آیا درمان و علاج بیماری واجب است؟ و حکم کسب اجازه از مریض برای مداوای او چیست؟
آیا درمان و علاج بیماری واجب است؟ و حکم کسب اجازه از مریض برای مداوای او چیست؟ فتوا دهنده: اسلام پرسش و پاسخ موضوع: فتاوای معاصر - پزشکی تاریخ انتشار: 2013-12-27 | بازدید: 663
 

 

حکم مداوای بیماری در اسلام چیست؟ خصوصا برای امراضی که فرد از علاج آن مأیوس باشد.

و آیا کسب اجازه از بیمار قبل از شروع مداوا خصوصا در حالتهای فوری واجب است؟

 

الحمدلله،

در فتوای فقهای « مجمع فقه اسلامی » در دوره هفتم که در سال 1412 قمری در شهر جده تشکیل شد، چنین آمده است :

« اولا : حکم مداوای بیماری :

اصل بر آنست که مداوا و درمان (بیماریها) مشروع است، چرا که در قرآن کریم و سنت قولی و فعلی (پیامبر صلی الله علیه وسلم) در شأن آن (نصوصی) وارد شده است، ضمن اینکه مداوای بیماری موجب حفظ نفس خواهد شد که یکی از مقاصد کلی شریعت است.

اما احکام مداوا باتوجه به اختلاف احوال و اشخاص متفاوت است :

- اگر ترک درمان منجر به تلف شدن نفس یا یکی از اعضای بدن یا ناتوان شدن وی شود، و یا بیماری به دیگران منتقل شود مثل بیماریهای واگیردار، در اینحالت درمان آن واجب است.

- اگر عدم درمان بیماری منجر به ضعف بدن شود، اما عوارض و آثار حالت اول را درپی نداشته باشد، حکم آن مستحب است.

- اگر مثل دو حالت سابق نباشد، پس مباح است.

- اگر با روشی درمان شود که منجر به بروز بیماری شدیدتر و بدتر از مرض حال حاضرش شود، در اینحالت استفاده از آن مکروه است.

 

دوما : حکم مداوای بیماری در حالت نا امیدی :

الف : از مقتضای عقیده مسلمان آنست که شفاء در دست الله عزوجل است، و درمان و مداوا تنها استفاده از اسبابی است که خدای متعال در عالم نهاده است، و جایز نیست که از لطف و رحمت الهی ناامید و مایوس شد، بلکه لازمست امید به بهبودی در انسان همچنان پابرجا باشد. و بر پزشکان و اولیای بیمار لازمست که - صرفنظر از توقع شفاء یا عدم آن - معنویات را در بیمار تقویت کنند، و در کاستن از دردهای نفسانی و بدنی او و همچنین مراعات احوال وی تلاش کنند.

ب : اگر از درمان و علاج موردی یأس وجود داشت، در (اینحالت مداوای او) بر حسب توانایی پزشکان و امکانات پزشکی موجود در هر زمان و مکان خواهد بود، بسته به ظروف و شرایطی که بیمار دارد.

 

سوما : حکم اجازه گرفتن از بیمار :

الف : اگر بیمار اهلیت تام و کاملی داشت؛ برای مداوا باید از او کسب اجازه شود، اگر اهلیت نداشت یا اهلیت او ناقص بود؛ بایستی از ولی و سرپرست او کسب اجازه شود، بر حسب ترتیب ولایت شرعیه، و بر وفق احکامی که ولی می تواند برای رعایت مصالح زیردست خود تصرف داشته باشد. اگر ولی و سرپرست اجازه نداد و ضرر (وارده بر) مولی علیه واضح باشد در آنصورت حق ولایت به دیگر اولیای او منتقل می شود و سپس به ولی امر (حاکم).

ب : ولی امر (حاکم) باید در بعضی احوال (بیماران) را ملزم به مداوا کند، مانند بیماریهای واگیردار و (انجام) واکسیناسیون و پیشگیری از بیماریها .

ج : در حالتهای فوری (اورژانسی) که حیات فرد در خطر قرار دارد، برای معالجه او نیاز به کسب اجازه نیست.

د : در هنگام اجرای پژوهش و تحقیقات پزشکی بر یک انسان تام الاهلیت، رضایت او لازمست، بدون آنکه هرگونه شائبه اکراه و اجباری درکار باشد مثلا در مورد زندانیان، و بدون آنکه فرد را بوسیله انگیزه های مادی ترغیب کنند مثلا در حق افراد تنگدست و فقیر، و نبایستی در انجام این تحقیقات ضرری مترتب شود، و اما انجام پژوهشهای پزشکی بر روی افرادی که اهلیت ندارند یا اهلیت ناقصی دارند جایز نیست حتی اگر اولیای او موافق باشند».

منبع: مجلة "مجمع الفقه الإسلامی" شماره هفتم  ج/ 3 ص/729.

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

 

    منبع: سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت
نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.