند، زیرا الله متعال به او آزادی اختیار در تصمیم داده است؛ و انسان مجبور به تصمیم انجام اعمال بد نشده است بلکه می تواند تصمیم به کار خوب گیرد! ولی اگر انسان تصمیم به کار شری کرد، الله متعال آن کار شر را – اگر اراده کند – برایش خلق می کند (هرچند خدای متعال از انجام آن کار شر خشنود نیست اما برای آنکه بنده اش را مختار کرده باشد، کار شر را برایش خلق می کند)، ولی خود انسان مسئول آن است زیرا خودش تصمیم به انجام آن کار شر گرفت و خدای متعال قبلا در قرآن کریم به وی هشدار داده بود که اگر تصمیم به فلان کار بد بگیری آنگاه باید منتظر مجازاتش هم باشی! پس خدای متعال از ابتدا وی را مجبور به آن تصمیم نکرد.

 

و با زبانی عامیانه و ساده باید گفت: (خدای متعال به بنده اش می گوید: تو مختار هستی که کار خوب یا کار بد انجام دهی، بهرحال من هر دو کار را برایت مهیا می کنم و بر آن اراده می کنم، ولی این را بدان که اگر تصمیم به انجام کار بدی بکنی خودت مسئول هستی، چراکه من قبلا تو را نهی کردم، و بدان که من از انجام کارهای بد تو ناخشنودم ولی برای آنکه حق آزادی در انجام کار خوب و بد را داشته باشی؛ اگر تصمیم به کار بد هم بکنی من باز اراده آنرا برایت می کنم تا کار بد خودت را انجام دهی و نگویی که بر من جبر حاکم بوده!).

 

بنابراین خدای متعال از ازل می داند که انسانها با اختیار خود چکار می کنند، بعد که الله متعال اراده خلق اعمالشان را نمود به قلم دستور نوشتن آن عمل انسان را می دهد.

 

بعضی از مردم میگویند که کسی که اجلش فرا رسیده و کسی دیگر او را به قتل میرساند، بنابراین چرا قاتل ملامت میگردد؟ زیرا اگر قاتل او را نمی کشت آن شخص حتما باید میمرد.

جواب: زمانی ما انسانها شخصی را قاتل و مجرم میدانیم که جرم او ثابت شده و دلایل و ثبوت بدین امر داشته باشیم، و هرگاه کسی از ما بپرسد که چرا فلان شخص را مجرم و قاتل میگویید؟ میگوییم که نظر به دلایل و شواهد، این شخص چند روز قبل جرمی را انجام داده و مرتکب این قتل شده است. بنابراین ما با تجربه و شواهد دانستیم که فلان شخص مجرم وقاتل است.

ولی در مقابل باید بدانیم که الله (جل جلاله) به اساس علم مطلق خویش که به وسایل، دلایل، ثبوت وغیره ضرورت ندارد، میداند که فلان شخص در فلان ساعت فلان جرمی را به اراده و اختیارخود انجام میدهد. حال الله (جل جلاله) بر اساس همین علم قدیم خویش به قلم امر کرد که این علم الهی (و رویداد) را بنویسد (یعنی بر اساس علمی که از آینده دارد به قلم امر کرد که بنویسد: فلان شخص در فلان ساعت فلان جرمی را – به اختیار خود - انجام میدهد) پس در اینجا خدای متعال چون به آینده علم دارد، و می داند که انسانها در آینده چه کاری را با اختیار خود انجام می دهند، تنها به قلم امر می کند که آن اعمال را بنویسند، و جبری درکار نبوده تنها نوشتن کارهایی است که در آینده اتفاق می افتند، و از اینکه انسان عمل نیک یا بدی را به رضایت خود انجام میدهد، و در انجام آن کاملا اختیار دارد، نمیتوان گفت که الله (جل جلاله) او را به این کار مجبور نموده است، زیرا اراده و اختیار انسان اساس پاداش و جزاء میباشد.

تصور کنید شما یک قاضی هستید و به نزد شما سه پرونده آورده میشود که هر سه مربوط به قتل است. شماهر سه پرونده را مطالعه نموده و بر سه نفر قاتل سه حکم مختلف صادر نموده اید:

1- قاتل اولی را از قصاص و حبس معاف نمودید.

2- قاتل دومی را به پرداختن یک مقدار پول به خانواده متوفی و کمی حبس رها نمودید.

3- قاتل سومی را به قصاص حکم نموده که باید او خودش کشته شود.

در اینجا می بینیم هر سه شخص قتل نموده اند، بنابراین چرا حکم آنها فرق نمود؟

در جواب میگوئیم که: جزای آنها بر اساس ارداه، اختیار و تصمیم آنها بود. زیرا شخص مقتول کشته شد، ولی جزای قاتل به توجه به نیت، اراده، اختیار، استخدام وسیله و تصمیم قتل فرق میکند.

موضوع آن سه شخص چنین بود که:

قاتل اولی: شخصی بود که بالای بام خانه ای استراحت نموده بود، و در نیمه شب در هنگام خواب از بالای بام بر روی کسیکه در صحن حیاط در حال استراحت بود افتاد و آن شخص دومی کشته می شود، اکنون این شخص قاتل اختیاری نبود، و نمیخواست قتل بکند، و در هنگام قتل نیز خواب بود، اینکه در خواب پهلو زده و پایین افتاده است، همه اموری بوده که خارج از ارادهء وی بوده است، در این‏ صورت جزای وی بخاطر عدم اراده قتل، عدم تصمیم به قتل، عدم استخدام وسایل جارحه، عدم مسئولیت انسان در هنگام خواب، صورت گرفته است، بنابراین جزای وی در این‏ صورت مطابق همان نیت و عمل وی داده میشود.

قاتل دوم: شخصی است که رانندگی می کند و وقتی به یک چهاراه شلوغ  میرسد متوجه میشود که ترمز وی خراب شده و کار نمیکند، او سعی و تلاش می ورزد که تصادف نکند و ماشین را بسوی دیگری حرکت میدهد تا پیاده روها را نجات دهد، ولی با ماشین دیگری تصادف میکند و بالآخره یک تن از مسافرین ماشین دومی در این‏ حادثه جانش را از دست میدهد، اکنون این شخص نمیخواست که قتل کند، و تصمیم قتل را نیز نداشت، ولی به اساس بی توجهی درکنترل امنیت ماشین قبل از حرکت، خطا کار شناخته میشود، و حکم به قتل غیر عمد داده میشود، و جزای قتل خطا کمتر از قتل عمد (قصدی) میباشد.

قاتل سوم: شخصی است که برای تجارت کلیه اطفال با شرکت خارجی کار میکند، او پسر نوجوانی را ربوده و بعد از ربودن وی، کلیه هایش را گرفته و به آن شرکت میفروشد، بعد از دستگیری در هنگام تحقیقات خودش به جرم خود اعتراف نموده است، آن جوان به قتل رسیده و پزشک قانونی نیز مرگ او را به علت عمل جراحی که بر کلیه هایش توسط قاتل صورت گرفته است اعلام داشته است، اکنون جزای این قاتل طبعا به اساس قتل عمد (قصدی) با وسایل جارحه و اعتراف خود وی و شهادت پزشک قانونی ثابت گردیده است و هیچ شکی نزد قاضی نمیماند که او قاتل نباشد، بنابراین جزای وی قصاص است.

پس به نزد الله جل جلاله جزای هر کسی بر اساس نیت و اراده اش میباشد، اکنون مسئولیت قاتل در این‏ نیست که آن شخص چگونه میمیرد، و یا اینکه اجل وی آمده است یا نیامده است، اجل مردم را انسانها نمیدانند، بنابراین اینکه اجل وی چه وقت است این به علم الله جل جلاله معلوم است، ولی قاتل بر اساس اراده و اختیارش در مقابل الله مسئولیت دارد.

 

 

انسان نمیداند که در تقدیر وی چه نوشته شده است، و نمی داند که سرانجامش خیر است یا شر، بلکه این امر را خودش با اختیاری که خدا به وی داده تعیین میکند؛ کافیست تا  بر اساس احکام الهی اعمال نیک انجام دهد و از منهیات دوری کند و می توانست قتل نکند و تصمیم به قتل نمی گرفت، درحالیکه بر اثر عداوت و کینه یا مطامع دنیوی تصمیم به کشتن یک انسان بیچاره کرده و حال او بخاطر این عداوت یا کینه و یا طمع دنیویش مسئول است، و می توانست که از عداوتش نسبت به مقتول دست بردارد و طمعش را از بین ببرد و تصمیم به کشتن کسی نمی گرفت، در آنصورت سرانجامش نیک و خیر میشد.

 

پس گناه قاتل در اینجاست که او عداوت و کینه داشته و یا طمع دنیوی داشته و بخاطر این کینه و عداوت و یا طمعش تصمیم به کار شری می کند، پس او بخاطر این تصمیمش در معرض گناه قرار می گیرد، هرگاه تصمیمش را عملی کرد او مسئول است ولی هرگاه از تصمیمش منصرف شد او مسئول نیست، پس هرکس مسئول تصمیمات و اعمالش است و خدای متعال نیز در اینجا به او اختیار داده تا تصمیمش را عملی کند یا پشیمان شود، در هر دو حالت الله متعال فعلش را برایش می آفریند ولی از انجام کار شر بدش می آید اما چون به انسان اختیار داده لذا مانع کار شر او نمی شود تا آزادی عمل داشته باشد و فردا بهانه نیاورد که بر من جبر حاکم بود!

و انسان نمیداند که در تقدیر وی چه نوشته شده است، و نمی داند که سرانجامش خیر است یا شر، بلکه این ‏امر را خودش با اختیاری که خدا به وی داده تعیین میکند؛ کافیست تا  بر اساس احکام الهی اعمال نیک ‏انجام دهد و از منهیات دوری کند، در آنصورت سرانجامش نیک و خیر خواهد شد، و امور غیبی را به ‏الله جل جلاله بگذارد.‏

خلاصه اینکه: ثواب و یا جزای اعمال به شروط ذیل داده میشود:

اول: داشتن اختیار کامل: یعنی کاری را با اختیار خویش انجام دهد، ولی در اموریکه اختیار ندارد، مثلا حوادث طبیعی، ساختمان طبیعت، ساختمان بدنش، اعمال اعضای غیر ارادی بدنش، کاملا معاف میباشد.

دوم: داشتن قصد: هرگاه انسان کاری را انجام دهد، ولی در آن قصدی نداشته باشد ولی بر اساس اشتباه، غلط، فراموشی، و غیره صورت گیرد. بنابراین مسئولیت وی در این‏ حالات تخفیف میابد.

سوم: نبود زور و اکراه از طرف دیگران: هرگاه کسی به انجام یک کار زشت مجبور گردد، یعنی انجام آن کار بزور بر وی تحمیل شود، بنابراین مسئولیت وی در اینجا کم میباشد، مثلا مشرکین قریش به زور عمار بن یاسر رضی الله عنه را وادار به گفتن کفر کردند، ولی قلب وی کاملا با ایمان بود. درمورد وی آیت شریف نازل شد که: «إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ» (النحل: 106). یعنی: (کسانی که کفر کنند، مسئول هستند) بجز کسانیکه مجبور شوند ولی قلب شان با ایمان مطمئن باشد.

مهمترین نکته در این‏ موضوع، غیب بودن همه امور از انسان است، هیچ کسی نمیداند که در سرنوشت او چه نوشته شده است (یعنی هیچکس بطور قطع نمی داند که در آینده سرنوشتش به کجا ختم می شود و با توجه به اراده و اختیاری که دارد، سرانجام چه راهی را می پیماید آیا همچنان بر را خیر می رود و یا تصمیم می گیرد که راه شر را بپیماید)، بنابراین انسان باید مسئولیت خود را درک کند، و مطابق احکام قرآن کوشش نماید که همواره و تا آخر عمر اعمال نیک را انجام داده، تا بر اساس مسئولیت خود، وظیفه ای خویش را انجام داده باشد، و از مجازات روز آخرت نجات یابد. ولی ما تمامی مسلمانان به حکم الله تسلیم هستیم، اینکه به جنت الله داخل خواهیم شد، این به رحمت الله میشود، وهرمسلمان عقیده دارد که رحمت الله را نمیتوان با زبان انسانی اندازه نموده، هرگاه مادر مهربان باشد، مهربانی الله اضافه تر از مهربانی میلیاردها مادر است.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت IslamPP.Com