چرا عایشه رضی الله عنه نزد قبر پیامبر دفن نشد؟
چرا عایشه رضی الله عنه نزد قبر پیامبر دفن نشد؟ موضوع: مادران مومنان تاریخ انتشار: 2013-07-28 | بازدید: 2883

چرا حضرت عایشه (رضی الله عنها) در کنار رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) دفن نشده اند؟

از حضرت عایشه (رضی الله عنها) سوال نمودند : آیا دوست داری که شما را در کنار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دفن کنیم؟ او این جمله را درجواب آنان گفت:

فقالت: انی أحدثت بعد رسول الله صلی الله علیه و سلم حدثا، ادفنونی مع أزواجه. فدفنت بالبقیع. هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین و لم یخرجاه.

مستدرک الصحیحین للحاکم النیشابوری، ج4، ص

چرا خودشان به اینکار راضی نبودند؟ لطفا عبارت را برایم ترجمه کنید و در مورد آن توضیح دهید.

 

الحمدلله،

امام ذهبی در "سیر النبلاء" ( 78 79 ) روایت می کند: « و قال إسماعیل بن أبی خالد عن قیس قال: قالت عائشة و کانت تحدث نفسها أن تدفن فی بیتها, فقالت: إنی أحدثت بعد رسول الله صلی الله علیه وسلم حدثا, ادفنونی مع أزواجه, فدفنت بالبقیع رضی الله عنها. قلت: تعنی بالحدث مسیرها یوم الجمل, فإنها ندمت ندامة کلیة , و تابت من ذلک. علی أنها ما فعلت ذلک..».

ترجمه ی روایت: اسماعیل بن ابی خالد از قیس نقل می کند که او گفت: عایشه رضی الله عنها با وجود آنکه قبلا خود گفته بود که در منزلش دفن شود (خودش را مهیا کرده بود تا در منزلش دفن شود)، اما گفت: من بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه وسلم کاری انجام دادم (که از آن متاسفم)، پس مرا همراه دیگر همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم دفن کنید. پس در بقیع دفن شد.

 

موضوع این روایت به ندامت و تاسف عایشه رضی الله عنها بعد از ماجرای جمل مربوط می شود.

و منظور ایشان از عمل تاسف بار، در حقیقت اشاره دارد به خروج وی در ماجرای جمل، چرا که او از آن پشیمان و نادم بود و گفته می شود که او از آن عمل توبه کرد.

چنانکه ذهبی در ادامه ی روایت فوق می گوید: « قلت: تعنی بالحدث مسیرها یوم الجمل، فإنها ندمت ندامة کلیة وتابت من ذلک علی أنها ما فعلت ذلک..».

یعنی: منظور او از رویداد و (حدث در روایت) مسیر او به سوی جمل است، زیرا او بکلی از آن پشیمان و نادم بود، و از آن توبه کرد و از آنچه که انجام داد..».

و مراجعه کنید به: «تفسیر البحر المحیط ؛ احزاب:33».

بنابراین عایشه رضی الله عنها دوست داشتند که در حجره ی خویش و نزد قبر شوهرش (رسول خدا صلی الله علیه وسلم ) و پدرش (ابوبکر صدیق رضی الله عنه ) دفن شود، اما از آنجائیکه خود را به دلیل رویداد جمل سرزنش می کرد، شرم داشت تا با آن رویدادی که او در آن نقش داشت نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم دفن شود، و بر همین مبنا وصیت نمود تا وی را نزد سایر ازواج پیامبر صلی الله علیه وسلم در قبرستان بقیع دفن کنند.

هنگامی که عمر رضی الله عنه ضربت خوردند، به پسرش عبدالله فرمود: « نزد ام المؤمنین، عایشه، برو و سلام مرا برسان و نگو امیرالمؤمنین، چرا که من امروز امیرمؤمنان نیستم و بگو: عمر اجازه می‌خواهد که در کنار دو رفیق خود دفن شود. عبدالله نزد عائشه رفت و اجازه‌ی ورود خواست و عائشه را در حال گریه دید. سلام کرد و گفت: عمر خدمت شما سلام دارد و اجازه می‌خواهد که در کنار دو رفیق خود بیارامد. عائشه -رضی الله عنها- گفت: دلم می‌خواست خودم در اینجا دفن شوم، ولی امروز عمر را بر خود ترجیح می‌دهم. وقتی عبدالله نزد پدر برگشت، گفتند: عبدالله آمد. عمر رضی الله عنه گفت: مرا بنشانید. و از فرزندش پرسید: چه خبر داری؟ گفت: آن‌چه‌ شما دوست داشتید اتفاق افتاد. عمر رضی الله عنه گفت: خدا را شکر». بخاری، فضائل الصحابة ح ش 3700 .‏

البته قابل ذکر است که بیرون‌آمدن ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها در ماجرای جمل برای مصالحه و سرکوبی باغی‌ها بود، ولی مخالفین اسلام و پیروان سبائی‌ها، این واقعه را تحریف کرده و الفاظ ناشایست نسبت به مادر مؤمنان گفته اند که تمام گفتارهای آنها در اثر ناآگاهی و بی‌اطلاعی از حقایق تاریخی است، مثلاً می‌گویند که قصد از این خروج، قصاص قاتلان عثمان رضی الله عنه نبود، بلکه خلافت حضرت علی بر ایشان ناگوار بود!! یا این که می‌خواست طرفداران خود را به خلافت برسانند!!

و بدون شک این سخنان ناشی از حقد و کینه ی منافقین و سبئیه از عایشه رضی الله عنها است، زهری از عایشه رضی الله عنها نقل کرده که بعد از ماجرای جمل گفت: «من میخواستم که مکانت و جایگاه من، مردم را از هم جدا کند و فکر نمیکردم که بین مردم جنگی روی دهد و اگر می‏دانستم که جنگی روی می‏دهد هرگز چنین موضعی نمی‏گرفتم».( المغازی، زهری، ص154.)

و حافظ ابن حجَر در کتاب فتح الباری می‌نویسد:

«إِنَّ أحَداً لَمْ یَنْقُلْ أَنَّ عایشه وَمَنْ مَعَها نَازَعُوْا عَلِیًّا فِی الْخِلافَةِ وَلا ادَّعَوْا أَحَدٌ منهم لِیُولُّوْهُ الخِلافَةَ». فتح الباری، 13 / 41.

«همانا هیچکس نقل نکرده است که عایشه و کسانی که با ایشان بودند با خلافت علی مخالف بوده اند، و هیچ یکی از آنها ادعای رسیدن به خلافت را نداشته است».

تمام این تصورات از جانب دشمنان صحابه رضی الله عنهم ساخته شده و بعضی روایات که امروز به آن استدلال می‌کنند راویان آنها سبائی (پیروان ابن سبا) هستند، بلکه در واقع قصد آنها از خروج این بود که قصاص عثمان رضی الله عنه گرفته شود تا در آینده از تکرار آن حوادث جلوگیری شده و امور امت و دولت بهتر اداره شود، ابن تیمیه در منهاج السنه گوید:

«وَلکِنَّ حَرْبَ الْجَمَلِ بَغیْرِ اخْتَیارِهِ وَلا اخْتِیارِهِمْ فَإِنَّهِمُ قَدِ اتِّفَقُوا عَلَی الْمَصْلَحَةِ وَإِقامَةِ الحُدُوْدِ عَلی قَتَلَةِ عُثْمَانَ فَتَوا طَئَتِ الْقَتَلَةُ عَلَی إِقَامَةِ الفِتْنَةِ آخِراً کَما أَقَامُوْهَا أَوَّلاً». منهاج السنه جلد 3 – صفحة 241.

«ولی جنگ جمل بدون اختیار علی رضی الله عنه و بدون اختیار اصحاب جمل بود، زیرا آنها توافق کردند بر صلح و جاری‌کردن حد شرعی بر کشندگان عثمان، پس توطئه کردند کشندگان عثمان بر ایجاد فتنه در پایان هم چنانکه ایجاد کردند فتنه را در آغاز».

از مجموع آنچه نقل شد معلوم می‌گردد که واقعة جمل بر اثر بازیگری‌های منافقین روی داد و حضرت علی و اصحاب جمل از آن بری هستند.

در پایان جنگ جمل هنگامی که حضرت علی رضی الله عنه گروهی به سرپرستی محمد بن ابی بکر و فرزندانش حسن و حسین مأمور رساندن حضرت عایشه به مدینه نمود، ام المؤمنین عایشه ضمن اظهار ندامت از این واقعه – ای کاش خداوند بیست سال پیش از این جانم را گرفته بود – گفت: فرزندانم برخی از ما از راه کوتاهی یا زیاده‌روی بر برخی دیگر عتاب کرده ایم، لذا هیچکس به خاطر ناراحتی‌هایی که به وی رسیده است، بر دیگری تجاوز نکند. سپس چشمش را به جایی که علی رضی الله عنه ایستاده بود انداخت و به گفته اش چنین ادامه داد: «به خدا قسم بین من و علی در قدیم مطلبی جز آنچه که بین زن و خویشان شوهرش می‌باشد وجود نداشته است و در نظر من او از نیکان است». هنوز علی این سخن را از وی نشنیده بود که جمعیت را مخاطب ساخته، و فرمود: «مردم به خدا قسم راست گفت و نیک گفت بین من و او چیزی جز آن نبوده است، و در دنیا و آخرت همسر پیغمبرتان است». به نقل از البدایه و النهایه 7 / 233، و کامل ابن اثیر 3 / 197، و العقد الفرید 5 / 74.

حضرت عایشه رضی الله عنها با گریه خود در باره شرکت در جنگ جمل و این سخن که دوست می‌داشتم خداوند پیش از این جانم را گرفته بود، توبه خود را آشکار ساخت و با سخنان فوق ارادت خود را نسبت به داماد پیامبر صلی الله علیه وسلم نشان داد.

ابن تیمیه میگوید: عائشه جنگ نکرد و به قصد جنگ خارج نشد، بلکه به قصد اصلاح میان مسلمانان خارج شد و گمان می‏برد که خروج وی به مصلحت مسلمانان است، اما بعداً برای وی روشن شد که ترک خروج اولی بوده است. پس هرگاه بهیاد خروج خود می‏افتاد آن قدر می‏گریست که مقنعهاش خیس میشد. عامه سابقون هم چنین وضعی داشتند و از اینکه وارد جنگ شده بودند پشیمان بودند. علی، طلحه، زبیر و دیگران پشیمان بودند. این افراد در روز جنگ جمل قصد وارد شدن به جنگ را نداشتند، اما بدون اختیار آنان جنگ روی داد. المنتقی من منهاج الإعتدال فی نقض کلام أهل الرفض و الإعتزال، محب الدین خطیب، ص222.

 

ایشان (عایشه رضی الله عنها) وصیت کردند که جنازه مرا در تاریکی شب بردارید و مرا در روضة القدس دفن نکنید. البته بعضی گفته اند که علت کراهت داشتن عایشه به دفن شدن در حجره ی خویش، به سبب وجود قبر عمر رضی الله عنه بود و او از اینکه پهلوی ایشان که نامحرم وی بودند احساس راحتی نمی کردند، چنانکه از عایشه رضی الله عنها روایت است که گفت: «هنگامی که داخل حجره‏ام که رسول‏اللَّه و پدرم در آن دفن شده بود، می‏شدم، لباسم را در می‏آوردم و می‏گفتم اینها شوهرم و پدرم می‏باشند ولی آنگاه که عمر با آنها دفن شد، پس به خدا قسم داخل حجره‏ام نشدم مگر این که لباسم را به خاطر حیا از عمر به شدت به خودم می‏پیچیدم » مسند أحمد-حدیث ( 24480 ).

و بعضی دیگر مانند حافظ ابن حجر رحمه الله گفته اند: «قال بن بطال عن المهلب انما کرهت عائشة ان تدفن معهم خشیة ان یظن أحد انها أفضل الصحابة بعد النبی صلی الله علیه وسلم وصاحبیه..». فتح الباری جزء 13 - صفحة 308.

یعنی: «ابن بطال از مهلب نقل می کند که گفت: عایشه از این جهت کراهت داشت که با آنها دفن شود زیرا از این می ترسید که کسی گمان برد که او (یعنی عایشه) افضل ترین صحابه بعد از پیامبر صلی الله علیه وسلم و دو همراهش ابوبکر و عمر رضی الله عنهما است..».

و ابن تیمیه رحمه الله نیز در مجموع الفتاوی - جزء 27 - صفحة 419 می گوید که این وصیت عایشه رضی الله عنها نشانه ی تواضع و فروتنی او بود.

در تشییع جنازه ایشان چنان هجومی از مردم مدینه بود که در جنازه هیچکس دیده نشده بود، مردم به امامت ابوهریره رضی الله عنه بر جنازه صدیقة کائنات نماز خواندند، و همه اصحاب کِبار در مراسم نماز شرکت داشتند، و جنازه ایشان به وسیله برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌هایشان در بَقَیع به خاک سپرده شد.

 

والله اعلم

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله وأصحابه والتابعین لهم بإحسان إلی یوم الدین

سایت جامع فتاوای اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

 

    منبع: سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت (IslamPP.Com)

 

نصیحت و حکمت

حدثنا یحیی ابن یمان، قال: سمعت سفیان الثوری، یقول: «الأعمال السیئة داء، والعلماء دواء، فإذا فسد العلماء فمن یشفی الداء؟». "حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء" حافظ أبو نعیم اصفهانی.

یحیی بن یمان می گوید: شنیدم که سفیان ثوری می فرمود: «اعمال و کارهای بد و زشت درد هستند و علماء دوای آن دردها هستند، هرگاه علماء فاسد شدند پس چه کسی دردها را درمان کند؟».

نظر سنجی

شما به کدام بخش سایت بیشتر مراجعه میکنید؟









      

گالری تصاویر
  • قرآن

    قرآن

  • حدیث

    حدیث

  • دعا

    دعا

Close

برای دریافت مطالب جدید سایت لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.