آیا بعد از شهادت حسن رضی الله عنه معاویه رضی الله عنه خلافت را غضب کرد؟
آیا بعد از شهادت حسن رضی الله عنه معاویه رضی الله عنه خلافت را غضب کرد؟ موضوع: اهل بیت و صحابه تاریخ انتشار: 2013-07-23 | بازدید: 558

سوالی که داشتم این است که بعد از شهادت حسن مگر بجز معاویه و پسرش اصحاب رسول الله جانم فدایش در قید حیات نبودند که بعد از حضرت حسن مسئله خلافت را به جانب صحیح بکشانند تا در نهایت از اصحاب رسول حتی در صورت کراهت ایشان کسی شایسته به خلافت برسد ؟نه شخصی مثل یزید.

 

الحمدلله،

اولا باید گفت که خود حسن رضی الله عنه خلافت را به معاویه سپرد و چنین نبود که بعد از شهادت ایشان معاویه خلافت را غصب کرده باشند.

حکومت حسن رضی الله عنه  مشروعیت داشت و مردم، پس از شهادت امیر مؤمنان علی رضی الله عنه  در رمضان سال 40 هجری، با حسن رضی الله عنه  بیعت کردند و به‌انتخاب شورای مسلمانان، حسن رضی الله عنه  به عنوان خلیفه‌ی شرعی و قانونی سرزمین حجاز، عراق و یمن تعیین گردید.

ثانیا سپردن خلافت به معاویه و به اصطلاح صلح بین حسن و معاویه رضی الله عنهم برای مصلحت مسلمانان بود چنانکه پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز از آن خبر داده بودند و حسن رضی الله عنه را موجب آشتی بین دو گروه از مسلمانان معرفی کرده بودند:

پیامبر صلی الله علیه وسلم در زمان حیات خویش در مورد حسن رضی الله عنه فرموده بود: (إن ابنی هذا سید، و لعل الله أن یصلح به بین فئتین عظیمتین من المسلمین)[ بخاری (7109).] یعنی:‌«این فرزندم، آقا و سرور است و چه بسا خداوند، به وسیله‌ی او، میان دو گروه عظیم از مسلمانان، صلح و سازش برقرار سازد».

و این درحالی بود که حسن رضی الله عنه هرگز در موضع ضعف با معاویه صلح نکرد. عمرو بن عاص و معاویه رضی الله عنهما، به قدرت نظامی و سیاسی حسن بن علی رضی الله عنه  اذعان داشتند؛ در روایت بخاری رحمه‌الله آمده است: به‌خدا سوگند، حسن بن علی رضی الله عنه  با لشکریانی که همچون کوه (استوار) بودند، رویاروی معاویه رضی الله عنه  قرار گرفت. عمرو بن عاص رضی الله عنه  با دیدن لشکریان حسن رضی الله عنه  خطاب به معاویه رضی الله عنه  گفت: این، سپاه سپاهی است که تا طرف مقابلش را از پای در نیاورد، عقب‌نشینی نخواهد کرد. معاویه رضی الله عنه  گفت: ای عمرو! اگر اینها و اینها و اینها کشته شوند، تکلیف من در قبال مردم و زنان و فرزندان و ضعفای آنان چه خواهد بود؟[ ابن حجر می‌گوید: مقصود معاویه خیل عظیمی از لشکریان و مردم بود که در سپاه وی و سپاه حسن بن علی برای نبرد آماده شده بودند.] سپس معاویه رضی الله عنه  دو نفر قریشی از طایفه‌ی بنی عبد شمس به نامهای عبدالرحمن بن سمره و عبدالله بن عامر بن کریز را نزد حسن بن علی رضی الله عنه  فرستاد تا با وی سخن گویند و از وی درخواست صلح نمایند. در ضمن معاویه رضی الله عنه  به آن‌دو دستور داد که اموالی را به حسن رضی الله عنه  پیشنهاد کنند و هر چه خواست به او بدهند.[ بخاری، شماره: 2704.]

 

بنابراین خلافت را حسن رضی الله عنه خود به معاویه رضی الله عنه سپرد و بقیه ی اصحاب نقش اصلی را نداشتند. و حال که معاویه خلیفه شده بود بقیه مسلمانان با او بیعت نمودند.

اما در مورد معاویه رضی الله عنه؛ ابتدا باید بدانیم که اهل سنت در ماجرای اختلاف بین علی ابن ابی طالب و معاویه رضی الله عنهما، حق را به علی رضی الله عنه می دهند ولی با این وجود این را بهانه ای برای ناسزا گویی به طرفین نمی کند زیرا هر دو گروه از صحابه پیامبر صلی الله علیه وسلم بودند و آنها معصوم نبودند و از طرفی ما مسئول اعمال آنها نیستیم و در قیامت هم قرار نیست جوابگوی اعمال آنها باشیم.الله تعالی می فرماید:

« وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَی الْأُخْرَی فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّی تَفِیءَ إِلَی أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ»(حجرات 9)

یعنی: و هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به نزاع و جنگ پردازند، آنها را آشتی دهید؛ و اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کند، با گروه متجاوز پیکار کنید تا به فرمان خدا بازگردد؛ و هرگاه بازگشت (و زمینه صلح فراهم شد)، در میان آن دو به عدالت صلح برقرار سازید؛ و عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست می‏دارد.

در این آیه بدین اشاره دارد که ممکن است بین دو گروه از مومنان جنگ و قتال ایجاد شود.ولی با این وجود هردو گروه را مومن می نامند و امر می کند به اینکه بین آنها صلح و در صورت لزوم به نفع یکی وارد شدن (تا زمان برقراری آشتتی) وارد عمل شد ولی نفرموده که یکی از دو طرف را ناسزا و فحش دهید تا روز قیامت!

بنابراین شایسته نیست که ما بعد از چندین قرن یکی از دو طایفه را ناسزا گوییم.

اما در خصوص جانشین قرار دادن یزید توسط معاویه باید گفت که این امر صحیح نبود بلکه بدعت بود.ولی باز این امر باعث ناسزا گویی نیست.صحابه و هیچیک از انسانها بجز انبیاء معصوم نیستند و مرتکب خطا و گناه می شوند.ولی آیا گناه کسی موجب ناسزا گویی به او می شود؟!

وقتی زمام امور را معاویه رضی الله عنه به عهده گرفت خلاف به پادشاهی و ملوکیت تبدیل شد، سفینه ابو عبدالرحمن غلام پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم  می‌گوید که پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: خلافت به شیوه نبوّت سی سال خواهد بود، سپس خداوند پادشاهی را به هر کس بخواهد می‌دهد، سفینه می‌گوید خلافت ابوبکر دو سال، و خلافت عمر ده سال، و خلافت عثمان دوازده سال، و خلافت علی شش سال بود.( ابو داود با سند صحیح این را روایت کرده است)

و وقتی به کتاب‌های تاریخ مراجعه می‌کنیم می‌بینیم که کتاب‌های تاریخ می‌گویند که ابوبکر دو سال و سه ماه حکومت کرد، و عمر ده سال و دو ماه، و عثمان دوازده سال، و علی چهار سال و نه ماه، و حسن شش ماه حکومت کرد که مجموع آن سی سال می‌شود.

 

در سال پنجاه و شش هجری معاویه از مردم برای یزید بیعت گرفت که بعد از او زمام حکومت را به دست بگیرد، و معاویه با این کار از روش کسانی که پیش از او بودند فراتر رفت،

و شاید به خاطر آن او از شیوه‌ای که بهتر و افضل بود عدول کرد چون فکر می‌کرد که اگر بعد از خود خلافت را به شورایی محول کند بیم آن می‌رود که فتنه و شرّی به پا شود، و به نظرش چنین می‌آمد که اطاعت و قدرت و امنیت با انتخاب پسرش یزید بهتر تامین می‌شود.( مقدمه بن خلدون فصل فی ولایه العهد 166.)

 

اهل سنت می‌گویند که بیعت درست است، اما به خاطر دو چیز اهل سنت از این بیعت خرده گرفته‌اند:

اوّل اینکه می‌گویند این بدعتی تازه بود که معاویه پسرش یزید را بعد از خود خلیفه گرداند، پس گویا امر خلافت را بعد از آن که براساس شورا و تعیین فردی غیر از خانواده بود موروثی گرداند، بنابراین اصل کار قطع نظر از فردی که تعیین شده بود پذیرفته نشده است، و اهل سنت موروثی بودن امر خلافت را قبول ندارند.

دوم اینکه افرادی بودند که برای خلافت از یزید شایسته‌تر بودند همانند ابن عمر و ابن الزبیر و ابن عباس و حسین بن علی رضی الله عنهم و افراد زیاد دیگری.

ابن العربی می‌گوید: افضل و بهتر این بود که معاویه خلافت را بعد از خود به شوری واگذار کند و فردی از خویشاوندانش را برای آن تعیین نکند، چه برسد به آن که فرزندش را خلیفه کند، و او برای پسرش بیعت گرفت و مردم با پسرش بیعت کردند و خلافت پسرش شرعاً شروع گردید.( العواصم من القواصم ص 228.)

 

ابن کثیر ( در البدایة والنهایة 8/236) داستان عبدالله بن مطیع و یارانش را بیان کرده که پیش محمد بن الحنفیه پسر علی بن ابی طالب و برادر پدری الحسن و الحسین ن رفتند و از او خواستند که یزید را خلع کند، اما محمد الحنفیه نپذیرفت، ابن مطیع گفت: یزید بن معاویه شراب می‌نوشد و نماز نمی‌خواند. محمد گفت: من از او آنچه شما می‌گویید ندیده‌ام، و من پیش او رفته و اقامت کرده‌ام و دیدم که او به نماز پایبند است، و خیر و خوبی را در نظر می‌گیرد، و از فقه می‌پرسد، و به سنت پایبند است.

گفتند: او پیش تو تظاهر به چنین کارهایی می‌کرده است.

محمد بن الحنفیه می‌گوید: او چه ترسی از من داشت؟ یا چه امیدی داشت که چنین تصنّع کند؟ آیا آنچه درباره او می‌گویید از او دیده‌اید؟ گفتند: از دیدگاه ما واقعیت است گرچه ما ندیده‌ایم، محمد بن الحنفیه می‌گوید: خداوند کسانی را که گواهی می‌دهند از چنین شهادتی باز داشته است و سپس فرموده الهی را برای آنها خواند که می‌فرماید:« وَلَا یَمْلِکُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ» (الزخرف: 86).

«کسانی را که غیر از او می‏خوانند قادر بر شفاعت نیستند; مگر آنها که شهادت به حق داده‏اند و بخوبی آگاهند».

اما فسقی که به یزید نسبت داده شده که او شراب می‌نوشید یا با میمون بازی می‌کرده است، یا کارهای زشتی که به او نسبت داده‌اند با سند صحیح ثابت نیست، و ما آن را تصدیق نمی‌کنیم، و اصل عدالت است، و ما می‌گوییم خدا آن را می‌داند، اما آنچه از روایت محمد بن الحنفیه بر می‌آید این است که او چنین کارهایی را نمی‌کرده است، و خدا حالت یزید را بهتر می‌داند، و این برای ما مهم نیست، او هر چه می‌کرده حسابش با خداست، و به فرض اینکه او فاسق بوده باشد، فاسق بودن امام شورش علیه او را توجیه نمی‌کند، چنانچه خواهد آمد.

 

خلاصه اینکه؛ هر چند که تعین کردن یزید بعنوان خلیفه بدعت بود، ولی آنچه که مهم است اینست که آنها مسلمان بودند و همانند بقیه آمها (بجز انبیا) معصوم نبودند و این عمل معاویه رضی الله عنه موجب بدگویی و بدگمانی نسبت به وی نمی شود.زیرا ما مسلمانان مامور به بدگویی به اعمال نادرست مومنان دیگر نیستیم و بلکه باید در برابر اعمال نادرست آنها برایشان دعای مغفرت نماییم چنانکه قرآن می فرماید:

« وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ»(حش 10)

یعنی: (همچنین) کسانی که بعد از آنها آمدند و می‏گویند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینه‏ای نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحیمی!»

و نیز می فرماید:« وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً»(بقره 83) یعنی: و به مردم نیک بگویید؛

پس شایسته مسلمان نیست که در اعمال مسلمانان کنکاش نماید تا موارد خطای وی را کشف و به مردم اعلام دارد زیرا در این امر خیری نیست.

و درنهایت توصیه می کنیم که وقت خود را به اینگونه مباحث نپردازید زیرا آنها هرچه کردند برای خودکردند و من و شما مسئول اعمال آنها نیستیم و از اعمال آنها بازخواست نمی شویم.

الله تعالی می فرماید:« تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُم مَّا کَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ»(بقره 134)

یعنی: آنها امتی بودند که درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نیز مربوط به خود شماست؛ و شما هیچ‏گاه مسئول اعمال آنها نخواهید بود.

پس بهتر است بجای پرداختن به مباحث بیهوده به فکر آخرت خود باشیم و برای خود توشه ای برا آنجا مهیا سازیم که ما نیز بمانند آنها در حال آزمایش هستیم.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

از ابوقتاده رضی الله عنه روایت است: «سئل رسول الله صلی الله علیه وسلم عن صوم یوم عرفة؟ فقال: یکفر السنة الماضیة و الباقیة، و سئل عن صوم یوم عاشوراء؟ فقال یکفر السنة الماضیة».

یعنی: «از پیامبر صلی الله علیه وسلم درباره روزه روز عرفه سؤال شد فرمود: گناهان سال گذشته و سال جاری را از بین می‌برد و درباره روزه روز عاشورا از او سؤال شد فرمود: گناهان سال گذشته را از بین می‌برد». مسلم (1162

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.