عقیده اهل سنت و جماعت در خصوص اهل بیت رضی الله عنهم چیست؟
عقیده اهل سنت و جماعت در خصوص اهل بیت رضی الله عنهم چیست؟ موضوع: اهل بیت و صحابه تاریخ انتشار: 2013-07-25 | بازدید: 1096

عقیده اهل سنت و جماعت در خصوص اهل بیت رضی الله عنهم چیست؟

 

الحمدلله،

در خصوص رفتار با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم ،می توان به طور عمده به سه دیدگاه اشاره نمود.یعنی این مسئله نیز مانند اکثر مباحث اسلامی دارای دیدگاههای متفاوتی می باشد ؛دیدگاه افراط،دیدگاه تفریط و دیدگاه حدوسط و متعادلی که الله تعالی بدان راضی است.

در مورد اهل بیت رضوان الله علیهم اجمعین ،همواره دو فرقه افراط و تفریط وجود دارند که این دو دیدگاه دقیقا در مقابل هم هستند و هر دو در این راه هلاک شده اند:

1-    دیدگاه افراط:کسانی هستند که در مورد اهل بیت در محبت غلو می کنند و آنها نیز خود در میان خود به دو گروه تقسیم می شوند:

 -      گروهی که" غلو در محبت" را به جایی رسانده اند که مدعی هستند امام اهل بیت - یعنی علی ابن ابی طالب رضی الله عنه- همان الله است و او را معبود خود می دانند.سردسته این گروه عبدالله ابن سبا یهودی بود که به ظاهر اسلام آورد و تلاش کرد به ناحق اموراتی را به علی ابن ابی طالب رضی الله عنه نسبت دهد چنانچه عبد الله ابن سبا صراحتاً در مقابل امیرالمومنین قرار گرفته و به وی گفت: "انت الله حقاً" یعنی تو حقیقتاً خدا هستی.

این یهودی خبیث به صورتی مکارانه به اسلام داخل شد تا اسلام را به فساد بکشاند خود را مسلمان جلوه داد ولی به این حال نزد علی ابن ابی طالب رفت و گفت تو خدایی، به همین دلیل علی ابن ابی طالب رضی الله عنه از آنها خواست که از گفته خود بر گردند وگرنه آنها را خواهد کشت و دستور داد که گودالی را حفر کنند و پیروان عبد الله ابی سبا را در آن بسوزانند البته گفته شده که عبد الله ابی سبا به مصر فرار کرد و آنجا دعوت خود را ادامه داد بعد به عراق رفت وسپس به سوی سرزمین فارس برای نشر دعوت خود رفت واینان همان گروهی هستند که در حق علی و فرزندانش با افراط  حقیقتا دشمنی می کنند والعیاذبالله .

 

-         گروه دیگر نیز هرچند صراحتا علی ابن ابی طالب رضی الله عنه را الله نمی پندارند ولی در حقیقت نه تنها به ایشان بلکه به سایر اهل بیت ،صفات خدایی نسبت می دهند و آنها را به استغاثه می خوانند و ادعا دارند که غیب می دانند در حالیکه این صفات لایق هیچ انسانی حتی پیامبران نیست.این گروه که غالبا شیعه هستند و خود را محب اهل بیت می دانند و به سر قبر آنها رفته و از آنها طلب برآورده شدن حاجات خود را می کنند و یا آنها را واسطه بن خود و الله قرار می دهند والعیاذبالله.

 

2-دیدگاه تفریط:علما می گویند که هرگاه در مسئله ای افراط شد بدنبال آن تفریط ایجاد می شود.چنانچه در مورد اهل بیت رضوان الله علیهم اجمعین نیز در مقابل گروه افراط دسته ای پدیدار شدند که در نقطه مقابل آنها قرار گرفتند و دشمنی با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وسلم را جزو دین خود اعمال کردند.آنها به نواصب معروفند و الان به ندرت در میان مسلمانان یافت می شوند.این گروه گمراه دشمنی با اهل بیت را پیشه خود کرده بودند و آنها را و اللخصوص علی ابن ابی طالب رضی الله عنه را لعن و نفرین می کردند والعیاذبالله.

اعتدال  در عقیده

در این میان و در برابر این دو گروه افراط و غلو و تفریط و بی انصافی،اهل سنت و جماعت همانند سایر اصولهای اسلامی حد تعادل را پیش گرفته آنچنانکه الله تعالی بدان راضی باشند و بدان امر نموده اند.

عقیدة اهل سنت و جماعت در تمامی مسائل اعتقادی عقیدة معتدل بین افراط و تفریط است، از جمله عقیده شان درباره اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. ‌زیرا آنان هر زن و مرد مسلمانی را که از نسل عبدالمطلب باشد دوست می دارند.

همچنین  تمام همسران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  را دوست می دارند و به همه احترام میگذارند، و باعدل و انصاف، و بدور از هرگونه هوا پرستی و تندروی هر کسی را در همان مقام و منزلتی قرار می دهند که مستحق آن است.

کما اینکه اهل سنت به کسانی که خداوند به آنان هم افتخار ایمان و هم افتخار نسب قرابت حضرتش صلی الله علیه و آله و سلم را عنایت فرموده احترام می گذارند.

یعنی یکی از اصول اهل سنت دوست‌داشتن اهل بیت است، و آنها به دو دلیل اهل بیت را دوست می‌‌دارند یکی ایمانشان و دوّم خویشاوندی که با پیامبر دارند، پس وقتی آنها هم مؤمن هستند و هم خویشاوند پیامبر هرگز اهل سنت نسبت به آنان کینه نمی‌ورزند. و اگر کافر باشند ما آنها را دوست نمی‌داریم گرچه از خویشاوندان پیامبر باشند، ابولهب عموی پیامبر ص است اما به هیچ صورتی جایز نیست که ما او را دوست بداریم، بلکه باید به خاطر اینکه کافر بوده و پیامبر را اذیت می‌کرده است از او متنفّر باشیم.( ن ک: شرح العقیده الواسطیه ابن عثیمین 2/274 – 275.‏)

 

یک قاعده مهم:

پس اهل سنت معتقدند که افتخار نسب تابع افتخار ایمان است، کسی که خداوند او را با هر دو نعمت (ایمان و نسب رفیع) افتخار بخشیده باشد براستی که دو مدال افتخار یکجا برده است،  و کسی که توفیق نعمت ایمان را نیافته باشد نسب شریف و رفیع نفعی به او نخواهد رساند، چنانکه خداوند متعال می فرماید:

)إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ( « بدرستیکه مکرم ترین شما در نزد خدا پرهیزگارترین شماست».

و رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم در پایان حدیث طولانی ای که امام مسلم آنرا به روایت أبو هریره درصحیحش نقل کرده (شماره2699) می فرماید:

(من بطأ به عمله لم یسرع به نسبه) «کسی که عملش او را عقب بیندازد نسبش او را نمی تواند جلو بیندازد».

شرح حدیث:

حافظ ابن رجب رحمة الله علیه در شرح این حدیث در کتاب ارزشمندش جامع العلوم والحکم ص 308 می فرماید:

«و معنایش این است که عمل، انسان را به درجات عالی بهشت در آخرت می رساند لذا خداوند متعال می فرماید:

)وَلِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا( و هر کسی را از آنچه عمل کرده درجاتی خواهد بود».

پس کسی که عملش او را در نزد خداوند به درجات عالی نرساند نسبش نخواهد توانست او را جلو بیندازد تا اینکه آن درجات را کسب کند، زیرا خداوند در مقابل عمل پاداش می دهد نه نسب، چنانکه می فرماید:

)فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلا أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلا  یَتَسَاءَلُونَ( (مؤمنون:101 )

«آنگاه چون در صور دمیده می شود. آن روز در میانشان پیوند های خویشاوندی نباشد و از همدیگر نپرسند».

از فریب‌های بزرگی که بسیاری آن را باور کرده‌اند و چون یک حقیقت بدون دلیل آن را پذیرفته‌اند و در اذهانشان جای گرفته، این است که اهل سنت ناصبی هستند. می‌گویند اهل سنت و خوارج یکی هستند و با هم فرقی ندارند و آنها ناصبی هستند و اهل بیت پیامبر را دوست ندارند و این بهتان بزرگی است و هر کس که شناختی از کتابهای اهل سنت داشته باشد می‌بیند که به صراحت و روشنی ناصبی‌ها را به باد انتقاد می‌گیرند و همچنین خوارج را اهل بدعت قرار داده‌اند و بلکه آنها را از سران گمراهی دانسته‌اند.

سخن شیخ‌الإسلام ابن تیمیه رحمه الله را که به ناصبی‌بودن متهم شده است بخوانید که می‌گوید: (و هر کس حسین را کشته یا برای کشتن او همکاری نموده یا به کشته ‌شدن حسین راضی بوده است لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد)( مجموع الفتاوی 4/487.‏)

و آلوسی در مورد ناصبی‌ها که منکر خلافت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب رضی الله عنه هستند می‌گوید: (و هر دو گروه (شیعه و سنی) دلایل زیادی علیه ناصبی‌های منکر خلافت علی دارند، خداوند با ناصبی‌ها به آنچه سزاوار آن هستند رفتار کند). روح المعانی 18/205.

 محمد صدیق حسن خان قرنجی یکی دیگر از علمای اهل سنت که جزو معاصرین می باشد، عقیدة اهل سنت را درباره اصحاب و اهل بیت بیان می‌دارد و می‌گوید: «و از طریقة کسنیکه اصحاب را ناسزا می‌گویند و از طریقة نواصب و خوارج که با سخن و عمل اهل بیت را آزار می‌دهند اظهار بیزاری می‌نمایند».( قطف الثمر فی بیان عقیدة اهل الاثر 1/97.)

 

از دیدگاه اهل سنت اهل بیت حقوق و واجباتی بر گردن ما دارند:

حق دوست‌داشتن؛ پس محبت و دوست‌داشتن آنها چون مؤمن هستند و چون که خویشاوند پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم می‌باشند واجب است، چون که پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «أذکرکم الله فی أهل بیتی».

«در مورد اهل بیت من خدا را مدنظر داشته باشید».

و در حدیثی دیگر آمده است: «والذی نفسی بیده لا یؤمنون حتی یحبوکم لله ولقرابتی».

«سوگند به کسی که جانم در دست اوست مؤمن کامل نخواهند شد تا شما را به خاطر خدا و خویشاوندی من دوست داشته باشند»، و چون که خداوند می‌فرماید: ﴿ قُلْ لا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی) (الشوری: 23).

«بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‏کنم بلکه‌ آنچه‌ از شما می‌طلبم، مودت‌ و دوستی‌ در قرابت‌ و نزدیکی‌نسبی‌ای‌ است‌ که‌ میان‌ من‌ و شما وجود دارد».( قول دیگر در تفسیر آیه چنین است: «بگو: من در برابر آن (همه نعمت که در پرتو دعوت اسلام و تبلیغ رسالت به شما خواهد رسید) از شما پاداش و مزدی نمی‏خواهم جز عشق و علاقه نزدیکی (به خدا) را (که سود آن هم عائد خودتان می‌گردد)

این آیه دو معنی دارد یکی معنی مذکور و دیگری اینکه مرا چون خویشاوند شما هستم دوست بدارید؛ چون هیچ تیره‌ای از طوایف قریش نبود مگر آن که پیامبر با آن خویشاوندی داشت.

حق دفاع از آنها؛ پس باید از آن چه آنان را ناراحت می‌کند جلوگیری کرد، و اگر اتفاق افتاد و جهت رفع آن باید کوشید.

زیرا دفاع از آنها فقط این نیست که بر کسی که به آنها ناسزا می‌گوید ردّ شود و ادب گردد و تنبیه شود. بلکه دفاع از آنها پاسخ ‌دادن و ردّ نمودن بر کسانی که در مورد آنها غلو و افراط کرده‌اند و آنان را بالاتر از آنچه هستند قرار داده‌اند را نیز شامل می‌شود، چون این غلو و افراط آنان را آزار می‌دهد.

و از جمله حقوق اهل بیت این است که یقین قطعی داشته باشیم که نسب پیامبر صلی الله علیه وسلم  و نسل او شریف‌ترین نسب عربهاست؛ چون که پیامبر ص می‌گوید: «إنَّ الله اصطفی بنی إسماعیل، واصطفی من بنی إسماعیل کنانة، واصطفی من کنانة قریشًا، واصطفی من قریش بنی هاشم، واصطفانی من بنی هاشم». «خداوند فرزندان اسماعیل را برگزید، و از میان فرزندان اسماعیل کنانه را برگزید، و از کنانه قریش را برگزید، و از قریش بنی‌هاشم را برگزید و از بنی‌هاشم مرا برگزید».

قبلاً بیان شد که عقیده اهل سنت در مورد اهل بیت این است که توهین با هر سخن و عملی به آنها حرام است، مسلم در صحیح خود از علی بن ابی‌طالب رضی الله عنه  روایت می‌کند که گفت: (سوگند به آن که دانه را شکافت، و نفس را آفرید، پیامبر ص به من گفت که: جز مؤمن کسی مرا دوست نمی‌دارد، و با من دشمنی نمی‌ورزد مگر منافق). مسلم: ح 78.

و از عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنهما  روایت است که او به پیامبر صلی الله علیه وسلم شکایت نمود که بعضی از قریش به بنی‌هاشم ستم روا می‌دارند، آنگاه پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم به او گفت: سوگند به کسی که جانم در دست اوست آنان مؤمن کامل نخواهند شد مگر آن که شما را برای خدا و به خاطر خویشاوندی من دوست بدارند». و یکی از حقوق اهل بیت این است که دامن آنها از آنچه به دروغ به آنان نسبت داده می‌شود پاک قرار داده شود، و این از امور مهم است.

و از جمله اموری که دالّ بر این است که غلو در اهل بیت باعث رنجش آنها می‌شود روایتی است که در رجال الکشی از امام زین‌العابدین علی بن حسین إروایت شده که گفت: «یهودیان عزیر را دوست داشتند تا آن که در مورد او چیزهایی گفتند، پس نه عزیر از آنهاست و نه آنها از عزیر هستند، و نصاری عیسی را دوست داشتند تا اینکه درباره او گفتند آنچه گفتند، پس نه عیسی از آنهاست و نه آنها از عیسی هستند، و ما هم بر شیوة آنان هستیم، گروهی از شیعیان ما را دوست خواهند داشت و در دوستی افراط خواهند کرد تا اینکه درباره ما همان چیزی را می‌گویند که یهودیان دربارة عزیر گفته‌اند، و همان چیزی را می‌گویند که نصاری درباره عیسی ابن مریم گفته‌اند، پس ما نه از آنها هستیم و نه آنها از ما هستند».

 

و خلاصه اینکه:

 حقوق اهل بیت که اهل سنت بدان معتقدند برخی عبارتند از:

- حق دوست‌داشتن.

- حق دفاع‌کردن از آنها.

- پاک قراردادن دامن آنها از آنچه به دروغ به آنها نسبت داده می‌شود.

- درودفرستادن بر آنها.

- حق خمس.

- باور قطعی‌داشتن که نسب پیامبر صلی الله علیه وسلم و نسل او بهترین و شریف‌ترین نسب است.

- حرام قرار‌دادن زکات و صدقه برای آنها.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

قال إبراهیم بن أدهم رحمه الله : «الزهد ثلاثة أصناف: فزهد فرض ، وزهد فضل ، وزهد سلامة ؛ فأما الزهد الفرض فالزهد فی الحرام، والزهد الفضل الزهد فی الحلال، والزهد السلامة الزهد فی الشبهات». "جامع العلوم والحکم " (ص : 310).

ابراهیم بن ادهم رحمه الله فرمودند: «زُهد سه نوع است: زهدی که فرض است، و زهدی که فضل است، و زهدی که مایه سلامت است؛ زهد فرض یعنی دوری از حرام، و زهد فضل یعنی بی رغبتی نسبت به حلال، و زهد سلامت یعنی پرهیز از شبهات».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.