اهل بیت پیامبر شامل چه کسانی می شود؟
اهل بیت پیامبر شامل چه کسانی می شود؟ موضوع: اهل بیت و صحابه تاریخ انتشار: 2013-07-24 | بازدید: 433

اهل بیت پیامبر شامل چه کسانی می شود؟ آیا فرزند حضرت نوح جز اهل بیت حضرت نوح هست؟ اگر نعوذبالله یکی از فرزندان پیامبر مشرک یا کافر بود جز اهل بیت آن حضرت بود یا نه؟ 

 

الحمدلله،

علما در تعریف آل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم  و تعیین آن اختلاف کرده‌اند و اقوال مختلفی در این مورد دارند ولی قول راجح چنین است:

1- آل پیامبر صلی الله علیه وسلم  کسانی هستند که مومن و مسلمان هستند و سپس در اسلام صدقه و زکات برایشان حرام قرار داده شده است.

2- خانواده ی پیامبر صلی الله علیه وسلم هستند. اهل بیت به خاندان پیامبر صلی الله علیه وسلم گفته می شود که صدقه دادن بر آنها حرام است. و عبارتند از: خاندان علی بن ابی طالب، خاندان جعفر بن ابیطالب، خاندان عباس عموی پیامبر، بنوحارت بن عبدالمطلب و همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم .

البته همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم  نیز را هر چند زکات بر آنها حرام نشده ،جزو اهل بیت ایشان محسوب می شوند. نظر جمهور علما همین است. اگر کسی از خانواده ی انبیاء باشد بدون شک جزو اهل بیت او خواهد بود از جمله همسران و فرزندان او، اما اگر کسی از خانواده ی انبیاء باشد ولی کافر یا مشرک از دنیا رود از اهل بیت او ( به معنای اصطلاحی ) خارج می گردد و هیچ قدر و منزلتی ندارد و حتی یک مسلمان فاسد فاسق بسیار از او با ارزشتر است زیرا ملاک ارزش ایمان است نه وابستگی به خانواده ی انبیا.

 

اما در مورد مناقشه ی علما در مورد تعریف اهل بیت و دلایل آنها بر تعاریف فوق بصورت زیر است:

مطلب بن ربیعه وفضل بن عباس خدمت رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتند  و از ایشان خواستند تا آنها را جهت جمع آوری زکات وصدقات مردم منصوب نماید و از این راه در آمدی را بدست آورند زیرا عاملین زکات خود جزو افراد مستحق زکات می باشند، ولی پیامبرخدا صلی الله علیه وسلم به آنان جواب رد داد و فرمود زکات وصدقات برای محمد وآل محمد روا نمی باشد: (إن الصدقه لا تنبغی لآل محمد إنما هی أوساخ الناس) «برای آل محمد صدقه مناسب نیست زیرا که صدقه چرک مال مردم است ». (صحیح مسلم).

آنهایی که زکات برایشان حرام قرار داده شده، بنی‌هاشم و بنی‌مطلب هستند، چون که پیامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (بنی‌هاشم و بنی‌مطلب یک چیز هستند - صحیح بخاری (ح: 3311))، و بعضی از علما گفته‌اند زکات فقط برای بنی‌هاشم حرام شده نه بنی‌عبدالمطلب. ولی قول راجح هر دو یعنی بنی هاشم و بنی مطلب می باشد زیرا همانطور که در حدیث فوق بدان اشاره شده،فضل پسر عباس پسر عبدالمطلب کسی بود که به خدمت پیامبر رفتند و ایشان صلی الله علیه وسلم برای گرفتن زکات جواب رد دادند.البته نسب پیامبر صلی الله علیه وسلم به هاشم بر می گردد ایشان محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم می باشند، مطلب برادر هاشم  و عموی عبدالمطلب یعنی پدربزرگ پیامبر است.

 

اما در مورد ممنوع بودن صدقه به همسران پیامبر اختلاف وجود دارد ولی با این وجود داخل در اهل بیت پیامبر هستند. البته تا زمانیکه به عقد پیامبر صلی الله علیه وسلم در نیامده اند،جزو اهل بیت محسوب نمی شدند. دلایل اینکه چرا آنها جزو اهل بیت پیامبرند را می توان چنین ذکر نمود:

1- ابن قیم رحمة الله علیه در کتابش جلاء الأفهام  (ص331-332) در تأیید کسانی که به دخول ازواج مطهرات در اهل بیت حضرتش صلی الله علیه و آله و سلم قائل هستند دلائلی ذکر می کند از جمله می فرماید: آنها می گویند:

« اینکه عموما همسر جزو اهل بیت شخص بشمار می رود،‌ بخصوص همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم علتش این است که آنرا به نسب تشبیه می کنند چون رابطه آنها با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قطع نشده است به دلیل اینکه آنها چه در حیات و چه بعد از وفات حضرتش صلی الله علیه و آله و سلم بر غیر ایشان حرامند، چون مادر همه مؤمنان هستند، لذا آنها چه در دنیا و چه در آخرت همسران خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند،‌ پس سببی که آنها با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند یعنی نکاح، قائم مقام نسب است. لذا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند که به آنها درود فرستاده شود، به همین جهت است که بنا بر قول صحیح،- چنانکه امام احمد رحمة الله علیه نیز بر این باور است- صدقه بر آنها حرام است زیرا صدقه چرک مال مردم است، ‌و خداوند شان و منزلت این شخصیت استثنائی- صلی الله علیه و آله و سلم- و اهل بیت ایشان را از چرک مال مردم محفوظ داشته است.»

 و همچنین می توان به آیات زیر استدلال نمود:

واز زبان موسی (علیه السلام) در قرآن چنین آمده:« إِذْ رَأَی نَارًا فَقَالَ لأهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّی آتِیکُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَی النَّارِ هُدًی »طه : 10.

یعنی:« موسی به همسرش گفت اینجا بمانید من آتشی را از دور دیدم شاید خبری را از آن برایتان  بیاورم».همانطور که در این آیه ملاحظه می شود اشاره دارد به "لاهله" که همان زن و فرزند موسی منظور است. و باز در آیه زیر:

از زبان ابراهیم (علیه السلام) وهمسر گرامیش آمده: « قَالُوا أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ »هود: 73.

یعنی:« ای اهل بیت نبوت رحمت وبرکات خدا شامل حال شما باد بی گمان خداوند ستوده وبزرگوار است».که در این آیه نیز ابراهیم علیه السلام به همسر و خانواده خود بعنوان "اهل بیتش" نام می برد.

2- دلیل اصلی داخل بودن همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم در اهل بیتش را می توان به آیه تطهیر اشاره نمود که مستقیما همسران پیامبر را خطاب می دهد:

« وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الأولَی وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وآتِینَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا (٣٣)وَاذْکُرْنَ مَا یُتْلَی فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ وَالْحِکْمَةِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ لَطِیفًا خَبِیرًا (٣٤) احزاب(33-34)

 

یعنی:« ای همسران پیامبرصلی الله علیه وسلم شما مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستید . اگرمی خواهید پرهیزگار باشید صدا را نرم و نازک نکنید که بیمار دلان چشم طمع به شما بدوزند و بلکه به صورت شایسته و برازنده سخن بگویید  و در خانه های خود بمانید و همچون جاهلیت پیشین در میان مردم ظاهر نشوید و خود نمایی نکنید  و  نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید و از خدا و پیغمبرش اطاعت کنید خداوند قطعا می خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دورکند و شما را کاملا پاک سازد .  و آیات خدا و سخنان حکمت انگیز  پیغمبر را که در منازل شما خوانده می شود یاد کنید بی گمان خداوند دقیق و آگاه است».

این آیه از ابتدا تا انتها در باره همسران مکرمه رسول الله صلی الله علیه وسلم بحث می کند و خطاب به آنان در وسط آیه می فرماید (خداوند قطعا می خواهد پلیدی را ازشما اهل بیت دور نماید  وجای هیچ بحثی را باقی نگذاشته که بگویم آل بیت یا اهل بیت شامل زنان پیغمبر نمی شود زیرا سیاق آیه کاملا بر آن دلالت دارد وهمچنانکه مشاهده شد آغاز آیه به آنان شروع می شود و به آنان نیز خاتمه می یابد.

3- دلیل دیگر تشهد است، زیرا ما در تشهد می گوییم« اللهم صل علی محمد وعلی آل محمد»  که امام بخاری (رحمة الله علیه) در جایی صیغه آنرا« اللهم صل علی محمد  و علی ازواجه و ذریته» آورده که ظاهراً تفسیر آل می باشد   و همچنین ام المومنین عایشه (رضی الله عنها) می گوید ( ما شبع آل رسوالله صلی الله علیه وسلم من خبز بر ) (متفق علیه)  یعنی خانواده پیامبرصلی الله علیه وسلم هیچگاه از نان گندم سیر نشدند  که مشخص است آل، همسران گرامی ایشان را نیز در بر می گیرد  .

 

 با این وجود شیعیان مخالف این تعریف هستند و جمهور شیعه نظرشان این است که منظور از اهل بیت پنج تن هستند، آنان که آیه تطهیر در موردشان نازل شده است: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا». (الأحزاب: 33).

«خداوند فقط می‏خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد».

و آنها محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین هستند، و بقیه دوازده امام را اضافه می‌کنند با اینکه در حدیث کساء از آنها ذکری نشده است. ) در صحیح مسلم از عایشه رضی الله عنها روایت است که گفت: در صبح یکی از روزها پیامبر ص در حالی که پارچه‌ای کتانی از موی سیاه بر او بود بیرون آمد، آنگاه حسن آمد و پیامبر او را داخل پارچه نمود سپس حسین و فاطمه و علی با فاصله کوتاهی از یکدیگر به ترتیب آمدند و پیامبر هر یک را داخل آن پارچه قرار می‌داد، سپس گفت:« إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا »(الأحزاب: 33).

«خداوند فقط می‏خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد». صحیح مسلم (ح: 2424). دفع یک اشکال :

اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این چهار نفر رضی الله عنهم  را بطور خصوص در این حدیث ذکر فرمودند مستلزم این نیست که اهل بیتش منحصر به همینها باشد و بقیه را شامل نشود، حد اکثر دلالت حدیث این است که آنها از خصوصی ترین افراد اهل بیت ایشان هستند.

یک مثال

مثال دلالت این آیه بر دخول همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در اهل بیتش  و دلالت حدیث حضرت عائشه رضی الله عنها که گذشت  بر دخول علی و فاطمه و حسن  و حسین رضی الله عنهم در اهل بیتش مثل دلالت این ارشاد خداوندی است:

لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَی التَّقْوَی مِنْ أَوَّلِ یَوْمٍ أحق أن تقوم فیه (التوبة:108).

« به راستی مسجدی که از روز نخست بر تقوی بنیان نهاده شده است سزاوار تر است که در آن بایستی».

که مراد از آن مسجد قباء است. و دلالت سنت در حدیثی که امام مسلم در صحیحش (شماره1397) نقل می کند که:

« مراد از مسجدی که بر تقوی بنا شده مسجد خود حضرت صلی الله علیه  و آله و سلم است».

‌این مثال را شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمة الله علیه  در رساله اش «فضل اهل البیت و حقوقهم» (ص 20-21) ذکر کرده است.

 

شیعه بر این باورند که امهات ‌المؤمنین از آل بیت نیستند، و می‌گویند آیه تطهیر منحصر آن پنج نفر است، ما می‌گوییم: در آیه حصری وجود ندارد که به موجب آن، آنها بگویند همسران پیامبر ص در آن شامل نمی‌شوند، بلکه نص آیه و آیات قبل از آن دلالت می‌کنند که منظور از اهل بیت همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم  هستند، چون در آیات قبل از آیه تطهیر و آیات بعد از آن همسران پیامبر ص مخاطب قرار گرفته‌اند، بنابراین بعد از همه اینها می‌فرماید: « وَاذْکُرْنَ مَا یُتْلَی فِی بُیُوتِکُنَّ »(الأحزاب: 34).

«آنچه در خانه‏های شما از آیات قرآن و حکمت و دانش خوانده می‏شود یاد کنید».

و همچنین شیعه می‌گویند مخاطب‌ شدن با صیغه مذکر که خداوند می‌فرماید (عنکم) و (یطهرکم) دلیلی است بر اینکه امهات المؤمنین از جملة اهل بیت نیستند؛ اما این سخن و استدلال آنها مردود است چون وقتی در یک جمله مذکر و مؤنث با هم بیاید، مذکر غالب قرار داده می‌شود، و بنابراین آیه همه اهل بیت را شامل می‌شود، از این رو مناسب بود که با صیغه مذکّر بیان شوند. { و در زبان عرب این شیوه زیاد است، چنان که در قرآن در سوره هود آمده است:« قَالَتْ یَا وَیْلَتَا أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِی شَیْخًا(هود:72) « ساره گفت: «ای وای بر من! آیا من فرزند می‏آورم در حالی که پیرزنم، و این شوهرم پیرمردی است؟!» و همچنان مورد خطاب قرار می‌گیرد تا اینکه خداوند می‌فرماید: « قَالُوا أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ » (هود: 73). «گفتند: «آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟! این رحمت خدا و برکاتش بر شما خانواده اهل نبوت است». می‌بینید که بعد از خطاب با صیغه مؤنث با صیغه مذکر خطاب می‌کند چونابراهیم در خطاب شامل است، و این آیه نصیاست بر اینکه همسر در اهل بیت داخل است، و همچنین اگر داخل کردن مؤنث در این خطاب درست نیست پس چطور آنها فاطمه را داخل کرده‌اند؟!}

وهرگاه درجایی مردان به مجموع زنان اضافه شوند از نظر ادبیات عربی نون جمع مونث به ضمیر جمع مذکر تغیر خواهد کرد  و بعد از آن مستقیما می فرماید . (واذکرن فی بیوتکن) 

 

به طور خلاصه می توان گفت:

واهل بیت پیامبرصلی الله علیه وسلم شامل همسران و دختران ایشان ودامادش علی رضی الله عنه ومردانی که جزو خانواده اش می باشند،هستند.

و در اینجا بعضی از آل بیت را نام می بریم :

1 . علی بن ابی طالب

2 . حسن بن علی

3 . حسین بن علی

4 . علی بن حسین (زین العابدین)

5 . محمد باقر فرزند محمد باقر

6 . امام جعفر صادق

7 . موسی بن جعفر(الکاظم)

8 . علی بن موسی (الرضا)

9.   محمد الجواد

10.  پسر وی علی(الهادی) 

11. حسن العسکری

آنان هم بر3 گروه تقسیم می شوند   گروه اول اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشند مثل {علی بن ابی طالب (رضی الله عنه ) وحسن وحسین (رضی الله عنهما)

گروه دوم از جمله علماء بزرگوار اهل سنت وجماعت هستند و آنان هم 6 نفرند {1- علی بن الحسین 2- محمد الباقر3- جعفرالصادق 4- موسی الکاظم 5- علی الرضا 6- محمد الجواد}

گروه سوم هرچند از علماء بزرگ امت اسلامی به حساب نمی آیند ولی افتخارآل بیت بودند برای آنها کافی است و آنان هم دو نفرند { 1- علی الهادی 2- الحسن العسکری}

بی گمان آنهایی که ذکرنمودیم حق دارند در کنار قبر رسول الله صلی الله علیه وسلم بایستند و بگویند سلام برتو ای پدر.

 

عقیده اهل سنت و جماعت در خصوص اهل بیت:

در خصوص رفتار با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم ،می توان به طور عمده به سه دیدگاه اشاره نمود.یعنی این مسئله نیز مانند اکثر مباحث اسلامی دارای دیدگاههای متفاوتی می باشد ؛دیدگاه افراط،دیدگاه تفریط و دیدگاه حدوسط و متعادلی که الله تعالی بدان راضی است.

در مورد اهل بیت رضوان الله علیهم اجمعین ،همواره دو فرقه افراط و تفریط وجود دارند که این دو دیدگاه دقیقا در مقابل هم هستند و هر دو در این راه هلاک شده اند:

  1. دیدگاه افراط:کسانی هستند که در مورد اهل بیت در محبت غلو می کنند و آنها نیز خود در میان خود به دو گروه تقسیم می شوند:

 -      گروهی که" غلو در محبت" را به جایی رسانده اند که مدعی هستند امام اهل بیت - یعنی علی ابن ابی طالب رضی الله عنه- همان الله است و او را معبود خود می دانند.سردسته این گروه عبدالله ابن سبا یهودی بود که به ظاهر اسلام آورد و تلاش کرد به ناحق اموراتی را به علی ابن ابی طالب رضی الله عنه نسبت دهد چنانچه عبد الله ابن سبا صراحتاً در مقابل امیرالمومنین قرار گرفته و به وی گفت: "انت الله حقاً" یعنی تو حقیقتاً خدا هستی.

این یهودی خبیث به صورتی مکارانه به اسلام داخل شد تا اسلام را به فساد بکشاند خود را مسلمان جلوه داد ولی به این حال نزد علی ابن ابی طالب رفت و گفت تو خدایی، به همین دلیل علی ابن ابی طالب رضی الله عنه از آنها خواست که از گفته خود بر گردند وگرنه آنها را خواهد کشت و دستور داد که گودالی را حفر کنند و پیروان عبد الله ابی سبا را در آن بسوزانند البته گفته شده که عبد الله ابی سبا به مصر فرار کرد و آنجا دعوت خود را ادامه داد بعد به عراق رفت وسپس به سوی سرزمین فارس برای نشر دعوت خود رفت واینان همان گروهی هستند که در حق علی و فرزندانش با افراط  حقیقتا دشمنی می کنند والعیاذبالله .

 

  • گروه دیگر نیز هرچند صراحتا علی ابن ابی طالب رضی الله عنه را الله نمی پندارند ولی در حقیقت نه تنها به ایشان بلکه به سایر اهل بیت ،صفات خدایی نسبت می دهند و آنها را به استغاثه می خوانند و ادعا دارند که غیب می دانند در حالیکه این صفات لایق هیچ انسانی حتی پیامبران نیست.این گروه که غالبا شیعه هستند و خود را محب اهل بیت می دانند و به سر قبر آنها رفته و از آنها طلب برآورده شدن حاجات خود را می کنند و یا آنها را واسطه بن خود و الله قرار می دهند والعیاذبالله.

 

2-دیدگاه تفریط:علما می گویند که هرگاه در مسئله ای افراط شد بدنبال آن تفریط ایجاد می شود.چنانچه در مورد اهل بیت رضوان الله علیهم اجمعین نیز در مقابل گروه افراط دسته ای پدیدار شدند که در نقطه مقابل آنها قرار گرفتند و دشمنی با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم را جزو دین خود اعمال کردند.آنها به نواصب معروفند و الان به ندرت در میان مسلمانان یافت می شوند.این گروه گمراه دشمنی با اهل بیت را پیشه خود کرده بودند و آنها را و اللخصوص علی ابن ابی طالب رضی الله عنه را لعن و نفرین می کردند والعیاذبالله.

اعتدال  در عقیده

در این میان و در برابر این دو گروه افراط و غلو و تفریط و بی انصافی،اهل سنت و جماعت همانند سایر اصولهای اسلامی حد تعادل را پیش گرفته آنچنانکه الله تعالی بدان راضی باشند و بدان امر نموده اند.

عقیدة اهل سنت و جماعت در تمامی مسائل اعتقادی عقیدة معتدل بین افراط و تفریط است، از جمله عقیده شان درباره اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. ‌زیرا آنان هر زن و مرد مسلمانی را که از نسل عبدالمطلب باشد دوست می دارند.

همچنین  تمام همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  را دوست می دارند و به همه احترام میگذارند، و باعدل و انصاف، و بدور از هرگونه هوا پرستی و تندروی هر کسی را در همان مقام و منزلتی قرار می دهند که مستحق آن است.

کما اینکه اهل سنت به کسانی که خداوند به آنان هم افتخار ایمان و هم افتخار نسب قرابت حضرتش صلی الله علیه و آله و سلم را عنایت فرموده احترام می گذارند.

یعنی یکی از اصول اهل سنت دوست‌داشتن اهل بیت است، و آنها به دو دلیل اهل بیت را دوست می‌‌دارند یکی ایمانشان و دوّم خویشاوندی که با پیامبر دارند، پس وقتی آنها هم مؤمن هستند و هم خویشاوند پیامبر هرگز اهل سنت نسبت به آنان کینه نمی‌ورزند. و اگر کافر باشند ما آنها را دوست نمی‌داریم گرچه از خویشاوندان پیامبر باشند، ابولهب عموی پیامبر ص است اما به هیچ صورتی جایز نیست که ما او را دوست بداریم، بلکه باید به خاطر اینکه کافر بوده و پیامبر را اذیت می‌کرده است از او متنفّر باشیم.( ن ک: شرح العقیده الواسطیه ابن عثیمین 2/274 – 275.‏)

 

یک قاعده مهم:

پس اهل سنت معتقدند که افتخار نسب تابع افتخار ایمان است، کسی که خداوند او را با هر دو نعمت (ایمان و نسب رفیع) افتخار بخشیده باشد براستی که دو مدال افتخار یکجا برده است،  و کسی که توفیق نعمت ایمان را نیافته باشد نسب شریف و رفیع نفعی به او نخواهد رساند، چنانکه خداوند متعال می فرماید:

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ « بدرستیکه مکرم ترین شما در نزد خدا پرهیزگارترین شماست».

و رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم در پایان حدیث طولانی ای که امام مسلم آنرا به روایت أبو هریره درصحیحش نقل کرده (شماره2699) می فرماید:

(من بطأ به عمله لم یسرع به نسبه) «کسی که عملش او را عقب بیندازد نسبش او را نمی تواند جلو بیندازد».

شرح حدیث:

حافظ ابن رجب رحمة الله علیه در شرح این حدیث در کتاب ارزشمندش جامع العلوم والحکم ص 308 می فرماید:

«و معنایش این است که عمل، انسان را به درجات عالی بهشت در آخرت می رساند لذا خداوند متعال می فرماید:

وَلِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا و هر کسی را از آنچه عمل کرده درجاتی خواهد بود».

پس کسی که عملش او را در نزد خداوند به درجات عالی نرساند نسبش نخواهد توانست او را جلو بیندازد تا اینکه آن درجات را کسب کند، زیرا خداوند در مقابل عمل پاداش می دهد نه نسب، چنانکه می فرماید:

فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلا  یَتَسَاءَلُونَ (مؤمنون:101 )

«آنگاه چون در صور دمیده می شود. آن روز در میانشان پیوند های خویشاوندی نباشد و از همدیگر نپرسند».

از فریب‌های بزرگی که بسیاری آن را باور کرده‌اند و چون یک حقیقت بدون دلیل آن را پذیرفته‌اند و در اذهانشان جای گرفته، این است که اهل سنت ناصبی هستند. می‌گویند اهل سنت و خوارج یکی هستند و با هم فرقی ندارند و آنها ناصبی هستند و اهل بیت پیامبر را دوست ندارند و این بهتان بزرگی است و هر کس که شناختی از کتابهای اهل سنت داشته باشد می‌بیند که به صراحت و روشنی ناصبی‌ها را به باد انتقاد می‌گیرند و همچنین خوارج را اهل بدعت قرار داده‌اند و بلکه آنها را از سران گمراهی دانسته‌اند.

سخن شیخ‌الإسلام ابن تیمیه رحمه الله را که به ناصبی‌بودن متهم شده است بخوانید که می‌گوید: (و هر کس حسین را کشته یا برای کشتن او همکاری نموده یا به کشته ‌شدن حسین راضی بوده است لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد)( مجموع الفتاوی 4/487.‏)

و آلوسی در مورد ناصبی‌ها که منکر خلافت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب رضی الله عنه هستند می‌گوید: (و هر دو گروه (شیعه و سنی) دلایل زیادی علیه ناصبی‌های منکر خلافت علی دارند، خداوند با ناصبی‌ها به آنچه سزاوار آن هستند رفتار کند). روح المعانی 18/205.

 محمد صدیق حسن خان قرنجی یکی دیگر از علمای اهل سنت که جزو معاصرین می باشد، عقیدة اهل سنت را درباره اصحاب و اهل بیت بیان می‌دارد و می‌گوید: «و از طریقة کسنیکه اصحاب را ناسزا می‌گویند و از طریقة نواصب و خوارج که با سخن و عمل اهل بیت را آزار می‌دهند اظهار بیزاری می‌نمایند».( قطف الثمر فی بیان عقیدة اهل الاثر 1/97.)

 

از دیدگاه اهل سنت اهل بیت حقوق و واجباتی بر گردن ما دارند:

حق دوست‌داشتن؛ پس محبت و دوست‌داشتن آنها چون مؤمن هستند و چون که خویشاوند پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم می‌باشند واجب است، چون که پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «أذکرکم الله فی أهل بیتی».

«در مورد اهل بیت من خدا را مدنظر داشته باشید».

و در حدیثی دیگر آمده است: «والذی نفسی بیده لا یؤمنون حتی یحبوکم لله ولقرابتی».

«سوگند به کسی که جانم در دست اوست مؤمن کامل نخواهند شد تا شما را به خاطر خدا و خویشاوندی من دوست داشته باشند»، و چون که خداوند می‌فرماید: ﴿ قُلْ لا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی) (الشوری: 23).

«بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‏کنم بلکه‌ آنچه‌ از شما می‌طلبم، مودت‌ و دوستی‌ در قرابت‌ و نزدیکی‌نسبی‌ای‌ است‌ که‌ میان‌ من‌ و شما وجود دارد».( قول دیگر در تفسیر آیه چنین است: «بگو: من در برابر آن (همه نعمت که در پرتو دعوت اسلام و تبلیغ رسالت به شما خواهد رسید) از شما پاداش و مزدی نمی‏خواهم جز عشق و علاقه نزدیکی (به خدا) را (که سود آن هم عائد خودتان می‌گردد)

این آیه دو معنی دارد یکی معنی مذکور و دیگری اینکه مرا چون خویشاوند شما هستم دوست بدارید؛ چون هیچ تیره‌ای از طوایف قریش نبود مگر آن که پیامبر با آن خویشاوندی داشت.

حق دفاع از آنها؛ پس باید از آن چه آنان را ناراحت می‌کند جلوگیری کرد، و اگر اتفاق افتاد و جهت رفع آن باید کوشید.

زیرا دفاع از آنها فقط این نیست که بر کسی که به آنها ناسزا می‌گوید ردّ شود و ادب گردد و تنبیه شود. بلکه دفاع از آنها پاسخ ‌دادن و ردّ نمودن بر کسانی که در مورد آنها غلو و افراط کرده‌اند و آنان را بالاتر از آنچه هستند قرار داده‌اند را نیز شامل می‌شود، چون این غلو و افراط آنان را آزار می‌دهد.

و از جمله حقوق اهل بیت این است که یقین قطعی داشته باشیم که نسب پیامبر صلی الله علیه وسلم  و نسل او شریف‌ترین نسب عربهاست؛ چون که پیامبر صلی الله علیه وسلم  می‌گوید: «إنَّ الله اصطفی بنی إسماعیل، واصطفی من بنی إسماعیل کنانة، واصطفی من کنانة قریشًا، واصطفی من قریش بنی هاشم، واصطفانی من بنی هاشم». «خداوند فرزندان اسماعیل را برگزید، و از میان فرزندان اسماعیل کنانه را برگزید، و از کنانه قریش را برگزید، و از قریش بنی‌هاشم را برگزید و از بنی‌هاشم مرا برگزید».

قبلاً بیان شد که عقیده اهل سنت در مورد اهل بیت این است که توهین با هر سخن و عملی به آنها حرام است، مسلم در صحیح خود از علی بن ابی‌طالب رضی الله عنه  روایت می‌کند که گفت: (سوگند به آن که دانه را شکافت، و نفس را آفرید، پیامبر صلی الله علیه وسلم  به من گفت که: جز مؤمن کسی مرا دوست نمی‌دارد، و با من دشمنی نمی‌ورزد مگر منافق). مسلم: ح 78.

و از عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنهما  روایت است که او به پیامبر صلی الله علیه وسلم شکایت نمود که بعضی از قریش به بنی‌هاشم ستم روا می‌دارند، آنگاه پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم به او گفت: سوگند به کسی که جانم در دست اوست آنان مؤمن کامل نخواهند شد مگر آن که شما را برای خدا و به خاطر خویشاوندی من دوست بدارند». و یکی از حقوق اهل بیت این است که دامن آنها از آنچه به دروغ به آنان نسبت داده می‌شود پاک قرار داده شود، و این از امور مهم است.

و از جمله اموری که دالّ بر این است که غلو در اهل بیت باعث رنجش آنها می‌شود روایتی است که در رجال الکشی از امام زین‌العابدین علی بن حسین إ روایت شده که گفت: «یهودیان عزیر را دوست داشتند تا آن که در مورد او چیزهایی گفتند، پس نه عزیر از آنهاست و نه آنها از عزیر هستند، و نصاری عیسی را دوست داشتند تا اینکه درباره او گفتند آنچه گفتند، پس نه عیسی از آنهاست و نه آنها از عیسی هستند، و ما هم بر شیوة آنان هستیم، گروهی از شیعیان ما را دوست خواهند داشت و در دوستی افراط خواهند کرد تا اینکه درباره ما همان چیزی را می‌گویند که یهودیان دربارة عزیر گفته‌اند، و همان چیزی را می‌گویند که نصاری درباره عیسی ابن مریم گفته‌اند، پس ما نه از آنها هستیم و نه آنها از ما هستند».

 

و خلاصه اینکه:

 حقوق اهل بیت که اهل سنت بدان معتقدند برخی عبارتند از:

- حق دوست‌داشتن.

- حق دفاع‌کردن از آنها.

- پاک قراردادن دامن آنها از آنچه به دروغ به آنها نسبت داده می‌شود.

- درودفرستادن بر آنها.

- حق خمس.

- باور قطعی‌داشتن که نسب پیامبر صلی الله علیه وسلم و نسل او بهترین و شریف‌ترین نسب است.

- حرام قرار‌دادن زکات و صدقه برای آنها.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد و علی آله و اتباعه الی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

 

از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «تابعوا بین الحج و العمرة فإنهما ینفیان الذنوب و الفقر، کما ینفی الکیر خبث الحدید و الذهب و الفضة، والیس لحجة مبرورة ثواب إلا الجنة». ترمذی (807).

یعنی: «پی در پی حج و عمره کنید زیرا آن دو گناهان و فقر را از بین می‌برند همانطور که دم آهنگری ناخالصی و زایده‌ی آهن و طلا و نقره را می‌زداید وحج مقبول پاداشی جز بهشت ندارد».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.