بررسی صحت یا ضعف حدیث : « فرشته ای که پاهایش در زمین هفتم، و عرش بر شانه اش قرار دارد..» موضوع: علوم حدیث تاریخ انتشار: 2013-08-02 | بازدید: 845

لطفاً روایت ذیل را که درکتُب حدیث ملاحظه فرموده در مورد درجه اعتبار آن آرای علما و رجال حدیث را تفصیلاً تذکر نماید.

عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهُ صلی الله علیه وسلم : أُذِنَ لِی أَنْ أُحَدِّثَ عَنْ مَلَکٍ قَدْ مَرَقَتْ رِجْلَاهُ الْأَرْضَ السَّابِعَةَ، وَالْعَرْشُ عَلَی مَنْکِبِهِ، وَهُوَ یَقُولُ: سُبْحَانَکَ أَیْنَ کُنْتَ؟ وَأَیْنَ تَکُونُ؟

ترجمه: مرا اذن دادند تا از فرشته ای برایتان روایت کنم که پاهایش در زمین هفتم، و عرش بر شانه اش قرار دارد، و او میگوید که یا الهی! بی شک تو پاکیزه ای از اینکه بگویند کجائی و در کجا می باشی.

مسند ابی یعلی: 11/496 حدیث 6619

و المطالب العالیه: 10/ 82  حدیث3530

و حافظ ابن حجر عسقلانی آنگاه می نویسد: این حدیث صحیح است.

همچنین علامه هیثمی در مجمع الزوائد: 1/80 و 8/135 و علامه سیوطی در الدر المنثور: 13/16 و علامه آلوسی در روح المعانی:12/299 و حسین سلیم احمد در مسند ابی یعلی: 11/496 حدیث 6619  این حدیث را صحیح دانسته اند.

 

الحمدلله،

أبو یعلی در "مسند" خود به شماره (6619) این حدیث را با سند زیر آورده است :

حدثنا عمرو الناقد حدثنا إسحاق بن منصور حدثنا إسرائیل عن معاویة بن إسحاق عن سعید المقبری عن أبی هریرة رضی الله عنه قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : « أذن لی أن أحدث عن ملک قد مرقت رجلاه الأرض السابعة والعرش علی منکبه وهو یقول : سبحانک أین کنت ، وأین تکون».

حافظ ابن حجر در کتاب "المطالب العالیة" (10 /82) گفته : حدیث صحیح است، و هیثمی در "مجمع الزوائد" (8 /247) گفته: رجال آن صحیح هستند.

البته حدیث دیگری شبیه حدیث مذکور و با همان سند فوق وارد شده با این تفاوت که بجای لفظ "ملک" (ملائکه)، کلمه "دیک" (خروس) آمده : « إن الله أذن لی أن أحدث عن دیک قد مرقت رجلاه الأرض، وعنقه منثن تحت العرش وهو یقول: سبحانک ما أعظمک ربنا، فیرد علیه: ما یعلم ذلک من حلف بی کاذبا».

که امام منذری در"الترغیب والترهیب" (2/389) و علامه البانی در "الصحیحة" (150) این لفظ حدیث را نیز صحیح دانسته اند.

بعضی از اهل علم گفتند : از آنجائیکه سند دو حدیث و راویان آن یکی هستند، احتمالا یکی از راویان دچار اشتباه شده باشد و یکی از دو لفظ "ملک" و "دیک" را بجای کلمه اصلی ذکر کرده باشد. چنانکه علامه ابو اسحاق حوینی از محدثین معاصر در کتاب "تنبیه الهاجد" (4 /28) درباره این دو لفظ حدیث گفته : «احتمالا یکی از راویان لفظ "دیک" را به "ملک" و یا "ملک" را به "دیک" تبدیل کرده باشد، و خداوند آگاهتر است».

البته بعضی از اهل علم هر دو لفظ حدیث را ضعیف می دانند، چنانکه امام دارقطنی در کتاب "العلل" (8 /156) می گوید: «یکی از راویان بنام اسرائیل، در روایت از او اختلاف هست : یکبار اسحاق بن منصور از اسرائیل از معاویه بن اسحاق از مقبری از ابوهریره روایت کرده، ولی راوی دیگری غیر از اسحاق بن منصور آنرا از اسرائیل از ابراهیم ابو اسحاق روایت کرده حال آنکه این ابراهیم ابو اسحاق همان ابراهیم بن فضل است که ضعیف است».

این ابراهیم بن فضل متروک الحدیث است، چنانکه ابن معین درباره او گفته : حدیث او اهمیتی ندارد، و بخاری و ابوحاتم و نسائی نیز او را منکر الحدیث دانسته اند، حتی امام نسائی در جای دیگری درباره او گفته : ابراهیم بن فضل ثقه نیست و حدیث او نوشته نمی شود، و ابن حبان گفته : اشتباها او فاحش است. مراجعه کنید به : "تهذیب التهذیب" (1 /131) .

و ظاهرا رای راجح بخاطر آنچه که امام دارقطنی فرمودند آنست که حدیث مورد مناقشه ضعیف است و صحیح نمی باشد، یعنی هیچیک از دو لفظ حدیث (چه با لفظ ملک یا لفظ دیک) صحیح نیستند، و امام ابن قیم رحمه الله فرموده : «تمامی احادیثی که درباره خروس آمده اند همگی ضعیف هستند، بجز یک حدیث که می فرماید: « إذا سمعتم صیاح الدیکة فسألوا الله من فضله فإنها رأت ملکا» یعنی: « هرگاه بانگ خروس را شنیدید، از الله فضلش را طلب کنید، زیرا او فرشته‌ای را دیده است»». "المنار المنیف" (ص 56) .

و حدیثی که امام ابن قیم به صحت ان اشاره کردند در بخاری و مسلم آمده است.

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت IslamPP.Com