مطالبی درباره ی علم غیب
مطالبی درباره ی علم غیب تاریخ انتشار: 2017-11-12 | بازدید: 25

مطالبی درباره ی علم غیب

ایمان به غیب یکی از مهم‌ترین و خاص‌ترین ویژگی‌های مؤمنان به شمار می‌رود. آنان به تمامی اخباری که رسولان آورده و از جانب الله تعالی رسانده‌اند، ایمان دارند.

امور قابل درک فقط منحصر به حسّ و ظاهر نیستند. از آنجا که ملحدان فقط حسّ و ظاهر را قبول دارند، امور مدرکه را منحصر به دایرۀمحدودی نموده و آنچه توسّط حسّ و تجربه فهمیده‌اند را ثابت و غیر آن را نفی و انکار کرده‌اند. به همین علّت، آنان علوم غیبی و آنچه رسولان آورده‌اند و در کتاب‌های آسمانی نازل شده است را انکار نموده‌اند.

این دیدگاه و گمان، از لحاظ شرعی، عقلی و تجربی باطل است، زیرا امور مدرکه محدود به آنچه توسّط حس ثابت گردد، نیست و موارد دیگری و اخبار صادقانه‌ای نیز وجود دارد که برترین و مهم‌ترینشان، اخبار الله تعالی و پیامبرانش بوده و در این موارد، بیان و توضیح هر چیزی آمده است.

علوم مدرکه توسّط حس در  برابر علومی که رسولان آورده‌اند همچون یک قطره‌ در دریایی پُرآب است.

علاوه بر این، چیزهایی وجود دارد که مردم آن‌ها را قبول دارند هر چند با چشم ندیده‌اند؛ مانند روح که دیده نمی‌شود و با وجود این، اگر از بدن خارج شود، انسان بی‌جان و بی‌حرکت می‌گردد. آیا کسی به بهانۀ اینکه روح از محسوسات نیست، آن را انکار و رد می‌کند؟!

برق نیز چنین است. آیا کسی برق را دیده است؟! مردم فقط اثرش را مشاهده می‌کنند. آیا ایمان و باور به وجود برق آسان‌تر و عاقلانه‌تر است یا ایمان به معبودی که آن را با سایر اسرار و موجودات هستی آفریده است؟!

10-1. عالَم جنّ و شیاطین

  1. عالم جن جهانی غیر از عالَم انسان و عالَم فرشتگان است و آن‌ها از لحاظ برخورداری از عقل و ادراک و قدرت انتخاب راه خیر و شر، با انسان مشترکند، ولی در چندین مورد با آنان تفاوت دارند که مهم‌ترینش، همان تفاوت در اصل است.
  2. چون مخفی و پنهان هستند و دیده نمی‌شوند، جن نام گرفته‌اند.
  3. اصل جن: الله متعال به ما خبر داده که جنّیان از آتش آفریده شده‌اند: ﴿وَٱلۡجَآنَّ خَلَقۡنَٰهُ مِن قَبۡلُ مِن نَّارِ ٱلسَّمُومِ﴾[الحجر: 27]؛ یعنی: «و جن را پیش از آن، از آتش سوزان آفریدیم».

﴿وَخَلَقَ ٱلۡجَآنَّ مِن مَّارِجٖ مِّن نَّارٖ﴾[الرحمن: 15]؛ یعنی: «و جن را از شعله‌ای آتش خلق کرد».

  1. شیطانی که الله تعالی در قرآن کریم، بسیار دربارۀ او سخن گفته، از جنّیان بوده که در ابتدا، الله متعال را پرستش می‌نمود و به همراه فرشتگان، ساکن آسمان بود و وارد بهشت شد، امّا وقتی پروردگارش به وی دستور داد تا برای آدم علیه السلام سجده کند، او از روی تکبّر و خودبرتربینی سر باز زد و در نتیجه، الله  تعالی شیطان را از  رحمتش دور و محروم ساخت.
  2. شیطان مخلوق است: با توجّه به آیات قرآن و احادیث نبوی، شیطان مخلوق بوده و عقل و درک و تحرّک دارد و اینکه برخی از نادانان می‌گویند ابلیس روح شرّی است که هر گاه بر دل انسان چیره شود، به صورت غرائز حیوانی آشکار می‌گردد و وی را از دستیابی به الگوی والای معنوی باز می‌دارد، سخن و دیدگاهی اشتباه و باطل است[1].
  3. مرگ و عمر جنّیان: بدون تردید جنّیان – که شیاطین نیز از آن‌ها هستند- می‌میرند، چون آیۀ زیر شامل این مخلوقات هم می‌شود: ﴿کُلُّ مَنۡ عَلَیۡهَا فَانٖ* وَیَبۡقَیٰ وَجۡهُ رَبِّکَ ذُو ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِکۡرَامِ* فَبِأَیِّ ءَالَآءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ﴾[الرّحمن: 26-28]؛ یعنی: «هر چه بر روی آن [زمین] است، فانی شود * و [تنها] روی پروردگار ذو الجلال و گرامی توست که باقی می‌ماند * پس [ای گروه انس و جن!] کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌کنید؟!».

امّا از مقدار عمر آن‌ها آگاه نیستیم مگر آنچه الله تعالی دربارۀ ابلیس بیان فرموده که تا روز قیامت زنده خواهد ماند، چنانکه در قرآن کریم می‌خوانیم: ﴿قَالَ أَنظِرۡنِیٓ إِلَیٰ یَوۡمِ یُبۡعَثُونَ* قَالَ إِنَّکَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِینَ﴾[الأعراف: 14-15]؛ یعنی: «[ابلیس] گفت: تا روزی‌ که [مردم] برانگیخه می‌شوند، مرا مهلت ده *[الله] فرمود: مسلّماً تو از مهلت‌ یافتگانی».

  1. محلّ سکونت جنّیان: آن‌ها بر روی زمینی که ما زندگی می‌کنیم، سکونت دارند و بیشتر در خرابه‌ ها و بیابان ‌ها و محلّ نجاست؛ همچون حمّام، توالت، زباله‌دان، قبرستان و امثال آن که جایگاه شیاطین است، جمع می‌شوند[2].

احادیثی در  رابطه با منع نمازخواندن در حمّام بیان شده، زیرا محلّ نجاست و جایگاه شیطان بوده و نیز خواندن نماز در قبرستان منع شده، چون باعث شرک می‌شود.

  1. قدرت جنّیان: الله  تعالی به آن‌ها قدرتی که به بشر نداده است را بخشیده و ما را از برخی توانایی‌های جنّیان باخبر ساخته است؛ مانند سرعت در حرکت و انتقال؛ چنانکه عفریتی از جنّیان به سلیمان پیامبر  علیه السلام وعده داد که تخت ملکۀ یمن را در مدّتی کمتر از برخاستن شخص، به بیت المَقدِس آورد.
  2. هدف از آفریشن جنّیان: الله متعال آن‌ها را برای همان هدفی که بشر را آفرید، خلق کرده:

﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِیَعۡبُدُونِ﴾[الذّاریات: 56]؛ یعنی: «و من جنّ و انس را فقط برای اینکه مرا عبادت کنند، آفریدم».

بنابراین جنّیان مکلّف به انجام یا ترک اموری هستند و هر کسی از آنان که فرمان برد، الله عزوجل از او راضی شده و وی را وارد بهشت می‌سازد، ولی هر کس که نافرمانی و سرکشی کند، جزایش آتش دوزخ است و متون فراوانی بیانگر این موضوع هستند.

10-2. شیطان و انسان

ابلیس بر برخی از انسان‌ها مسلّط می‌شود و شیاطین با افرادی که خود را تسلیم ابلیس نموده‌اند رابطه دارد و برای اطاعت از او، الله تعالی را نافرمانی می‌کنند.

همچنین با برخی از آنان نبرد و نزاع دارد. در ادامه، مطالبی در مورد رابطۀ شیطان با آدمی بیان می‌گردد.

  1. شیطان در [بدن] انسان، همچون جریان خون جاری است.
  2. شیاطین به قصد گمراه ‌نمودن، بر انسان‌ها مسلّط می‌شوند و الله تعالی بر اساس حکمت و تقدیر ازلی خویش، به آن‌ها قدرت داده است.

با وجود این، تسلّط شیاطین بر حسب قوّت یا ضعف ایمان آدمی و آگاهی او، قوی یا ضعیف می‌گردد؛ هر اندازه ایمان و هوشیاری انسان بیشتر گردد، به همان مقدار تسلّط شیطان کم و ضعیف می‌شود و بالعکس. بنابراین شیاطین از برخی جنبه‌ها، قوی و از برخی جنبه‌ها ضعیف اند. الله متعالی می‌فرماید: ﴿إِنَّ کَیۡدَ ٱلشَّیۡطَٰنِ کَانَ ضَعِیفًا﴾[النّساء: 76]؛ یعنی: «قطعاً نیرنگ [و نقشۀ] شیطان همواره ضعیف است».

  1. اگر بنده اسلام را به خوبی بپذیرد و ایمان در دلش جای گیرد و حدود الهی را رعایت نماید، قطعا ابلیس از او می‌ترسد و فرار می‌کند.
  2. هدف نهایی شیطان: ابلیس تلاش می‌کند که انسان را به دوزخ بیاندازد و او را از بهشت محروم سازد. اگر به این هدف نرسد، به دنبال اهدافی پایین‌تر می‌گردد.
  3. ابلیس شیوه‌هایی متفاوتی را برای فریب و گمراه‌ نمودن بندگان در پیش می‌گیرد؛ همچون آراستن باطل، نامیدن امور حرام با عناوین مورد پسند و محبوب، کم‌کم و به تدریج گمراه‌ساختن و نفوذ از میان کمین‌گاه‌های ضعفی که بر انسان عارض می‌شود.
  4. شیوۀ نفوذ شیطان به دل انسان: این کار از طریق وسوسه صورت می‌گیرد. شیطان می‌تواند از طریقی که ما نمی‌فهمیم و از چگونگی آن خبر نداریم، به فکر یا دل انسان برسد.
  5. اسلحۀ مؤمن در نبرد علیه شیطان: علی‌ رغم دشمنی فراوان و بزرگی نیرنگ شیطان و حرص او بر گمراه‌ساختن انسان‌ها، در برخی موارد، خسته و دور و ذلیل و زبون می‌گردد؛ یعنی هنگامی که انسان از اسباب حفاظت از شرّ ابلیس استفاده نماید که به طور خلاصه، برخی از آن اسباب عبارتند از: رعایت احتیاط، پایبندی به آنچه در قرآن و سنّت آمده است، پناه ‌بردن صادقانه به الله عزوجل از شرّ شیطان، مداومت بر ذکر الهی، شناخت شیوه‌های شیطان، بهره‌گیری و فراگیری علم نافع، عجله برای توبه و استغفار  و سایر عواملی که برای دورنمودن شیطان تعیین شده است[3].
  6. فلسفۀ خلقت شیطان: آفرینش ابلیس، دلایل و حکمت‌های فراوانی داشته که مهم‌ترین آن‌ها، تحقّق ابتلا و آزمایش مخلوقات و آشکار شدن قدرت پروردگار بر آفرینش موجودات متضاد و مختلف است.

10-3. مرگ، برزخ و قبر

  1. مرگ: مخالف و نقیض زندگی و به معنای قطع رابطۀ روح با بدن و جدا شدن آن و ایجاد مانع در میان آن دو  و تغییر  وضعیّت و انتقال از یک منزل به منزلی دیگر است[4].
  2. برزخ: یعنی منزل پس از مرگ تا هنگام برانگیخته ‌شدن.
  3. قبر: محلّ دفن انسان است و فتنۀ قبر یعنی پرسش دو فرشته پس از دفن میّت، دربارۀ پروردگار، دین و پیامبر  او.
  4. چگونگی فتنۀ قبر: وقتی مرده در قبر  نهاده می‌شود، روح به بدنش باز می‌گردد و از  وی سؤال شده و گفته می‌شود: پروردگار تو کیست؟ دین تو چیست؟ و پیامبرت چه کسی است؟ انسان مؤمن می‌گوید: پروردگارم الله و دینم اسلام و پیامبرم محمّد صلی الله علیه و سلم است. امّا الله متعال ظالمان را گمراه نموده و شخص کافر می‌گوید: هاه، هاه نمی‌دانم. انسان منافق و مردّد نیز می‌گوید: نمی‌دانم؛ من از مردم چیزی شنیدم و همان را بر زبان آوردم.
  5. نعیم و عذاب قبر: یعنی نعمت‌ها یا عذابی که در قبر وجود دارد و نتیجۀ فتنۀ قبر است. بنابراین نعمت‌های آن، مخصوص مؤمنان صادق و عذابش مختصّ منافقان و کافران ظالم است.
  6. ایمان به عذاب و نعمت‌های قبر بدون کیفیّت است.
  7. عذاب و نعمت‌های قبر شامل افراد مدفون در قبر و غیر آن می‌شود، امّا به اعتبار غالب و اصل، عذاب و نعمت‌های قبر گفته شده است[5].
  8. عذاب و نعمت‌های قبر  هم به بدن و هم به روح می‌رسد.
  9. عذاب بر دو نوع است: نوعی از آن دائمی و نوع دیگر موقّتی و برای برخی از گنهکاران است.
  10. به طور خلاصه و کلّی می‌توان گفت که عدم‌ شناخت نسبت به الله تعالی، سرپیچی از دستورات او  و ارتکاب گناهان باعث عذاب قبر می‌شوند. و اسباب نجات از آن، بر عکس موارد فوق است[6].

10-4. نشانه‌های قیامت

  1. بدون تردید قیامت بسیار نزدیک است و خواهد آمد و فقط الله عزوجل از زمان وقوع قیامت با خبر  است.
  2. دیدگاه صحیح دربارۀ نشانه‌های قیامت: باید به آنچه در متون شرعی دربارۀ قیامت آمده است، ایمان بیاوریم و نباید خود را مکلّف به درخواست قیامت و تطبیق آن بر  واقعیّت سازیم.

بلکه باید تفسیر قیامت را به واقع بسپاریم؛ یعنی وقوع آن به صورتی است که در متون شرعی بیان شده و بر این اساس، بدون دلیل و از  روی ناآگاهی سخنی بر زبان نمی‌آوریم.

این شیوه باعث نجات و رستگاری و پیروی از  پیشینیان صالحی است که به آن متون ایمان آوردند و با رعایت صداقت و امانتداری، آن‌ها را به ما رساندند و گمان خویش را برای تعیین زمان قیامت به کار نبردند و بر اساس رأی و عقل محض، مقدّمه‌چینی و نتیجه‌گیری نکردند.

همچنین بدین وسیله، به عمل برخی مردم دچار نمی‌شویم که متون موجود دربارۀ شرایط آخر الزّمان و نشانه‌های قیامت و احوال زمان ما را به هم ربط داده و نتایجی گرفتند که منجر به فتنه‌هایی بزرگ و شکستن حرمت‌ها شده است.

خلاصۀ سخن در موضوع فوق این است که به متون شرعی ایمان داریم و تفسیر آن را به واقع و حقیقت واگذار می‌کنیم[7].

  1. أشراط السّاعة: یعنی همان نشانه‌ها و علائم پیش از  قیامت که بیانگر نزدیکی و برپایی آن و اتمام دنیا هستند[8].
  2. انواع نشانه‌های قیامت: این علائم بر دو نوع هستند:
  • نشانه‌های صغری: علائمی که سال‌هایی طولانی پیش از فرا رسیدن قیامت آشکار می‌گردد و مرسوم و متداول است.
  • نشانه‌های کبری: امور مهم و بزرگی که نزدیک قیامت به وقوع می‌پیوندند و مرسوم و رایج نیستند؛ همچون ظهور دجّال، نزول سیّدنا عیسی، خروج یأجوج و مأجوج و طلوع خورشید از سمت مغرب[9].

وقتی یکی از آن‌ها آشکار گردد، علائم دیگر نیز پس از آن به وقوع می‌پیوندند و فاصله‌ای در  میانشان نیست[10].

منبع: مختصر کتاب: دین اسلام؛ ماهیّت، شرایع، عقاید و نظامهای آن، تألیف: دکتر محمّد بن ابراهیم حَمَد، ترجمه: ابوخالد شعیب علی‌خواجه.

 

 

[1]- نک: الجواب الصّحیح، ص 17.

[2]- الفرقان بین أولیاء الرّحمن وأولیاء الشّیطان، ابن تیمیّه، صص 61- 63؛ أحکام الجان، صص 40- 43.

[3]- همان، ص 127- 149.

[4]- التّذکرة، ص 4.

[5]- همان، ص 400.

[6]- همان، ص 134.

[7]- المهدی حقیقة لا خرافة، محمّد بن اسماعیل، ص 181.

[8]- نک: معجم مقاییس اللّغة، ج 3، ص 360؛ التّذکرة، ص 709؛ لسان العرب، ج 7، ص 328؛ فتح الباری، ج 13، ص 79.

[9]- نک: التّذکرة، صص 709- 710؛ أشراط السّاعة، ص 77.

[10]- نک: القیامة الصّغری، صص 217- 218؛ أشراط السّاعة، ص 245.

 

نصیحت و حکمت

أنس بن مالک رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می‏‏کند که فرمودند: «ثَلاَثٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ وَجَدَ حَلاَوَةَ الإِیمَانِ أَنْ یَکُونَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِمَّا سِوَاهُمَا، وَأَنْ یُحِبَّ الْمَرْءَ لاَ یُحِبُّهُ إِلاَّ لِلَّهِ، وَأَنْ یَکْرَهَ أَنْ یَعُودَ فِی الْکُفْرِ کَمَا یَکْرَهُ أَنْ یُقْذَفَ فِی النَّارِ». بخاری (16) ومسلم (43).

یعنی: «کسی که این سه خصلت را داشته باشد، شیرینی ایمان را می‏‏چشد، یکی اینکه: خدا و رسولش را از همه بیشتر دوست داشته باشد، دوم اینکه: محبتش با هر کس، بخاطر خوشنودی خدا باشد. سوم اینکه: برگشتن به سوی کفر، برایش مانند رفتن در آتش، ناگوار باشد».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.