نگاه کردن به نامحرم قدم اول رو به گناه
نگاه کردن به نامحرم قدم اول رو به گناه فتوا دهنده: اسلام پرسش و پاسخ موضوع: امر به معروف و نهی از منکر تاریخ انتشار: 2013-07-10 | بازدید: 1567
 

 

وقتی که یک جوان مؤمن مجرد در مواجه با زنی که حجاب خود را کامل رعایت نکرده و به طور غلیظی آرایش کرده و نگاه انسان را به سوی خود معطوف میکند (در این هنگام نفس دیگر از کنترل وفرمان انسان خارج میشود) در این مورد از نظر دین اسلام چگونه باید برخورد و رفتار کرد که مرتکب گناه و معصیت نشوی؟

 

الحمدلله،

 

خداوند متعال میفرماید:

 

"قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ" (النور: 30)

"به‌ مردان با ایمان‌ بگو: دیدگان‌ خود را (از نگریستن‌ به‌ نامحرم‌) فرو بندند"

(علما با این‌ آیه و برخی احادیث بیامبر صلی الله علیه و سلم‌، بر تحریم‌ نگریستن‌ مردان به‌ سوی‌ نامحرمان‌ استدلال ‌می‌کنند)

 

"وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ"

"و به‌ زنان با ایمان‌ بگو: دیدگان‌ خود را (از نگریستن‌ به‌ نامحرم‌) فرو بندند"

(علما با این‌ آیه‌، و برخی احادیث بیامبر صلی الله علیه و سلم‌، بر تحریم‌ نگریستن‌ زنان‌ به‌ سوی‌ نامحرمان‌ استدلال ‌می‌کنند)

 

"إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولـئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً" (الإسراء: 36)

"هر آئینه گوش، چشم و دل از هر یک پرسیده می شود"

 

"یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ" (غافر: 19)

"می داند نگاه های پنهان را و آنچه را دل ها پنهان می دارد"

 

و از پیامبر صلی الله علیه و سلم نقل شده است که فرمودند: "کُتِبَ علی ابْنِ آدم نَصِیبُهُ مِنَ الزِّنَا مُدْرِکٌ ذلکَ لا محالَة: الْعَیْنَانِ زِنَاهُمَا النَّظَر، والأُذُنَانِ زِنَاهُما الاستِماع، واللِّسَانُ زِنَاهُ الْکَلام، وَالْیدُ زِنَاهَا الْبَطْش، والرَّجْلُ زِنَاهَا الخُطَا، والْقَلْب یَهْوَی وَیَتَمنَّی ، ویُصَدِّقُ ذلکَ الْفرْجُ أوْ یُکَذِّبُهُ" (متفقٌ علیه)

یعنی: "بر فرزند آدم بهره اش از زنا نوشته شده که خواهی نخواهی آنرا در می یابد، چشم زنای آن نگریستن است، و دو گوش زنای آن شنیدن است، و زبان زنای آن سخن گفتن است، و دست زنانی آن به چنگ گرفتن است و پا زنای آن گام زدن است و دل امید و آرزو می کند و شرمگاه آن را راستگو و یا دروغگو می سازد."

 

بنابراین زنای چشم نگاه شهوت انگیز به نامحرم است و در واقع مانند نیزه ای زهراگین از طرف شیطان میباشد که با این نظر پله پله یک شخص را بسوی گناه بزرگتر میکشاند، و برای همین خداوند ما را از پله های شیطانی تحذیر داده است و میفرماید:

 

"یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ ..." ﴿النور: 21﴾

"ای‌ کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اید، از گامهای‌ شیطان‌ پیروی‌ نکنید و هر کس‌ که‌ از گامهای‌ شیطان‌ پیروی‌ کند، بداند که‌ او (شیطان) به ‌فحشا و منکر فرمان‌ می‌دهد"

 

و یکی از اسبابی که ممکن است یک شخص دچار چشم چرانی شود نشتن و صحبت کردن با دیگران در راه مردم میباشد، و پیامبر صلی الله علیه و سلم از این مسئله تحذیر داده است و فرمودند:

 

"إیَّاکُمْ والجُلُوسِ فی الطُّرُقَات"، قَالُوا: یَارَسُول اللَّه مالَنَا مِنْ مجالِسِنا بُد: نَتَحَدَّثُ فیها. فَقالَ رسُولُ اللَّهِ صَلّی اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم: "فإذا أبَیْتُمْ إلاَّ المجْلِس، فأَعْطُوا الطَّرِیقَ حَقَّهُ"، قَالُوا: ومَا حَقُّ الطَّرِیق یَارَسُولَ اللَّه؟ قَال: "غَضَّ البصر، وکَفُّ الأذَی ، وردُّ السَّلام، والأمْرُ بِالمَعْرُوفِ والنَّهیُ عنِ المُنْکَرِ" (متفقٌ علیه)

یعنی: "از نشستن در راهها بپرهیزید"، گفتند: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم ما چاره ای از این نشستن های مان نداریم که در آن صحبت می کنیم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: "پس هرگاه ناگزیر از نشستن شده اید، حق راه را بدهید"، گفتند: حق راه چیست، یا رسول الله صلی الله علیه وسلم؟ فرمود: "پوشیدن چشم، خود داری از اذیت و آزار و جواب دادن سلام و امر به کارهای پسندیده و نهی از کارهای بد".

 

و در حدیثی دیگر از أبی طلْحةَ زیْدِ بنِ سهْلٍ رَضِیَ اللَّه عنْهُ وارد شده است که گفت: " کُنَّا قُعُوداً بالأفنِیةِ نَتحَدَّثُ فیها فَجَاءَ رسُولُ اللَّه صَلّی اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم  فَقَامَ علینا فقال: « مالکُمْ وَلمَجالِسِ الصُّعُدات؟ » فَقُلنا: إنَّما قَعدنَا لغَیر ما بَأس: قَعدْنَا نَتَذاکر، ونتحدَّث. قال: « إما لا فَأدُّوا حَقَّهَا: غَضُّ البصر، ورَدُّ السَّلام، وحُسْنُ الکَلام » (روایت   مسلم).

از ابو طلحه، زید بن سهل رضی الله عنه روایت است که گفت: ما در پیشروی خانها نشسته بودیم و در آن صحبت می کردیم. رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و بالای سر ما ایستاده و فرمود: "چرا به راهها مجلس می کنید؟ از مجالس راهها بپرهیزید" گفتیم: ما برای کاری ننشستیم که باکی ندارد، نشستیم مسائل (علمی) را با هم بازگو نموده و صحبت می کنیم. فرمود: "وقتی که آن را ترک نمی کنید، پس حق آن را ادا کنید، پوشیدن چشم و جواب دادن سلام و نیکوئی سخن"

 

و راه دیگر از جلوگیری از چشم چرانی چشم گرداندن از زن نامحرم از همان اول است، در روایتی آمده است که:

 

جَرِیر رضی اللَّه عنْهُ قَال: سألْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلّی اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم عَنْ نَظَرِ الفجأةِ فَقَال: « اصْرِفْ بصَرَک » (روایت مسلم).

یعنی: "از جریر رضی الله عنه روایت شده که گفت: از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد نگریستن ناگهانی پرسش نمودم، فرمود: "چشمت را بگردان".

 

همچنین‌ در حدیث‌ صحیح آمده‌ است‌ که‌ پیامبر صلی الله علیه و سلم به حضرت علی رضی الله عنه فرمودند: "یا علی‌، لاتتبع‌ النظرة‌ النظرة، فان‌ لک ‌الأولی‌ ولیس‌ لک‌ الأخرة"، یعنی: "ای‌ علی‌! نگاه‌ دوم‌، نگاه‌ اول‌ را دنبال‌ نکند زیرا نگاه‌ اول‌ از تو بخشوده‌ است‌ اما نگاه‌ دوم‌ چنین‌ نیست‌".

 

و همچنین وارد شدن در زنان نامحرم، سبب گناه و چشم چرانی میشود: پیامبر صلی الله علیه و سلم در اینمورد فرمودند: "إیَّاکُمْ وَالدُّخُولَ عَلَی النِّسَاءِ"، فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الأنْصَارِ أفَرأیْتَ الْحمْو؟ قال: « الْحمْوُ المَوْت" (متفقٌ علیه)

یعنی: "از وارد شدن بر زنان بپرهیزید"، مردی از انصار گفت: نزدیکان شوهر چطور؟ پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: "نزدیکان شوهر مرگ است" (یعنی بسیار خطرناک است).

 

و همچنین خلوت کردن با زنان نا محرم ممکن است سبب نگاه شهوت انگیز کردد، بیامبر صلی الله علیه و سلم فرموند:  "لا یَخْلُوَنَّ أحدُکُمْ بِامْرأةٍ إلاَّ مَعَ ذِی مَحْرَمٍ" (متفقٌ علیه)

یعنی: "هیچ مردی با زنی خلوت نکند، مگر به حضور کسی که محرم است".

 

و ناگفته نماند که  نگاه‌ شهوت‌ آمیز به‌ روی‌ پسر نوجوان زیبای امرد نیز به‌ اتفاق‌ ائمه‌ حرام‌ است‌. صاحب‌ تفسیر «الاساس‌» می‌گوید: «اما کسانی‌ که‌ نگاه‌ به‌ سوی‌ امردان‌ را، نگاه‌ به ‌سوی‌ مظاهر جمال‌ الهی‌ می‌دانند و این‌ کار را راهی‌ به ‌سوی‌ خداوند می‌شناسند ـ چنان‌ که‌ بعضی‌ از گروه‌های‌ مدعی‌ تصوف‌ و عرفان‌ چنین‌ می‌کنند ـ باید گفت ‌که‌ این‌ سخنشان‌ کفری‌ بزرگتر از کفر پرستشگران‌ بتان‌ و کفر قوم‌ لوط است‌ و این‌گروه‌ از بدترین‌ زندیقان‌ مرتدی‌ هستند که‌ قتلشان‌ به‌ اجماع‌ کل‌ امت‌ واجب ‌است‌...».

 

و راههای دیگر علاج نگاه شهوت انگیز به دیگران ازدواج میباشد، خداوند متعال میفرماید:

"وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَی مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ" (32)

«و همسر دهید ایم ‌هایتان‌ (مرد بی‌همسر و زن‌ بی‌شوهر) را و غلامان‌ و کنیزان‌ درستکار خود را، اگر فقیر باشند خداوند از فضل‌ خویش‌ آنان ‌را توانگر خواهد کرد و خداوند گشایشگر داناست‌»

 

و همچنین با عفت و پاکدامنی پیشه کردن، خداوند بنده عفیف را حفظ میکند، و میفرماید:

"وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّی یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ..." (النور : 33)

«و کسانی‌ که‌ اسباب‌ ازدواج‌ را نمی‌یابند، باید پاکدامنی‌ پیشه‌ کنند تا خدا آنان‌ را از فضل‌ خویش‌ بی‌نیاز گرداند»

 

 یعنی: کسانی‌که‌ هزینه‌های‌ ازدواج‌ ـ از قبیل‌ مهر و نفقه‌ ـ را نمی‌یابند، یا کسانی‌ که‌ همسر مناسبی‌ نمی‌یابند، باید از فروافتادن‌ در باتلاق‌ زنا و حرام‌، عفت‌ و پاکدامنی ‌ورزند؛ با روزه‌ گرفتن‌، تفکر، ذکر و دوری‌ جستن‌ از هر منظره‌ تهییج‌ کننده‌ای‌، تا اینکه خداوند آنان‌ را از فضل‌ خویش‌ بی‌نیاز گرداند، یعنی: برایشان‌ روزیی‌ عنایت‌ کند که ‌به ‌وسیله‌ آن‌ توانگر شده‌ و قدرت‌ ازدواج‌ را پیدا کنند.

 

در حدیث‌ صحیح آمده‌ است:

«سه‌ کس‌ اند که‌ یاری ‌نمودنشان‌ بر خدای‌ عزوجل ‌حق‌ و ثابت‌ است:

1 ـ نکاح‌کننده‌ای‌ که‌ قصد عفت‌ و پاکدامنی‌ دارد.

t ـ مکاتبی‌ که‌ قصد دارد تا با پرداخت‌ وجه‌ آزادی‌ خود، از قید بردگی‌ آزاد شود.

3 ـ مجاهد در راه‌ خدا».

 

پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند:

"یا معشر الشباب، من استطاع منکم الباءة فلیتزوج، فانه اغض للبصر و احصن للفرْج" (بخاری : 5066/112/9  و  مسلم : 1400/1018/2)

"ای جماعت جوانان، هر کس از شما که توانایی ازدواج را داشته باشد پس ازدواج کند؛ زیرا ازدواج بهتر چشم را (از حرام) می‌پوشاند و بهتر فرج را (از حرام) محافظت می‌کند، و کسی که نتوانست (ازدواج کند) باید روزه بگیرد؛ چون روزه او را از حرام نگاه میدارد (زیرا شهوت جنسی او را کم می‌کند)

 

ولی از انجاییکه بنی ادم در برابر شهوت ضعیف است و معصوم نیست، خداوتند متعال راههای دیگری برای نجات از این معاصی قرار داده است و آنهم توبه و بازگشت به سوی خداوند هست، لذا در آخر آیات سوره نور پس از تحذیر از نگاه شوت انگیز به نامحرم فرمودند:

 

"وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ" (النور : 31)

«و ای‌ مؤمنان‌! همگی‌ به‌ درگاه‌ خدا توبه‌ کنید تا اینکه رستگار شوید»

 

نسفی‌ می‌گوید: «بنده‌ هر چند کوشش‌ کند، باز هم‌ در امتثال‌ اوامر و نواهی ‌خدای‌ متعال‌ از سهو و قصور خالی‌ نیست‌، از این‌ جهت‌ است‌ که‌ حق‌ تعالی‌ تمام‌ مؤمنان‌ را به‌ توبه‌ سفارش‌ کرده‌ است‌».

 

 

و همچنین در آیه دیگری فرمودند:

 

"وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفی النَّهَارِ وَزُلَفاً مِنَ الَّلیْلِ إِنَّ الحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ" (هود : 114)

"و برپا دارید نماز را در دو طرف روز و در تاریکی شب که همانا نیکی ها بدی ها را محو می کند".

 

و پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: "و اتبع السیئة الحسنة تمحها" (حدیث صحیح)، یعنی: "و دنبال گناه (اکر مرتکب شدی) اعمال نیکو انجام بده آنرا پاک میکند"

 

بنابراین اگر کسی در برابر شهوتش ضعف کرد و مرتکب گناه شد نباید مایوس شود بلکه باید با توبه و استغفار و اعمال صالح آن اعمال را پاک کند تا فردای قیامت نزد خداوند صحیفه اعمالش سفید باشد.

 

و بطور خلاصه‌ نظرهای حرام عبارتند از:

 

1 ـ عورت‌ مرد با مرد: نگریستن‌ مرد به‌ سوی‌ تمام‌ بدن‌ مرد دیگری‌ ـ بجز ما بین ‌ناف‌ تا زانوی‌ او ـ جایز است‌ . البته‌ برای‌ مردان‌ خوابیدن‌ در کنار هم‌ جایز نیست ‌زیرا رسول‌ خدا صلی الله علیه و سلم زنان‌ و مردان‌ را از خوابیدن‌ و هم‌بستر شدن‌ در زیر یک‌ جامه‌ با هم‌ جنس‌ خود نهی‌ کرده‌اند. هم‌آغوش‌ شدن‌ و روبوسی‌ مرد با مرد نیز مکروه ‌است‌، مگر این‌که‌ شخص‌ فرزند خود را از روی‌ شفقت‌ ببوسد. گفتنی‌ است‌ که ‌مصافحه‌ با دست‌ مستحب‌ است‌ چنان‌که‌ در حدیث‌ شریف‌ آمده ‌است‌.

 

2 ـ عورت‌ زن‌ با زن: همانند عورت‌ مرد با مرد است‌ و در هنگام‌ بیم‌ فتنه‌، خوابیدن‌ زنان‌ با یک‌دیگر در پهلوی‌ هم‌ جایز نیست‌.

 

3 ـ عورت‌ زن‌ با مرد: اگر زن‌ نسبت‌ به‌ مرد بیگانه‌ بود، تمام‌ بدن‌ وی‌ نسبت‌ به‌ او عورت‌ است‌ و نگاه‌کردن‌ به ‌سوی‌ چیزی‌ از بدن‌ وی‌ با شهوت جایز نیست‌. نگاه‌ کردن‌ به‌ سوی‌ زن‌ بیگانه‌ برای ‌خواستگاری‌، در هنگام‌ دادوستد، در هنگام‌ تحمل‌ و برعهده‌ گرفتن‌ شهادت‌ و نیز برای‌ پزشک‌ امانتدار جایز است‌.

 

4 ـ عورت‌ مرد با زن: اگر مرد نسبت‌ به‌ زن‌ بیگانه‌ بود، عورت‌ مرد نسبت‌ به‌ وی ‌از میان‌ ناف‌ تا زانوست‌.

 

صاحب‌ تفسیر «فی‌ ظلال‌ القرآن‌» می‌گوید: «هدف‌ اسلام‌، به‌ وجود آوردن‌ جامعه‌ پاکیزه‌ای‌ است‌ که‌ شهوت‌ها در هر آن‌ و هر لحظه‌، در آن‌ برانگیخته‌ نشود زیرا انگیزش‌ لحظه‌ به‌ لحظه‌ و بی‌مهار شهوت‌، به‌ آنچنان‌ آتشفشان‌ شهوانی‌ای ‌می‌انجامد که‌ نه‌ خاموش‌ می‌شود و نه‌ سیراب‌... لذا یک‌ لحظه‌ نگاه‌ خائنانه‌، یک ‌لحظه‌ حرکت‌ عشوه‌گرانه‌ و تهییج‌کننده‌، یک‌ صحنه‌ از آرایش‌ شهوت‌ برانگیز و یک‌ منظره‌ از پیکره‌ برهنه‌... کافی‌ است‌ که‌ این‌ آتشفشان‌ جنون‌وار حیوانی‌ را تحریک‌ کرده‌ و زمام‌ اعصاب‌ و اراده‌ را از کف‌ با کفایتان‌ برباید، چه‌ رسد به‌شهوت‌ بارگان‌ بی‌هنری‌ که‌ همیشه‌ در گنداب‌ شهوت‌بارگی‌ می‌لولند.. و مُسَلّم ‌است‌ که‌ نتیجتاً چیزی‌ جز هرج‌ و مرج‌ بی‌مهار شهوانی‌، یا بیماریهای‌ عصبی‌ وعقده‌های‌ روانی‌ ناشی‌ از سرکوب‌ شهوت‌ بعد از تهییج‌ پیاپی‌ آن نیست‌».

 

نکات پایین ابن قیم الجوزیه در کتابش "الجواب الکافی" ذکر کرده است که جالب دیدیم آنرا برای فایده ذکر کنیم:

 

"10 فایده برای کسی که از نگاهش محافظت کند":

 

1- اطاعت از دستور خداوند که بالاترین سعادت برای بنده در زندگی و معادش است و هیچ چیز برای بنده در دنیا و آخرت سودمند تر از امتثال به اوامر پروردگار متعال نیست و کسی در دنیا و آخرت سعادتمند نمی شود مگر با اطاعت از اوامر او و هیچ کس در دنیا و آخرت بدبخت نخواهد شد مگر با زیرپا گذاشتن اوامر پروردگارش.


2- مانع از رسیدن اثر تیر مسمومی است که چه بسا سبب هلاکت قلب می شود.
3- انس به خداوند و توجه نسبت به او را به ارمغان می آورد زیرا رها نمودن نگاه، قلب را متفرق و متشتت ساخته و او را از خداوند دور می کند و هیچ چیزی برای بنده مضرتر از رها نمودن نگاه نیست که سبب وحشت در ارتباط بنده و پروردگارش می شود.

4- قلب را نیرومند و شادمان می گرداند در حالی که رها نمودن نگاه سبب ضعف و اندوه آن میشود.


5- نور را برای قلب بدست آورده، چنانچه رها نمودن آن، تاریکی را فراچنگ می آورد و به همین دلیل است که خداوند پس از آیه غض بصر( پایین انداختن نگاه و محافظت از آن) آیه نور را آورده و می فرماید: "قُلْ لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ" (به مومنان بگو که نگاهشان را پایین بیاندازند و از شرمگاهشان محافظت نمایند).


سپس بعد از این آیه می فرماید: {اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ{
گویی مثال نورش در قلب بنده مؤمن که به اوامر خداوند چنگ زده و از نواهیش دوری نموده اینچنین است و هنگامی که قلب روشن شود سیل خوبیها از هر طرف به سوی آن روی آورده و در مقابل هنگامی که قلب تاریک و ظلمانی شود ابرهای بلا و شر از هر طرف به سوی او هجوم می آورند وهر چه که بخواهی از بدعت و گمراهی و پیروی از هوای نفس و دوری از هدایت و اعراض از اسباب سعادت و اشتغال به اسباب شقاوت، قلب را فرا می گیرد. و نوری که در قلب است تمامی اینها را از بین می برد و آنگاه که قلب این نور را از دست بدهد صاحبش همانند کوری شده که در کوره راههای تاریکی سرگردان می شود.

6- فراست و هوشمندی حقیقی را به ارمغان می آورد که سبب تمییز حق از باطل و صادق از کاذب می شود. و شاه بن شجاع کرمانی می گوید: "هرآنکس که ظاهرش را با پیروی از سنت و باطنش را با مداومت بر مراقبت بنا کند و چشمش را از محارم محافظت نماید و نفسش را از شهوات دور کرده ، به خوردن حلال عادت کند فراست و تیزهوشی او از او نمی گذرد" و شجاع کرمانی خود انسان تیزهوش وبا فراستی بود.


7- برای قلب ثبات،‌ شجاعت، و نیرو را به ارمغان می آورد و خداوند برای چنین قلبی قدرت بصیرت، ‌حجت و ملکه قدرت و نیرو را یکجا جمع می نماید چنانچه در اثر وارد شده " الذی یخالف هواه یفر الشیطان من ظله، هر آنکس که با هوای نفسش مخالفت کند شیطان از سایه اش می گریزد، و برعکس آن کسی که پیرو هوای نفس می شود او را در ذلت نفس و خواری و حقارت و هرآنچه که خداوند برای بندگان عاصیش قرار داده می بینی چنانچه حسن بصری می گوید "و اگر چه اسبان تیزرو و چابک آنها را با سرعت به همراه ببرند ولی خواری معصیت از گردنهایشان جدا نمی شود و خداوند برای کسانی که نسبت به او عصیان می کنند جز خواری را نمی خواهد"
و یقینا خداوند متعال عزت را قرین طاعت و ذلت را قرین معصیت نموده و می فرماید: "وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ" (همانا عزت از آن خداوند، رسولش و مؤمنین است)
و می فرماید: {وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُّؤْمِنِینَ}، (و سست و اندوهگین نشوید که اگر مؤمن باشید شما برترید)


و ایمان قول و عمل و آشکار وپنهان است و خداوند متعال می فرماید: {مَن کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ} (هر آنکس که عزت می خواهد ،‌ تمامی عزتها از آن خداوند است و سخنهای پاک و اعمال صالح به سوی او بالا برده می شود)
یعنی کسی که عزت می خواهد آنرا در اطاعت از خداوند و یادش از سخنان نیک و عمل صالح طلب کند و در دعای قنوت "إنه لا یذل من والیت ولا یعزّ من عادیت" براستی کسی که با تو دوستی نماید ذلیل نخواهد شد و آنکه با تو دشمنی کند عزیز نمی شود و کسی که از خداوند اطاعت کند با اطاعتش با او دوستی نموده و به اندازه طاعتش عزت نسیبش می شود و هرآنکس که او را نافرمانی کند پس با نافرمانیش با او دشمنی ورزیده و به اندازه گناهانش خوار و ذلیل می شود.

8- محل ورود شیطان به قلب را می بندد زیرا شیطان از طریق نگاه سریعتر از نفوذ هوا به مکان خالی نفوذ می کند و تصویر آن چیزی که توسط چشم دیده شده را مجسم نموده و زینتش می دهد و آنرا همانند بتی می کند که قلب به دور آن طواف کرده و سپس آنرا تمنا می کند و آتش شهوت را در قلب برمی انگیزد و بر آن هیزم گناهانی که بدون این تصویر نمی توانست بدست بیاورد را می ریزد و در نتیجه قلب را شعله فرا می گیرد که سبب تولد انفاسی شده که درونش شعله آتش نمایان است و این آتش سوزی قلب را از هر طرف فرا می گیرد که در وسط آن همانند گوسفندی در وسط تنور می ماند و به همین دلیل عقوبت افراد چشم چران اینست که در برزخ، تنوری از آتش برای آنها برپا شده و ارواح آنها تا زمان حشر اجسادشان در آن رها می شود رسول الله صلی الله و علیه و سلم آنرا در خواب دید در حدیثی که محدثان بر صحت آن اتفاق دارند.

9- قلب را برای تفکر در مصالح خویش و مشغولیت به آن فارغ می کند در حالی که رها کردن نگاه سبب تشتت قلب شده و حائلی می شود که قلب را از تفکر در مصالح باز می دارد در نتیجه سردرگم شده و به پیروی از هوای نفس و غفلت از یاد خداوند متعال دچار می شود و خداوند متعال می فرماید: {وَلاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً} (سوره کهف)
"و از کسی فرمان مبر که دل او را از یاد خود غافل ساخته ایم و او به دنبال آرزوی خود روان گشته و کار و بارش افراط و تفریط بوده است" و رها کردن نگاه به تنهایی سبب این سه چیز میشود.


10- بین چشم و قلب راهی وجود دارد که سبب مشغولیت یکی به دیگری شده و با اصلاح آن اصلاح و با فسادش فاسد می شود پس هنگامی که قلب فاسد شد نگاه نیز فاسد شده و هنگامی که نگاه فاسد شد قلب نیز فاسد می شود و در مورد اصلاح نیز اینچنین است و آنگاه که چشم خراب و فاسد شد قلب نیز خراب وفاسد می شود و همانند زباله دانی شده که محل نجاسات و آلودگیها است که دیگر صلاحیت سکنا گزیدن معرفت و محبت خداوند و توبه و انس و شادی با تقربش را نخواهد داشت و اضدادش در آن جای خواهند گرفت.

 

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: اسلام پرسش و پاسخ

 

نصیحت و حکمت

قال الحسن رحمه الله : «أکثروا من الاستغفار فی بیوتکم وعلی موائدکم وفی طرقکم وفی أسواقکم وفی مجالسکم وأینما کنتم ؛ فإنکم ما تدرون متی تنزل المغفرة» "جامع العلوم والحکم " (ص : 412).

امام حسن بصری فرمودند: «تا می توانید در خانه هایتان و در وقت سختی و بلایا و در راه و در کوچه و بازار و در مجالس خود و هرجایی که بودید زیاد استغفار کنید، چرا که شما نمی دانید چه وقت مغفرت الهی نازل می شود».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.