برداشتن دستگاه احیاء بر کسی که دچار مرگ بالینی شده چه وقت جایز است؟
برداشتن دستگاه احیاء بر کسی که دچار مرگ بالینی شده چه وقت جایز است؟ فتوا دهنده: الإسلام سؤال وجواب موضوع: فتاوای معاصر - پزشکی تاریخ انتشار: 2013-12-27 | بازدید: 1854
 

 

بسیاری از پزشکان در مورد زمان برداشتن و قطع دستگاههای احیاء از شخصی که دچار مرگ بالینی شده تردید دارند، و ممکن است پزشک بر سر یک دو راهی قرار بگیرد؛ از یکطرف فکر می کند که تداوم این وضعیت موجب رنج و سختی بیشتر در هنگام احتضار او می شود و اگر دستگاهها را بردارد مرگش راحت تر میشود، و از آنصرف می ترسد که برداشتن دستگاه ممکن است سبب فقدان فرصت ادامه حیات این شخص شود، با این احوال چه وقت جایز است دستگاههای نگهدارنده احیاء را از افرادی که دچار مرگ بالینی شده اند برداشت؟

 

الحمدلله،

فقهای « مجمع الفقه الإسلامی » درباره آن بصورت زیر فتوا صادر نمودند :

مرگ یک شخص شرعا زمانی معتبر است و احکام مقرر بر وفات بر وی مترتب خواهد شد؛ هرگاه یکی از دو علامت ذیل ظاهر شود :

اول : هرگاه قلب و تنفس او بصور تام و کامل متوقف شود، و پزشکان تایید کنند که این توقف دیگر بازگشتی ندارد.

دوم : هرگاه تمامی وظایف مغز او بطور نهائی تعطیل شود، و پزشکان و متخصصین خبره تایید کنند که این تعطیل شدن دیگر بازگشتی ندارد، و مغز او وارد مرحله تجزیه شود.

و در اینحالت برداشتن دستگاههای احیاء که بر شخص سوار شده است جایز است، هرچند بعضی از اعضاء مثلا مثل قلب همچنان بوسیله دستگاههای مورد استفاده، مکانیکی عمل کنند.

"مجمع الفقه الإسلامی" ص 36.

 

(جهت اطلاع :

مرگ بالینی (ظاهری)- مرگ فیزیولوژیک (حقیقی) :

مرگ بالینی : توقف قابل برگشت علائم حیاتی ( نبض، تنفس، فشارخون) را  گویند. در این مرحله، آسیب های وارده قابل برگشت بوده و فرد به ظاهر مرده را می توان احیاء نمود.

مرگ فیزیولوژیک : توقف دائم تمام اعمال حیاتی را گویند که در آن به علت تاخیر درآغاز احیاء، فقدان اکسیژن رسانی منجر به آسیب های جبران ناپذیر مغز و پس سایر ارگان ها شده و فرد قابل احیا و برگشت نیست. در واقع  کاهش جریان خون و هیپوکسی بیش از 6-4 دقیقه منجر به مرگ  فیزیولوژیک می گردد.

 

علائم ویژه مرگ بالینی و فیزیولوژیک :

1- حرارت بدن : در مرگ حقیقی، حرارت بدن برابر با دمای محیط و سرد است ولی در مرگ بالینی حرارت بدن تابع محیط نبوده و گرم است

2- قوام عضلات : در مرگ حقیقی، عضلات سفت شده ولی در مرگ بالینی عضلات قوام طبیعی دارند.

3- رفلکس مردمک : در مرگ حقیقی، مردمک ها گشاد و در مقابل نور واکنشی نشان نمی دهند ولی در مرگ بالینی مردمک های در مقابل نور تنگ می شود) بنقل از : سایتهای پزشکی معتبر.

 

والله اعلم

وصلی الله علی نبینا محمد وعلی اله وصحبه وسلم

 

    منبع: سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

قال میمون بن مهران: «إن العبد إذا أذنب ذنباً نکت فی قلبه بذلک الذنب نکتة سوداء، فإن تاب محیت من قلبه فتری قلب المؤمن مجلی مثل المرآة، ما یأتیه الشیطان من ناحیة إلا أبصره، وأما الذی یتتابع فی الذنوب فإنه کلما أذنب ذنباً نکت فی قلبه نکتة سوداء، فلا یزال ینکت فی قلبه حتی یسود قلبه، ولا یبصر الشیطان من حیث یأتیه»."حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء" حافظ أبو نعیم اصفهانی.

میمون بن مهران فرمود: «هرگاه بنده ای گناهی را مرتکب شود نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود، ولی هرگاه توبه کرد آن نقطه سیاه از قلبش پاک می شود، پس قلب مؤمن مانند آینه روشن است، و شیطان (برای فریفتن او) جز با زیر نظر گرفتن وی (و حیله) سراغش نمی آید. اما آنکس که مدام در حال گناه است با هر گناهی که انجام می دهد نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود تا آنکه قلبش کاملا سیاه می گردد، و شیطان هرگاه سراغش برود نیازی به فریب و زیر نظر گرفتنش ندارد».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.